در وادی زندگی
در سرزمین زیستن
در جهانی که پا به آن گذاشته ای
و خدا ، تقدیر بودن را برایت رقم زده است
گویا،باید در فراز و فرود امواج دریا
با تلاطم طوفان گونه
روزگار را بگذرانی
گذران روزگار ، گاه با مهر و محبت است و گاه با درد و رنج
گذران روزگار ، گاه با خوشی و شادی است و گاه با غم و اندوه
گذران روزگار ، گاه با نشاط و طراوت است و گاه با پژمردگی و افسردگی
گذران روزگار ، گاه با حسی عاشقانه است و گاه با برودت احساس
گذران روزگار ، گاه با تنوع است و گاه با تکرار مکررات
امیدوارم تمامی این گذر لحظات سالم ، سلامت ، سرافراز ، سربلند ، سعادتمند ، سپیدبخت و سرشار از موفقیت برایتان باشد.
*سال نو مبارک*
**************
تفاوت های بین مردان و زنان
********
آینده
یک زن تا زمانی که ازدواج نکرده نگران آینده است ، یک مرد تا زمانی که ازدواج نکرده هرگز نگران نخواهد بود.
ازدواج
یک زن به امید اینکه شوهرش تغییر کند با او ازدواج می کند ولی تغییر نمی کند ، یک مرد به این امید با همسرش ازدواج می کند که تغییر نکند ولی تغییر می کند.
خوار و بار
یک زن جنس های مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آنها به فروشگاه می رود ، یک مرد آنقدر صبر می کند تا محتویات یخچال ته می کشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند آن گاه به سراغ خرید می رود ، او هر چیزی را که خوب بنظر برسد می خرد.
آینه
مردها خودبین و مغرور هستند آنها خودشان را در آینه چک می کنند ، زنان با مزه اند ، آنها تصویر خود را در هر سطح صیقلی بازدید می کنند. آینه، قاشق؛. پنجره های فروشگاه ، برشته کننده ها ، و...
تلفن
مردان تلفن را به عنوان یک وسیله ارتباطی برای ارسال پیام های کوتاه و ضروری یه دیگران در نظر می گیرند ، یک زن و دوستش می توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت کنند.
لباس شیک پوشیدن
یک زن هنگام رفتن به خرید ، آب دادن به گل های با غچه ، بیرون گذاشتن سطل زیاله و گرفتن بسته پستی و... لباس شیک می پوشد ، یک مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی بر تن میکند.
شستن لباس ها
زنان هر چند روز یک بار لباس هایشان را می شویند ، مردها تک تک لباس های موجود در کمد حتی رو پوش و اونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می پوشند و هنگامی که لباس تمیزی باقی نماند یک لباس کثیف برتن نموده و کوه ایجاد شده از لباس های چرک خود را با آژانس به خشک شویی منتقل می کنند.
گل و گیاه
یک زن از شوهرش می خواهد وقتی مسافرت است به گل ها آب دهد مرد به گل ها آب می دهد زن پنچ روز بعد به خانه ای پر از گل ها و گیاهان پژمرده بر می گردد کسی نمیداند چرا این اتفاق افتاده است!!!
سبیل
بعضی از مردان مانند هرکول پوآرو با سبیل خوش تیپ می شوند ، هیچ زنی وجود ندارد که با سبیل زیبا بنظر برسد.
*با آرزوی روزها و سال های خوب توام با شادی و موفقیت برای همه*
*یا حق*
خدایا تو را دارم
در آغوش خــــــدا گریستم تا نوازشم کند
پرسید : فرزندم پس آدمت کو ؟؟؟
اشک هایم را پاک کــــردم و گفتـــــم : در آغوش حوای دیگریست .
خدایا تو با من بمان!!!!
که محتاج ماندن خلقت نباشــم!!!
آمین !!!
یادآوری
يادم باشد که :
او که زير سايه ي ديگري راه مي رود ، خودش سايه اي ندارد .
که : هرروز بايد تمرين کرد دل کندن از زندگي را .
که : زخم نيست آنچه درد مي آورد ، عفونت است .
که :در حرکت هميشه افق هاي تازه هست .
که : دست به کاري نزنم که نتوانم آنرا براي ديگران ! تعريف کنم .
که : آنها که دوستشان مي دارم مي توانند دوستم نداشته باشند .
که : حرف هاي کهنه از دل کهنه بر مي آيند .
که : دلي نو بخرم .
که : فرار راه به دخمه اي مي برد براي پنهان شدن نه آزادي .
که : باور هايم شايد دروغ باشند .
که : لبخندم را توى آيينه جا نگذارم .
که : آرزوهاي انجام نيافته دست زندگي را گرفته اند و او را راه مي برند .
که : لزومي ندارد همانقدر که تو براي من عزيزي ، من هم برايت عزيز باشم .
که : محبتي که به ديگري مي کنم ارضاي نياز به نمايش گذاشتن مهر خودم نباشد .
که : براي ديدن بايد نگاه کرد ، نه نگاه !
که : اندک است تنهايي من در مقايسه با تنهايي خورشيد .
که : دلخوشي ها هيچکدام ماندگار نيستند .
که : تا وقتي اوضاع بدتر نشده ! يعني همه چيز رو به راه است .
که : آرامش جايي فراتر از ما نيست .
که : من تنها نيستم ما يک جمعيتيم که تنهائيم .
که : براي پاسخ دادن به احمق ، بايد احمق بود !
که : در خسته ترين ثانيه هاي عمر هم هنوز رمقي براي انجام برخي کارهاي کوچک هست!
که : لازم است گاهي با خودم رو راست تر از اين باشم که هستم .
که : سهم هيچکس را هيچ کجا نگذاشته اند ، هرکسي سهم خودش را مي آفريند .
که : آن هنگام که از دست دادن عادت مي شود ، به دست آوردن هم ديگر آرزو نيست .
که : پيش ترها چيز هايي برايم مهم بودند که حالا ديگر مهم نيستند .
که : آنچه امروز برايم مهم است ، فردا نخواهد بود .
که : نيازمند کمک اند آنها که منتظر کمکشان نشسته ايم .
که : من « از اين به بعد » هستم ، نه « تا به حال » .
که : هرگر به تمامي نا اميد نمي شوي اگر تمام اميدت را به چيزي نبسته باشي .
که : غير قابل تحمل وجود ندارد .
که : گاهي مجبور است براي راحت کردن خيال ديگران خودش را خوشحال نشان بدهد .
که : خوبي آنچه که ندارم اينست که نگران از دست دادن اش نخواهم بود .
که : با يک نگاه هم ممکن است بشکنند دل هاي نازک .
که : بجز خاطره اي هيچ نمي ماند .
که : وظيفه ي من اينست: «حمل باري که خودم هستم» تا آخر راه .
که : منتظر ِ تنها يک جرقه است ، انبار مهمات .
که : کار رهگذر عبور است ، گاهي بر مي گردد ، گاهي نه .
که : در هر يقيني مي توان شک کرد و اين تکاپوي خرد است .
که :هميشه چند قدم آخر است که سخت ترين قسمت راه است .
که : اميد ، خوشبختانه از دست دادني نيست .
که : به جستجوى راه باشم ، نه همراه .
که : هوشياري يعني زيستن با لحظه ها
یا علی
گفتمش از غم هجران چه کنم ای خدا؟
گفت : بسوز
گفتمش: چاره این سوز بگو؟
گفت: بساز
________________________________________
حکایت من حکایت همان بی نوایی است
که شب ها زیر دوش اب سرد
بی صدا رها می کند بغض زخم هایش را
و همه می گویند چه اسان فراموش کرد...چه اسان خندید!!!
________________________________________
روز وداع ،يار به حالم بنگريست
مي رفت و ميستاد و همي گفت و مي گريست
کاي عاشق غريب بدردم صبور باش
دوران روزگار چنين است چاره چيست؟؟؟
________________________________________
تــو مهـربان تـــرینشان بودی!
مـــــــــن زخمــــــــهای بی نظیری به تــن دارم
اما تــــ ـــــو مهــــربان تــــرینشان بودی ،
عمیـــــق تــــرینشان ،
عــــزیــــــــز تـــرینشان !
بعــد از تــــ ـــو آدم ها
تنها خــــراش های کوچکی بودند بــر پوستـــــم
که هیچ کـــــــدامشان
به پای تـــــ ــــــو نــــــرسیــدند
چنین بامهربانی خواندنت چیست؟
بدین نامهربانی راندنت چیست؟
بپرس از این دل دیوانه ی من
که ای بیچاره اینجا ماندنت چیست؟
__________________________________________
خنده های تـو آرزوهای من اند
بخند تا برآورده شوند تمام آرزوهای من ...!
_________________________________________.
من خود به تو پر پرواز دادم اما
به همه گفتم درب قفسش باز بود و پرید...
______________________________________
لحظه های سخته تنها ماندنم
با تو یك دنیا قشنگی می شود
با تو حتی خوابهای تلخ من
یك بغل رویای رنگی می شود
هیچ می دانی دلم این روزها
بی تو دائم بی قراری می كند؟
_______________________________________
بی قراری
. . . .
یادت هست؟
جـناق می شکـستیم می گــفتیم:
یــادم تــــو را فراموش
ولی امروز
تمام استخوانهایم شکـسته
باز هـم تو را فراموش نکردم...!
_______________________________________
تو زیر همه چیز زدی
و من فقط
زیر گریه...
______________________________________
حرف دل
. . .
من گــمان مي کــردم
رفتنــت ممــکن نيسـت
رفتنــت ممــکن شـد
بــاورش ممکن نيست
امیدوار و شاد باشید
یا حق
چه تلخ است تشييع عشق،بر روي شانه هاي فراموشي،،،
و چه سخت است سپردن دل،به قبرستان جدايي،،،
وقتي بداني 5 شنبه اي نيست،تا رهگذري بر بي كسي هایت فاتحه اي بخواند.
آن گاه که غرور کسی را له می کنی*
آن گاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی*
آن گاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی*
آن گاه که بنده ای را نادیده می انگاری*
آن گاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی
آن گاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی ؟!
تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟!!!
هي فلاني مي داني ؟
مي گويند رسم زندگي چنين است.
مي آيند.مي مانند.
عادت مي دهند و مي روند.و تو در خود مي ماني تنها.
راستي نگفتي رسم تو هم چنين است؟؟؟
مثل همه ي فلاني ها!!!
حلقه ي دار
پشت پا خوردم زهر كس كه گفت: يار منه*
چون كه ديدم روز و شب در پي آزار منه*
هر كه دستي از محبت حلقه كرد بر گردنم
ديدم اين دست محبت،حلقه ي دار منه*
کوه هم که باشی
باید،
کوتاه بیایی
تا
روز بگذرد...
(هاجر فرهادی)
دنیا
دنیا را بغل گرفتیم،
گفتند :امن است،
هیچ کاری با ما ندارد!
خوابمان برد،
بیدار شدیم،دیدیم...
!!آبستن تمام دردهایش شده ایم...!
(حسین پناهی)
ب.ن
سال قبل بود که با اصرارهای من از امیدخان خواهش کردم که وبلاگ را از اغما و کما در بیارند و نزارن جزو وبلاگ های فراموش شده بشه چون عقیده داشتم و دارم که وبلاگ خوبیه و حیف پنج سال تلاش که راکد بشه و از ذهن وبلاگ خوانها بره و امیدجان لطف کرد و من را توی وبلاگ شریک کرد و امروز قشنگ یکساله که با افتخار برای این وبلاگ می نویسم و شکر خدا تونستم از کما درش بیارم
از امیدجان بی نهایت سپاسگزارم که به من این فرصت و اجازه را داد![]()
![]()
![]()
تولد دوباره وبلاگ مبارک
شاد و امیدوار باشید
یا حق
از خويش بي خود گشته و مست خيالش مي شوم
در آسمان آرزو هر دم صدايش مي زنم
چشمم چو بر رويش فتد، محو جمالش مي شوم
در هر شب تاريك من بدر است ماه صورتش
از شرم اين ديدار نو من هم هلالش مي شوم
جاري ست اشك از ديدگان هرآن كه يادش مي كنم
مقبول درگاهش شوم اشك زلالش مي شوم
سرگشته و حيران شدم دلتنگ و بي ايمان شدم
گويم به هر شيدا دلي خط است و خالش مي شوم
جوياي حالش مي شوم مست از خيالش مي شوم
با اين دل سودائيم رنج و ملالش مي شوم
تاريكي و ظلمت گذشت خورشيد از نو سر كشيد
انگار خواب است اينكه من غرق وصالش مي شوم
دیروز برای رسیدن به تو ، از خود می گذشتم
و امروز...
برای رفتن تو ،در خود می شکنم !
خدایا
فردا را به تو می سپارم که نه قلبی برای شکستن دارم و نه امیدی به رسیدن...
عشق
به درختان جنگل گفتم:
شما با این عظمت چرا از تکه آهنی به نام تبر می رنجید؟؟؟
گفتند: رنجش ما از تبر نیست . از دسته ی آن است که از جنس خودمان است.
در یک روز خزان پاییزی پرستویی را در حال مهاجرت دیدم.
به او گفتم: چون به دیار یارم می روی به او بگو دوستش دارم و منتظرش می مانم!
بهار سال بعد پرستو نفس نفس زنان آمد و گفت: دوستش بدار ولی منتظرش نمان...
راهـی نـدارد جز
سـقوط
بـــرگ پاییـزی...
وقـتی می داند درخت
عشـق بـرگ تـازه ای را در دل دارد.
داور قلبم نه سوت دارد نه کارت قرمز ...
راحت باش ...
تا دلت می خواهد خطا کن!!!
این روزها حتی اگر خون هم گریه کنی
عمق همدردی دیگران با تو یک کلمه است :
آخی!!!!!
بازی قشنگی بود اما ، ما قشنگ بازی نکردیم، قبول کن که هر دو باختیم!!!
من که خودم را به تو فروختـم
و تو که مرا به هیـچ
هر روز نبودنت را بر دیوار خط کشیدم ، ببین این دیوار لامروت دیگر جایی برای خط زدن ندارد، خوش بحال تو که خودت را راحت کردی یک خط کشیدی تنها آن هم روی من ...
عادت می کنم
به داشتن چیزی و سپس نداشتنش
به بودن کسی و سپس به نبودنش
تنها عادت می کنم ...
اما فراموش نه...
تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد.
یک بار قسمت کردم
چندین برابر شد
جای خالی ات را با فرض پر کرده ام ...
حرامش باد
آنکه پر کرد جای مرا...
آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای
از این است که دیگر نمی توانم تو را باور کنم
.
.....
برايم اندكی ماه بياور
تا آن را به شب هايی كه نيستی بچسبانم
تاريكی مرا می ترساند و اکنون که نیستی تنهایم ...
نه صدايش را نازك مي كرد و نه دستانش را آردي مي كرد ، از کجا باید به گرگ بودنش شک می کردم ؟؟؟...
غریبی من از زندگی در غربت نیست
از تنهایی نیست
از بی کسی هم نیست...
غریبی من از این است که از نزدیک ترین هایم دورم ،
و به دورترین هایم نزدیک...
کسی که باور نمی کند عشق مرا
تو باور کن این دل عاشق مرا
باور کن که بی تو
با تابوت میبرند قلب مرا…
، گـــاهی بـاید به دور خـود یک دیــوار تنهایی کشید
نـه بـرای اینکه دیگران را از خـودت دور کنی نه ...
بلکـه بـرای اینکه ببینی برای چه کسانی اهمیت داری که این دیوار را بشکنند...
دلتنگی
سخت است
میدانی؟
این همه دل در دنیا هست
که هیچ کدام برایم تنگ نمی شود!!!
به یادت در پاییز قدم خواهم زد
تا بدانم چه حسی داشتی آن زمان که مرا
همچو برگهای پاییزی زیر پایت له کردی...
من صبورم اما...
به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم
یا اگر شادی زیبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم
من صبورم اما...
چقدر با همه ی عاشقیم محزونم
و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ
مثل یک شبنم افتاده ز غم مغرورم
من صبورم اما...
بی دلیل از قفس کهنه ی شهر می ترسم
بی دلیل از تیرگی تلخ غروب
و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند می ترسم
من صبورم اما...
آه...این بغض گران صبر نمی داند چیست؟؟؟
شاد باشید
پیشاپیش یلدا مبارک
امیدولرم زمستان برفی و قشنگ و خوبی داشته باشید
یا حق
آدم های ضعیف النفسی که گناه کارشان می خوانید ، به جوجه هایی می مانند که هنوز پر در نیاورده اند از لانه بیرون افتاده اند ، اما ریاکار لاشخوری است که بر فراز تخته سنگی نشسته و مرگ طعمه اش را انتظار می کشد.
بگذارید کسی که دستان آلوده اش را با جامه ی شما پاک می کند ، جامه تان را با خود ببرد او دوباره محتاج آن خواهد شد اما شما هرگز.
به یاد داشته باشید که یک آدم منصف ، شیطان را بیشتر ناراحت می کند تا یک میلیون معتقد نادان .
آنها دیوانه ام می پندارند ، زیرا نمی خواهم روزهایم را به طلا فروشم.
من آنها را دیوانه می انگارم ، زیرا گمان می کنند که روزهای من فروشی است.
روح فیلسوف در سرش ساکن است ، روح شاعر در قلبش ، روح آوازه خوان در اطراف حنجره اش ،پرسه می زند ، اما روح رقصنده ، ساکن تمامی اندام اوست
شما فقط پاره ای از خوشتن غول پیکر خویشید، دهانی که جویای نان است و دستی کور که جام را بر لبانی تشنه می گذارد.
دوست من مانند کسی مباش که که کنار اجاقش می نشیند و فرو مردن آتش را تماشا می کند و آنگاه بیهوده در خاکسترهای مرده می دمد؛امید را فرو مگذار و برای آنچه رفته است تسلیم ناامیدی مشو، زیرا شکوه بر امور چاره ناپذیر، بدترین صورت ضعف آدمی است.
دوستان من زندگی شما جزیره ای است جدا از تمامی جزیره ها و مناطق ، گذشته از این که روزانه چند کشتی سواحلتان را به مقصد سرزمین های دیگر ترک می گویند ، یا چه تعداد ناوگان کناره های شما را لمس می کنند ، شما جزیره ای دور افتاده باقی خواهید ماند ، رنجور از درد تنهایی و اشتیاق سعادت ، شما برای همنوعانتان ناشناخته اید و از همدلی و تفاهمشان بسیار دور .
محرومیت موجب بلندنظری روح می گردد در حالی که ثروت از روی پلیدی آن پرده بر میگیرد . غم عواطف را رقیق می کند و شادی دل مجروح را التیام می بخشد .اگر اندوه و ناداری برچینند ، روح آدمی شبیه لوحی سپید خواهد شد که در آن جز نشانه های خودپرستی و آزمندی چیزی ثبت نشده است.
بیچاره ترین آدم ها کسی است که رویاهای خویش را در پیکر زر و سیم تعبیر می کند.
فرشته ی خوبی و فرشته ی بدی در بالای کوهی همدیگر را ملاقات کردند .
فرشته ی خوبی گفت : روزت به خیر برادر
فرشته ی بدی پاسخی نداد .
فرشته ی خوبی گفت : امروز سرحال نیستی .
فرشته ی بدی گفت : درست است ، زیرا این روزها مرا با تو اشتباه می گیرند ، مرا به نام تو می خوانند و با من چنان رفتار می کنند که گویی من تو ام و این مرا خوش نمی آید.
فرشته ی خوبی گفت :اما مرا نیز با تو اشتباه می گیرند و مرا نیز به نام تو می خوانند .
فرشته ی بدی راه خویش را گرفت و رفت در حالی که به بلاهت انسان لعنت می فرستاد.
عقل و شورتان سکان و بادبان های روح دریایی شماست . اگر بادبان هایتان آسیب ببیند ، یا سکان شما بشکند ، اسیر تکان های شدید و امواج دریا خواهید شد، و یا در وسط دریا بی حرکت بر جا خواهید ماند .
اگر عقل به تنهایی فرمان براند ، نیرویی است بازدارنده!
و شور اگر در رکاب عقل نباشد ، شعله ای است که خود را تا سر حد ویرانی می سوزاند.
پس بگذارید روح ، عقلتان را تا بلندای شور و سرگشتگی بالا ببرد، تا آواز سر دهد.
و بگذارید روحتان شورتان را به یاری عقلتان هدایت کند ، تا شورتان بتواند با رستاخیز هر روزه اش زنده بماند و مانند ققنوس از میان خاکستر خویش برخیزد.
مطالب از جبران خلیل جبران
یا علی
موفق و امیدوار باشیذ
زن با لباس سفید به خانه مرد می آید و با کفن بیرون می رود
"ایرانی"
زن برای جیب مرد آفریده شده است.
"ضرب المثل فرانسوی"
زن کسانی که او را دوست می دارند تحقیر می کند و کسانی که از او بدش می آید را دوست دارد.
"ضرب المثل اسپانیایی"
زن، ثروت و اولاد زائیده تقدیرند.
"ضرب المثل چینی"
زن داری، غم نداری.
"ضرب المثل عربی"
زن به رویت می خندد و گلویت را می برد.
"ضرب المثل انگلیسی"
زن در آن واحد ٧٧ فکر در سر می پروراند.
"ضرب المثل روسی"
زن و شوهر دعوا کنند، ابلهان باور کنند.
"ضرب المثل ایرانی"
مرد آن است که در کشاکش درد سنگ زیرین آسیاب باشد.
"ضرب المثل ایرانی"
مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است.
"ضرب المثل ایرانی"
مرد چهل ساله تازه اول چلچلیشه
"ضرب المثل ایرانی"
مرد خردمند هنرپیشه را عمر دوبایست در این روزگار
تا به یکی تجربه آموختن با دگری تجربه بردن بکار
"سعدی"
مردی که شلوارش دو تا میشه به فکر زن نو می افتد.
"ضرب المثل ایرانی"
زن بلاست اما الهی هیچ خانه ای بی بلا نباشد.
"ضرب المثل ایرانی"
زن بیوه را برای میوه اش می خواهند.
"ضرب المثل ایرانی"
زن تا نزائیده دلیره ، وقتی که زائید مادره.
"ضرب المثل ایرانی"
زن راضی ، مرد راضی ، گور پدر قاضی.
"ضرب المثل ایرانی"
زنی که رسید به بیست باید بحالش گریست.
"ضرب المثل ایرانی"
زن نانجیب گرفتن آماده است ولی نگهداریش مشکل است.
"ضرب المثل ایرانی"
زن نجیب گرفتن مشکل است ، ولی نگهداریش آسان است.
"ضرب المثل ایرانی"
زنی که جهاز ندارد ، این همه ناز ندارد.
"ضرب المثل ایرانی"
مردی که نون ندارد ، این همه زبون ندارد.
"ضرب المثل ایرانی"
مردي كه به خاطر " پول " زن مي گيرد، به نوكري مي رود.
"ضرب المثل فرانسوي"
زني سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد.
"ضرب المثل يوناني"
زن عاقل با داماد " بي پول " خوب مي سازد.
"ضرب المثل انگليسي"
زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است.
"ضرب المثل انگليسي"
دو نوع زن وجود دارد؛ با يكي ثروتمند مي شوي و با ديگري فقير.
"ضرب المثل ايتاليايي"
اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار.
"ضرب المثل تركي"
با زني ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما مي شد.
"بردون"
براي يك زندگي سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و زن لال.
"سروانتس"
خانه بدون زن ، گورستان است.
" بالزاك "
مرداني كه مي كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق مي شوند با آنها ازدواج كنند.
"بن بیکر"
زن باید مطيع مرد باشد تا او زنش را بپرستد.
"کارول بیکر"
هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ي شادي همسرش بالا نمي برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش مي داند .
"جانسون"
زن ترجيح مي دهد با مردي ازدواج كند كه زندگي خوبي نداشته باشد ، اما نمي تواند مردي را كه شنونده خوبي نيست ، تحمل كند.
"کینهابارد"
هيچ زني در راه رضاي خدا با مرد ازدواج نمي كند.
"ضرب المثل اسكاتلندي"
با ازدواج ،مرد روي گذشته اش خط مي كشد و زن روي آينده اش
"سينكالويس"
زن ها شکست را نمی پذیرند.
"چخوف"
زن ها به چیزی جز آنکه با چشم های نوازشگر نگاهش کنند احتیاج ندارند .
"چخوف"
زن ها در جزئیات مربوط به امور عشق و عاطفه استادند.
"چخوف"
زن ها بطور کلی مخالف لحظه های گیج کننده نیستند.
"چخوف"
زن ها به درددل آدم بهتر از مردها گوش می دهند.
"چخوف"
خوشبختی مردها در آن است که زنان عاشق همیشه نابینای عشق اند و زندگی را هرگز نمی شناسند.
"چخوف"
کمتر زنی خوشش می آید که دیگران اشکهایش را ببینند.
"چخوف"
یه مرد موقع دلتنگیاش
گریه نمی کنه ، قدم میزنه
"ضرب المثل ایرانی"
عفت در زن مانند شجاعت است در مرد ، من از مرد ترسو همچنان متنفرم که از زن نا نجیب.
"ناپلئون بناپارت"
پی نوشت:
سرکار خانم ستاره موقع تنظیم این مطلب یکی از جملات چخوف رو با استناد اینکه بعضی ها جنبه اش رو ندارند حذف کرده بود.
عاقلترین مردان مردی ست که هیچوقت با هیچ زنی ازدواج نکند
"چخوف"
میگن مردهای مجرد زودتر از مرد های متاهل میمیرند اما مردهای متاهل هر روز آرزوی مرگ می کنند
یا علی
در پناه حق
سرنوشت از پیش تعیین نشده است. آنچه خود تدبیرمی کنیم و یا بر اثر اهمال ما دیگران برایمان تدبیر می کنند سرانجام برایمان اتفاق می افتد. و آنگاه میتوانیم پای آن مهر سرنوشت بزنیم.
نظر عوام خلاف این است
امید
دریغ بر ملتی که لباسی را بر تن می کنند که خود نمی بافند ، نانی را می خورد که خود درو نمی کند
دریغ بر ملتی که زورمدار را همچون قهرمانی تشویق می کنند و سلطه جوی پر ابهت را عطابخش می انگارند
دریغ بر ملتی که در رویای خویش خواهشی را خوار می شمرند اما در بیداری تسلیمش می شوند
دریغ بر ملتی که دم بر نمی آورند مگر در هنگامی که در تشییع جنازه گام بر می دارند ، خود را نمی ستاید مگر در میان ویرانه هایش . عصیان نمی کند مگر هنگامی که گردنش در میان تبر و کنده قرار می گیرد
دریغ بر ملتی که سیاست مدارش روباه است، فیلسوفش شعبده باز و هنرش هنر وصله کاری و تقلید
دریغ بر ملتی که با شیپور به استقبال حاکم تاره اش می روند و با هو کردن بدرقه اش می کنند تنها بخاطر اینکه با شیپور به استقبال دیگری بروند
دریغ بر ملتی که فرزانگانش بر اثر پیری گنگند و مردان شجاعش هنوز در گهواره
دریغ بر ملتی که پاره پاره شده است و هر پاره ای خود را ملتی می داند
دریغ بر ملتی که ظلم و ستم و بی عدالتی را می بینند و سکوت می کنند
دریغ بر ملتی که ...
- هميشه حرفي را بزن که بتواني بنويسي، چيزي را بنويس که بتواني امضايش کني و چيزي را امضا کن که بتواني پايش بايستي.
- آنانکه تجربههاي گذشته را به خاطر نميآورند محکوم به تکرار اشتباهند.
- وقتي به چيزي ميرسي بنگر که در ازاي آن از چه گذشتهاي.
- آدمهاي بزرگ شرايط را خلق ميکنند و آدم هاي کوچک از آن تبعيت ميکنند.
- آدمهاي موفق به انديشههايشان عمل ميکنند اما سايرين تنها به سختي انجام آن ميانديشند.
- گاهي خوردن لگدي از پشت، برداشتن گامي به جلو است.
- هرگز به کسي که براي احساس تو ارزش قايل نيست دل نبند.
- هميشه توان اين را داشته باش تا از کسي يا چيزي که آزارت ميدهد به راحتي دل بکني.
- به کساني که خوبي ديگران را بيارزش يا از روي توقع ميدانند، خوبي نکن و اگر خوبي کردي انتظار قدرداني نداشته باش.
- قضاوت خوب محصول تجربه است و از دست دادن ارزش و اعتبار محصول قضاوت بد.
- هرگاه با آدمهاي موفق مشورت کني شريک تفکر روشن آنها خواهي بود.
- وقتي خوشبخت هستي که وجودت آرامش بخش ديگران باشد.
- به خودت بياموز هرکسي ارزش ماندن در قلب تو را ندارد.
- هرگز براي عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش، گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچهاي مي رسي که زندگيت را روشن ميکند.
- هرگاه نتوانستي اشتباهي را ببخشي آن از کوچکي قلب توست، نه بزرگي اشتباه.
- عادت کن هميشه حتي وقتي عصباني هستي عاقبت کار را در نظر بگيري.
- آنقدر به در بسته چشم ندوز تا درهايي را که باز ميشوند، نبيني.
- تملق کار ابلهان است.
- کسي که براي آباداني ميکوشد جهان از او به نيکي ياد مي کند.
- آنكه براي رسيدن به تو از همه كس ميگذرد عاقبت روزي تورا تنها خواهدگذاشت.
- نتيجه گيري سريع در رخدادهاي مهم زندگي از بيخردي است.
- هيچ گاه ابزار رسيدن به خواسته ديگران نشو.
- از قضاوت دست بکش تا آرامش را تجربه کني.
- دوست برادري است که طبق ميل خود انتخابش ميکني .
کم کم یاد خواهی گرفت
تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را
اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر
و یاد میگیری که بوسهها قرارداد نیستند
و هدیهها، معنی عهد و پیمان نمیدهند.
کم کم یاد میگیری
که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری
باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه
منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.
یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی
که محکم باشی پای هر خداحافظی
یاد میگیری که خیلی میارزی.
خورخه لوییس بورخس
در آغوش امنش استوار باشید
بنام او که همه را دوست دارد
زیبای من سلام
و قتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و او من را “داداشی” صدا می کرد .
به موهای مواج و زیبای او خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشد . اما او توجهی به این مساله نمی کرد .
آخر کلاس پیش من آمد و جزوه جلسه قبل را خواست . جزوه ام را به او دادم .به من گفت :”متشکرم “و خداحافظی کرد.
می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمی دونم .
تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که بروم پیشش. نمی خواست تنها باشد. من هم اینکار را کردم. وقتی کنارش روی کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشد. بعد از ۲ ساعت دیدن فیلم و خوردن ۳ بسته چیپس ، خواست برود که بخوابد ، به من نگاه کرد و گفت : “متشکرم ” و از من خداحافظی کرد.
می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمی دونم
.
روز قبل از جشن دانشگاه پیش من آمد. گفت : “قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد” .
من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگر زمانی هیچکدوممان برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم باشیم ، درست مثل یک “خواهر و برادر” . ما با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت سر او ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشد ، اما او مثل من فکر نمی کرد و من این را می دونستم ، به من گفت :”متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم ” ، و از من خداحافظی کرد.
می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمی دونم
.
یک روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال … قبل از اینکه بتونم حرف دلم را بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به او نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش را بگیره. می خواستم که عشقش متعلق به من باشد. اما او به من توجهی نمی کرد ، و من این را می دونستم ، قبل از اینکه کسی خانه برود به سمت من آمد ، با همان لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه من را در آغوش گرفت و سرش را روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم و از من خداحافظی کرد.
می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمی دونم
.
نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، اون دختر حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که “بله” را گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگری ازدواج کرد. من می خواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما او اینطوری فکر نمی کرد و من این را می دونستم ، اما قبل از اینکه از کلیسا برود رو به من کرد و گفت ” تو اومدی ؟ متشکرم
”
می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمی دونم
.
سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوت دختری نگاه می کنم که من را داداشی خودش می دونست خیلی آروم و زیبا توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یک نفر دارد دفتر خاطراتش را می خواند ، دختری که در دوران تحصیل آن را نوشته. این چیزی ست که او نوشته بود :
” تمام توجهم به او بود. آرزو می کردم که عشقش برای من باشه. اما او توجهی به این موضوع نداشت و من این را می دونستم.
من می خواستم بهش بگم ، می خواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما …. من خجالتی ام … نمی دونم … همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره ولی ...
.
ای کاش این کار را کرده بودم ….. با خودم فکر می کردم و گریه می کردم
!
اگر همدیگر را دوست دارید ، به هم بگویید ، خجالت نکشید ، عشق را از هم دریغ نکنید ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنید ، منتظر طرف مقابل نباشید، شاید اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه...
ر .ا . س . ت و د . ر . و . غ
. کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، فيلسوف است.
. کسی که راست و دروغ برای او يکی است متملق و چاپلوس است .
. کسی که پول ميگيرد تا دروغ بگويد دلال است.
. کسی که دروغ می گويد تا پول بگيرد گداست.
. کسی که پول می گيرد تا راست و دروغ را تشخيص دهد قاضی است.
. کسی که پول می گيرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکيل است.
. کسی که جز راست چيزی نمی گويد بچه است.
. کسی که به خودش هم دروغ می گويد متکبر و خود پسند است.
. کسی که دروغ خودش را باور می کند ابله است.
. کسی که سخنان دروغش شيرين است شاعر است.
. کسی که علی رغم ميل باطنی خود دروغ می گويد زن و شوهر است .
. کسی که اصلا دروغ نمی گويد مرده است.
. کسی که دروغ می گويد و قسم هم می خورد بازاری است.
. کسی که دروغ می گويد و خودش هم نمی فهمد پر حرف است.
کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند سياستمدار است .
. کسی که مردم سخنان راست او را دروغ می پندارند و به او می خندند ديوانه است.
وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد تا مرا به دنیا بفرستد
گفت ؟
جایی که می روی مردمی دارد
که می شکننت !
نکند غصه بخوری
تو تنها نیستی
توی کوله بارت عشق می گذارم
که بگذری ...
قلب می گذارم که جا بدهی...
اشک می دهم که همراهیت کند...
و مرگ که بدانی بر می گردی
نزد خودم...
زندگی را به تمامی زندگی کن
بی آنکه جزیی از آن باشی
همچون نیلوفری باش در آب
زندگی در آب ، بدون تماس با آب
زندگی به موسیقی نزدیکتر است تا به ریاضیات
ریاضیات وابسته به ذهن اند
و موسیقی در ضربات قلبت
ابراز وجود می کند !
در پناه مهرش باشید
•لطفاً خودت رو به مردن نزن!
•شب ها زود بخواب. صبح ها زودتر بیدار شو
•نرمش کن
•بدو
•کم غذا بخور
•زیر بارون راه برو
•گلوله برفی درست کن
•هر چند وقت یک بار نقاشی بکش
•در حمام آواز بخوان و کمی آب بازی کن
•سفید بپوش
•آب نبات چوبی لیس بزن
•بستنی قیفی بخور
•به کوچکتر ها سلام کن
•شعر بخوان
•نامه کوتاه بنویس
•زیر جمله های خوبی که تو کتاب ها هست خط بکش
•به دوست های قدیمیت تلفن بزن
•شمال برو
•شنا کن
•هفت تا سنگ تو آب بنداز و هفت تا آرزو بکن
•خواب ببین
•شعر بخوان
•بدو
•چای بخور و برای دیگران چای دم کن
•جوراب های رنگی بپوش
•مادرت رو بغل کن
•مادرت رو ببوس
•مادرت رو بو کن
•به پدرت احترام بذار و حرفاش رو گوش کن
•گرگم به هوا بازی کن
•اگر نشد وسطی بازی کن
•به برگ درخت ها دقت کن
•به بال پروانه ها دقت کن
•قاصدک ها رو بگیر و فوت کن
•خواب ببین
•از خواب های بد بپر و آب بخور
•بسم الله الرحمن الرحیم بگو
•به باغ وحش برو
•چرخ و فلک سوار شو
•پشمک بخور
•کوه برو
•هر جا خسته شدی یک کم دیگه ادامه بده
•خواب هات رو تعریف نکن
•خواب هات رو بنویس
•یک تسبیح گلی سی و سه دانه ای داشته باش
•بخند
•چشم هات رو روی هم بگذار
•شعر بخون
•سپید بپوش
•شیرینی بخر
•با بچه ها توپ بازی کن
•برای خودت برنامه بریز
•قبل از خواب موهات رو شانه کن
•به سر خودت دستی بکش
•خودت رو دوست داشته باش
•برای خودت دعا کن!
•برای خودت دعا کن که آرام باشی
•وقتی توفان می آید تو همچنان آرام باشی تا توفان از آرامش تو آرام بگیرد
•برای خودت دعا کن تا صبور باشی
•آنقدر صبور تا بالاخره ابرهای سیاه آسمون کنار بروند و خورشید دوباره بتابد
•برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی
•بتوانی هم صحبتش باشی و صبح ها برایش نان تازه بگیری
•برای خودت دعا کن که سر سفره خورشید بنشینی و چای آسمانی بنوشی
•برای خودت دعا کن تا همه شب هایت ماه داشته باشد، چون در تاریکی محض راه رفتن خیلی خطرناک است ماه چراغ کوچکی است که روشن شده تا جلوی پایت را ببینی
•برای خودت دعا کن تا همیشه جلوی پایت را ببینی، آخر راهی را که باید بروی خیلی طولانی است. خیلی چاله چوله دارد، دام های زیادی در آن پهن شده است و باریکه های خطرناکی دارد، پر از گردنه های حیران و سنگلاخ های برف گیر است.
•برای خودت دعا کن تا پاهایت خسته نشوند و بتوانی راه بیایی چون هر جای راه که بایستی مرده ای و مرگی که شکل نفس نکشیدن به سراغ آدم بیاید، خیلی دردناک است.
•لطفاً هیچ وقت خودت رو به مردن نزن!
•برای خودت دعا کن که زنده بمانی
•زنده ماندن چند راه حل ساده دارد!
•برای اینکه زنده بمانی نباید بگذاری که هیچ وقت بیشتر از چیزی که نیاز داری بخوابی
•باید همیشه با خدا در تماس باشی تا به تو بیداری بدهد
•بیداری هایی آمیخته با روشنایی، صدا، نور، حرکت
•تو باید از خداوند شادمانی طلب کنی
•همیشه سهمت را بخواه و بیشتر از آن چه که به تو شادمانی ارزانی می شود در دنیا شادمانی بیآفرین تا دیگران هم سهمشان را بگیرند
•برای اینکه زنده بمانی باید درست نفس بکشی و نگذاری هیچ چیزی سینه ات را آلوده کند
•برای اینکه زنده بمانی باید حواست به قلبت باشد
•هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده و از آنها بخواه قلبت را معاینه کنند دریچه هایش را، ورودی ها و خروجی هایش را ببینند به اندازه کافی ذخیره شادمانی در قلبت داری یا نه!
•اگر ذخیره شادمانی هایت دارد تمام می شود باید بروی پشت پنجره و به آسمان نگاه کنی آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه کن تا بالاخره خداوند از آنجا رد بشود، آن وقت صدایش کن، به نام صدایش کن، او حتماً بر می گردد و به تو نگاه می کند و از تو می پرسد که چه میخواهی؟!
•تو صریح و ساده و رک بگو هر چیزی که میخواهی از خدا بخواه. خدا هیچ چیز خوبی را از تو دریغ نمی کند.
•شادمان باش. او به تو زندگی بخشیده است و کمکت می کند که زنده بمانی. از او کمک بگیر. از او بخواه به تو نفس، پشمک، چرخ و فلک، قدم زدن، کوه، سنگ، دریا، شعر، درخت، تاب، بستنی، سجاده، اشک، حوض، شنا، راه، توپ، دوچرخه، دست، آلبالو، لبخند، دویدن و عشق بدهد.
•آن وقت قدر همه اینها را بدان و آن قدر زندگیت را ادامه بده که زندگی از این که تو زنده هستی به خودش ببالد! و در همه حال دیگران را نیز هرگز فراموش نکن!
قدر زندگیت را بدان و بگذار زندگی از این که تو زنده هستی به خودش ببالد
بنام بگانگیش
سلام بهونه ی همیشگی
اي كاش كودك بودم ، تا بزرگ ترين شيطنت زندگيم نقاشي روي ديوار بود. اي كاش كودك بودم ، تا از ته دل مي خنديدم، نه اينكه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم. اي كاش كودك بودم ، تا در اوج ناراحتي و درد با يك هدیه ی کوچولو ، یک بوسه ی مادر یا نوازش گرم دستای مهربونش آروم میشدم و بدون هیچ غمی در آغوش امنش بخواب می رفتم ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدم تا اینهمه دردها ، غصه ها ، ناامنی ها و بدبختی ها را نمی دیدم و نمی فهمیدم گرچه حالا معتقدم خیلی از این کوچولو هایی که جثه ی کوچک دارند بیشتر از بزرگترها متوجه می شوند وقتی توی مهد هانیه ی 4ساله ازم پرسید خاله طلاق شدن یعنی چی ؟ تا چند لحظه به چشمهای قشنگش خیره شدم نمی دونستم جواب این طفل معصوم را چه باید بدهم که قانع بشود بدون اینکه معنی واقعی و تلخ طلاق را درک بکنه او را در آغوش گرفتم بوسه ای بر گونه اش زدم پرسیدم : هانی جونم چرا خاله این سوال را ازم می پرسی ؟ مظلومانه نگاهم کرد و فقط گفت خودم شنیدم مامان به بابا گفت: حالا که طلاق بشیم از دستت خلاص میشم...
واقعا در جواب این کودک بی گناه ماندم کوچولویی که باید در کنار پدر و مادرش باشد دست مهربان مامان و بابا را بگیرد و به پارک یا شهربازی یا مهمانی برود مگر چقدر قرار است توان فکری و ظرفیتیش را بالا ببرد که بخواهد مفهوم طلاق و جدایی وتنهایی و سختی هایش را بفهمد ...بی اختیار یاد فیلم دعوت حاتمی کیا افتادم همون سالی که اکران شد وقتی با دوستام به سینما رفتیم و فیلم را دیدیم یک حس بدی داشتم از تمام مردم جامعه بدم میومد از همه آدمای خودخواهی که فقظ واسه ی تفریح ، سرگرمی و ، لذتی زودگذر همآغوش می شوند و بچه ناخواسته ای را دعوت به این دنیا می کنند و دست آخر از کرده پشیمان می شوند و قصد نابودی آن بچه را می کنند چقدر تلخه قصه بوجود آمدن و نخواستن بچه ای که وقتی پا به این دنیا می گذارد هیچکس چشم انتظارش نیست !!!!!
خلاقیت یعنی اینکه به خودت این اجازه را بدهی تا اشتباه کنی. هنر یعنی دانستن اینکه کدام اشتباه را نگه داری.
اسکات آدامز
________________________________________
هر کودکی هنرمند است. مشکل این است که چطور وقتی بزرگ می شویم هنرمند بمانیم.
پیکاسو
________________________________________
علم بدون دین لنگ است. و دین بدون علم، کور.
آلبرت اینشتین
________________________________________
انسان نباید از مرگ بترسد. چیزی که انسان باید از آن بترسد، هرگز شروع نکردن زندگی است.
________________________________________
زندگی خیلی ساده است. ولی ما اصرار داریم که آنرا دشوار سازیم.
کنفوسیوس
________________________________________
در واقع ما هرگز بزرگ نمی شویم. فقط یاد می گیریم که در اجتماع چگونه رفتار کنیم.
________________________________________
نخستین انسانی که به جای پرتاب سنگ، فحش داد، آغازگر تمدن بشری بوده است.
________________________________________
اگر کودکی مان را روی زمین نگذرانده بودیم، هرگز نمی توانستیم زمین را دوست بداریم.
________________________________________
بهترين کارها سه کار است :
تواضع بهنگام دولت، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت.
رسولاکرم(ص)
________________________________________
ميانهروی در خرج يک نيمه معيشت است،
دوستی با مردم يک نيمه عقل و خوب پرسيدن يک نيمه دانش.
رسولاکرم(ص)
________________________________________
بنده آنی که در بند آنی.
ابوسعيد ابوالخير
________________________________________
هيچ وقت با يه آدم احمق دهن به دهن نشو. چون كساني كه از بيرون نظارهگر اين دعوا هستند، احمقتر از اوني هستند كه بتونن تشخيص بدن حق با توئه يا اون.
________________________________________
کار کنيد تا همه غصهها و پريشانيهای خود را فراموش کنيد.
گاليله
________________________________________
هيچ چيز بهتر از کار کردن بجای غصه خوردن، آدمی را به خوشبختی نزديک نميسازد.
موريس مترلينگ
________________________________________
نمیتوانيم کاری کنيم که مرغان غم بالای سر ما پرواز نکنند اما میتوانيم نگذاريم که روی سر ما آشيانه بسازند.
ضربالمثل چينی
________________________________________
حتی ميمونها نيز گاهی از درخت میافتند.
ضربالمثلژاپنی
________________________________________
دل بی دوست درخت بی ثمر است.
حضرت علی (ع)
________________________________________
زنهایی که به دنبال برابری با مردها هستند آرزوی بسیار کوچکی دارند !
تیموتی لیری
________________________________________
هرگز فردی ولو بسیار نادان را ندیدم که از وی چیزی نتوانسته ام بیاموزم .
گالیله
________________________________________
شما همیشه می توانید برای سالگرد ازدواج ، شوهرتان را غافلگیر کنید . فقط کافی است یادش بیاورید که آن روز سالگرد ازدواج شماست !!!
ل شلاک
________________________________________
آنقدر شکست خوردم که راه شکست دادن را آموختم .
ناپلئون
________________________________________
اگر میخواهی بدانی که خدا چه ارزش و اعتباری برایت قائل است، پس ببین تو چه ارزشی برای او قائلی .
حضرت محمد (ص)
________________________________________
هنگامى که بر دشمنت پیروز شدى عفو را شکرانه این پیروزى قرار ده .
حضرت علی (ع)
________________________________________
تا زمانی که سخن نگفتهای کلامت بندهٔ توست اما وقتی سخن گفتی تو بندهٔ سخنت هستی .
حضرت علی (ع)
________________________________________
مردم از ترس شکست می بازند .
ناپلئون
داستان فرعون و شیطان
فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی می کرد. روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت: اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن. فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد. فرعون پرسید کیستی؟
ناگهان دید که شیطان وارد شد. شیطان گفت : خاک بر سر خدایی که نمی داند پشت در کیست.
سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد. بعد خطاب به فرعون گفت: من بااین همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی ؟؟؟
پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت : چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی ؟ شیطان پاسخ داد زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید.
هفت بار از روح خود متنفر شدم:
نخستین بار زمانی بود که خود را ذلیل کرد تا ارتقا پیدا کند.
بار دوم, زمانی بود که او در برابر دیدگان افلیج جست و خیز می کرد.
بار سوم, زمانی بود که او بین دشوار و آسان مخیر شد و او آسان را برگزید.
بار چهارم, زمانی بود که خطایی مرتکب شد و با این گفته که دیگران نیز خطا می کنند, خود را تسکین داد.
بار پنجم, زمانی بود که به دلیل ضعف خویش, تحمل کرد, اما تحمل خویش را حمل بر قدرت خویش کرد.
بار ششم, زمانی بود که صورتی زشت را نکوهش کرد و ندانست که آن صورت, یکی از نقاب های خود اوست.
بار هفتم, زمانی بود که ترانه مدحی سرود و آن ترانه را فضیلت خویش تلقی کرد.
"جبران خلیل جبران"
در پناه امنش شاد باشید
بنام آن مهربان عاشق
سلام بهانه ای است برای آغاز کلام پس:
نازنین من سلام
بهای عشق
شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صداست. خیلی شلوغه،میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای عروس پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. مادرش جیغی میکشه و از حال میره . کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که می بینه باور نمی کنه، با دستانی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه : سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم. دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همون هایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش. یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….
پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و زار می زنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم ، اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه فقط قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند.
کاش عشق این دو بهای به این سنگینی نداشت...
…
شنبه شب برنامه (به جمع ما )کانال 2 با انتخاب موضوع وفاداری یا بی وفایی مردی را آورده بود که احساس می کرد وفادار است سه بار ازدواج کرده هر سه را در کنار داشت و از شرایطش کاملا راضی بود با وقاحت تمام می گفت :خیلی سرگرمم خیلی خوش می گذره هر کدوم به نوعی راضیم می کنند منم چون خیلی سر کار نیستم پولدارم هستم اگه پیش بیاد چهارمی را هم می گیرم
خانم مجری پرسید همسرانتون از وجود هوو خبر داشتند ؟ مشکلی با قضیه نداشتند؟؟
اون یارو گفت: من به همشون گفتم همسر اولم چون نمی تونست بچه دار بشه هیچ مشکلی نداشت دومی کمی ناسازگاری کرد و جریان را مادی کرد منم هم راضیش کردم هم سومی را گرفتم چون اسلام اجازه داده پس بصورت حلال لذت می برم .
خانم مجری پرسید : به نظر خودتون آدم وفاداری هستید؟؟؟
با کمال پررویی پاسخ داد: بله تا پا روی دمم نذارند من هم راضی نگهشون می دارم
...
واقعا چقدر مردم بد شده اند که هر جای دین و اسلام به نفعشونه و می تونند از اون بهره ای ببرند دم از اسلام می زنند .
وای ... وای ... وای حالم بهم میخوره از این موجود یک سر و دو گوش پر از نیرنگ و ریا و شهوت ...
عشق و دوست داشتن
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی.
دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال*
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است.
دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می گیرد*
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد.
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند*
عشق طوفانی و متلاطم است.
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت*
عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست.
دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می کند و باخود به قله ی بلند اشراق می برد*
عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند.
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد*
عشق یک فریب بزرگ و قوی است.
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بي انتها و مطلق*
عشق در دریا غرق شدن است.
دوست داشتن در دریا شنا کردن*
عشق بینایی را می گیرد.
دوست داشتن بینایی می دهد*
عشق خشن است و شدید و ناپایدار.
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار*
عشق همواره با شک آلوده است.
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر*
از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می شویم.
از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر*
عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق می کشاند.
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد*
عشق تملک معشوق است.
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست*
عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند.
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد و می خواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد، داشته باشند*
در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:”هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند*
عشق معشوق را طعمه ی خویش می بیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور می گردد.
دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است ، که از جنس این عالم نیست*
"دکتر علی شریعتی"
29 خرداد سال روز درگذشت اوست همان استادی که سرشار از اندیشه های ناب بود یادش گرامی باد
________________________________________
جانا
جانا به یادت امشب با غم به خواب رفتم
با سینه ای شکسته چشمی پر آب رفتم
تقدیر خویش دیدم امّا نبود باور
با دیدگان بسته سوی سراب رفتم
زخمی به جان خریدم از تیغ عاشقانت
با جسم چاک چاکم حالی خراب رفتم
جانم به لب رساندی تا عشق خود چشاندی
دستت به دست من با جام شراب رفتم
آن لحظه ی وصالت کی می شود فراموش
آن شب من از وصالت با عشق ناب رفتم
شب ها گذشت و ما را بردی دگر ز یادت
با قامتی تکیده از این عذاب رفتم
خصمان به سخره گفتند ، یارت کجاست امشب
از رفتنت شکستم با پیچ و تاب رفتم
آن لحظه ای که دیدم دستی به دست داری
چشمان خویش بستم اندر نقاب رفتم
___________________________________________
رفاقت به معنی حضور در کنار فردی دیگر نیست بلکه به معنی حضور در درون اوست
جبران خلیل جبران میگه: تنها عشق و مرگ هستند که همه چیز را دگرگون می کنند.
زمانی که مرا ندانسته به دنیا آوردند، پیوسته می گفتند دوست بدار و حالا که دوست دارم می گویند فراموش کن.
(آلبر کامو)
________________________________________
برو...
روزی که دلت پیش دلم بود گرو
دستان مرا سخت فشردی که نرو
روزی که دلت به دیگری مایل شد
کفشان مرا جفت نمودی که برو
________________________________________
کاش یا رب آشنایی ها نبود
یا که دنبالش جدایی ها نبود
یا که او با من نمی شد آشنا
یا مرا از او نمی کردی جدا .
_______________________________________
عشق هرگز به رنگ تردید در نمی آید.
لازم نیست مرا دوست داشته باشی من تو را به اندازهی هر دومان دوست دارم.
من به جرم باوفايي اين چنين تنها شدم
چون ندارم همدمي بازيچه دلها شد
________________________________________
هستم ولي نيستم هر لحظه کنارت
نيستم ولي هستم هر لحظه به يادت
تو رفته اي بي من تنها سفر کرده اي
من مانده ام که بي تو شبم را سحر کنم
تو رفته اي که عشق از سر بدر کني
من مانده ام که عشق تو را تاج سر کنم
دلي بستم به ان عهدي که بستي
تو آخر هر دو را با هم شکستي
هيچ باراني جاي پاي تو را از کوچه هاي قلبم نخواهد شست
مکن بر من جفا کز هيچ راهي ندارم جز وفاداری گناهی
ترک ما کردي برو همصحبت اغيار باش
يار ما چون نيستی با هر که خواهي يار باش
_______________________________________
ايمان داشته باش که کوچکترين محبت ها از ضعيف ترين حافظه ها پاک نمي شود.
"ويکتور هوگو"
______________________________________
نميدانم که بودي يا چه بودي
ولي بي حرف قلبم را ربودي
نميدانم که هستم يا چه هستم
ولي هر لحظه در فکر تو هستم
______________________________________
طلب کردن تنهايي به معني از در راندن تو نيست!!!
در واقع به برکت عشق توست که گذران در تنهايي ميسر شده است.
_______________________________________
باور ندارد
کلاس عشق ما دفتر ندارد
شراب عاشقي ساغر ندارد
بدو گفتم که مجنون تو هستم
هنوز آن بي وفا باور ندارد
_______________________________________
خدایا! چه سخت است تنهایی و چه بد بختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن ، بودنی که سخت تر از کویر است
در پناه سخاوتش
۱- راز آرامش درون خویشنداری است. انرژیهای خود را پراکنده نکن. آنها را تحت نظر داشته باش و به طرز مفیدی هدایت کن.
۲- راز آرامش درون در این است که هرکاری را با حواس جمع و علاقه انجام دهی.
۳- راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.
۴- راز آرامش درون در آسایش درون است. آسایش جسمانی ، عاطفی ، ذهنی و سپس معنوی است.
۵- راز آرامش درون در دل نبستن است. این را بدان که در حقیقت هیچ چیز و هیچ کس به تو تعلق ندارد.
۶- راز آرامش درون در شادی است. افکار شادی آفرین را آگاهانه حفظ کن
۷- راز آرامش درون در آرزو نداشتن است. این را بدان که شادی در درون تو جای دارد، نه در اشیاء و شرایط خارج از وجود تو .
۸- راز آرامش درون در این است که همه چیز را همانطور که هست بپذیری. آنگاه با امید و آرامش در جهت بهبودی آن قدم برداری.
۹- راز آرامش درون در درک این مطلب است که تو نمی توانی دنیا را تغییر دهی. اما می توانی خودت را تغییر دهی.
۱۰- راز آرامش درون در دوستی با افراد مثبت است. از معاشرت با افرادی که طبیعتی خالی از صفا و صمیمیت دارند اجتناب کن.
۱۱- راز آرامش درون در ایجاد آرامش در محیط اطراف خویش است.
۱۲- راز آرامش درون در یک زندگی ساده است. ضروریات زندگی را دوباره برای خود تعریف کن.
۱۳- راز آرامش درون در یک زندگی سالم است. هر روز ورزش کن، غذای مناسب بخور و نفس عمیق بکش.
۱۴- راز آرامش درون در داشتن وجدانی پاک است. به آرمان هایت پاینده باش.
۱۵- راز آرامش درون در رفتار آزادانه است. رفتاری که بر آمده از خود واقعی ات باشد، نه افکار دیگران.
۱۶- راز آرامش درون در این است که در تمام مراحل زندگی از حق پیروی کنی.
۱۷- راز آرامش درون در غبطه نخوردن به مال دیگران است. این را بدان که آنچه حق توست، هر طور شد خود را به تو خواهد رساند.
۱۸- راز آرامش در گله مند نبودن است. آنچه دنیا به تو می بخشد، در مقابل چیزی است که پیش تر ، تو به او بخشیده ای.
۱۹- راز آرامش درون در این است که اشتباهات خود را بپذیری و بدانی که فقط خود تو می توانی آنها را به موفقیت تبدیل کنی.
۲۰- راز آرامش درون در این است که بر دشمن درونت غلبه کنی، نه اینکه او را سرکوب کنی.
۲۱- راز آرامش درون در تمرین اراده است. حتی اگر نفست به شدت مخالف باشد.
۲۲- راز آرامش درون در این است که دلت همیشه شاد باشد، حتی هنگامی که دیگران عبوس هستند.
۲۳- راز آرامش درون در این است که به جای توقع خوشحالی از دیگران، خود آنها را خوشحال کنی.
۲۴- راز آرامش درون در این است که خیر و سلامت دیگران را خیرو سلامت خود بدانی.
۲۵- راز آرامش درون در بی آزار بودن است. هرگز عمدا کسی را نرنجان.
۲۶- راز آرامش درون کار کردن درکنار دیگران است، نه در مقابل آنها.
سلام ستاره ی آرزوها
من برای تحقیقی به کلینیک ازدواج و طلاق رفته بودم یکی از مراجعین خانمی بود که بعد از چند ماه زندگی مشترک درخواست طلاق داده بود و مشاوره می خواست:
قبل از ازدواجمون مدتی را دوست بودیم ، منصور به قول خودش تفریحی شیشه مصرف میکرد ... به خودم می گفتم بعد از اینکه عروسی کردیم ترکش می دم خیلی دوستش داشتم و به هیچ عنوان نمی خواستم از دستش بدم بعد از یک سال و نیم دوستی عروسی کردیم الان فهمیدم چقدر بچگانه فکر کردم و چه خیال خامی داشتم که می تونستم ترکش بدم ، منصور بدتر شده بهتر نشد ...
بعد از یک دقیقه اشک ریختن گفت: ببینید آقای دکتر چه سرنوشت سیاهی دارم؟؟ ببینید چه تقدیر بدی واسم رقم خورده ؟؟؟ از بس کتک خوردم جای سالم توی بدنم نمونده...
دکتر نگاه تاسف باری به فتانه انداخت نفس عمیقی کشید بعد با عصبانیت تمام رو به فتانه گفت: من نمی دونم چرا ما آدما خریت خودمون را که خودمون کاملا ارادی خریت را مرتکب میشیم گردن تقدیر و سرنوشت می ندازیم ... مگه توی دانشجوی شیمی نمی دونستی که این مواد صنعتی دست ساز مصرف کننده را نابود میکنه ولی طرف نمی تونه ترک کنه به خدا باید این دانشگاه هایی که شماها توش درس میخوونید را درش را گل گرفت.
این سوال توی ذهنم چندبار تکرار شد واقعا این کلمه سرنوشت و تقدیر چیه که همه واسه تبرئه ی خودشون کارها و بلاهایی که خودشون سر خودشون میارن به سرنوشت و تقدیر شوم خودشون و نداشتن شانس نسبت میدن ؟؟؟
واقعا معنی درست این واژه ها چیه؟؟؟
چند لحظه درنگ:
هيچوقت شخصيت خودت رو براي كسي تشريح نكن، چون كسي كه تو رو دوست داشته باشه بهش نيازي نداره و كسي كه ازت بدش بياد باور نميكنه.
وقتي دائم ميگي گرفتارم، هيچ وقت آزاد نميشي، وقتي دائم ميگي وقت ندارم، بعد هيچوقت زمان پيدا نميكني.
وقتي دائم ميگي فردا انجامش ميدي، اونوقت فرداي تو هيچ وقت نمياد. وقتي صبح ها از خواب بيدار ميشيم، ما دوتا انتخاب داريم. برگرديم بخوابيم و رويا ببينيم، يا بيدار شيم و روياهامون رو دنبال كنيم.
انتخاب با خودته!!!
ما كسايي كه به فكرمون هستن رو به گريه مياندازيم. ما گريه ميكنيم براي كسايي كه به فكرمون نيستن، و ما به فكر كسايي هستيم كه هيچوقت برامون گريه نميكنن.
اين حقيقت زندگيه. عجيبه ولي حقيقت داره، اگه اين رو بفهمي، هيچوقت براي تغيير دير نيست.
وقتي تو خوشي و شادي هستي عهد و پيمان نبند.
وقتي ناراحتي جواب نده.
وقتي عصباني هستي تصميم نگير.
دوباره فكر كن، عاقلانه رفتار كن.
زندگی، برگ بودن در مسیر باد نیست.
امتحان ریشههاست!
ریشه هم هرگز اسیر باد نیست.
زندگی چون پیچک است، که انتهایش میرسد پیش خدا
گدای نابینا
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو نوشته شده بود: من کور هستم لطفا کمک کنید. روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت، نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آنروز، روزنامهنگار به آن محل برگشت، و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او، خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته، بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟
روزنامهنگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد: امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!
وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید. خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد. باور داشته باشید هر تغییر را
" ستاره را نمي توان چيد."
و آنان که باور کردند ،براي چيد ن ستاره حتي دستي دراز نکردند
اما باور کن که من به سوي زيباترين و دورترين ستاره دست يازيدم،
و هرچند دستانم تهي ماند،اما چشمانم لبريز ستاره شد !
" قصه شيرين "
مهرورزان زمانهاي کهن هرگز از خويش نگفتند سخن
در هر آنجا که تويي بر نيايد دگر آواز ز من
ما هم اين رسم کهن را بسپاريم به ياد
هر چه ميل دل دوست بپذيريم به جان
آه:
باز اين دل سر گشته من ،ياد آن قصه شيرين افتاد
بيستون بود و تمناي دو دوست
آزمون بود و تمناي دو عشق
در زماني که چو کبک ، خنده مي زد شيرين،
تيشه مي زد فرهاد !
نتوان گفت به جانبازي فرهاد افسوس
نتوان کرد ز بي دردي شيرين فرياد
کار شيرين به جهان شور بر انگيختن است
عشق در جان کسي ريختن است !
کار فرهاد برآوردن ميل دوست
خواه با شاه در افتادن و گستاخ شدن
خواه با کوه درآويختن است !
رمز شيريني اين قصه کجاست ؟
که نه تنها شيرين ، بي نهايت ،زيباست !
***
آنکه آموخت به ما درس محبت ، مي خواست :
جان چراغاني کني از عشق کسي
به اميدش ببري رنج بسي !
تب و تابي بودت هر نفسي
به وصالي برسي يا نرسي !
سينه بي عشق مباد !
"عمیق ترین درد"
عمـــیق تـرین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .
عمـــیق تـرین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
عمـــیق تـرین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک تـرین حالت شکسته شده .
عمـــیق تـرین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .
عمـــیق تـرین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه ناتمام ماندن قشنگتـرین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .
عمـــیق تـرین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت تـرین شرایط همدم تو باشد .
عمـــیق تـرین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ تـرین احساس زندگی است .
عمـــیق تـرین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است .
روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباس هایش را درآورد. دروغ حیله گر لباس های حقیقت را پوشید و رفت. از ان روز همیشه حقیقت عریان و زشت است اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود!
دنیا را بد ساختند
کسی که دوستش داری ، دوستت ندارد
کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نداری
اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوستت دارد
به رسم و آئین زندگانی به هم نمی رسند
و این رنج است
زندگی یعنی این
"دکتر علی شریعتی"
ازدواج هميشه به عشق پايان داده است .
ناپلئون
________________________________________
دانایان با عمل زندگی می کنند , نه با اندیشه عمل .
کارلوس کاستاندا
________________________________________
شغل تنها زمانی ارزش و اعتبار دارد که آزادانه پذیرفته شود .
آلبرکامو
________________________________________
تا چیزی را نپذیریم نمی توانیم تغییرش دهیم .
کارل یونگ
________________________________________
صاحب همت در پیچ و خم های زندگی هیچ گاه با یاس و درماندگی رو به رو نخواهد شد .
ناپلئون
________________________________________
اگر به دنبال موفقیت نروید خودش به دنبال شما نخواهد آمد .
مارو اکلینز
________________________________________
اگر ندانید که به کجا می روید , چگونه توقع دارید به آنجا برسید ؟
باسیل اس.والش
________________________________________
خشم با دیوانگی آغاز می شود و با پشیمانی پایان می پذیرد .
فیثاغورث
________________________________________
وقتی هدفمان را از دست می دهیم مجبور هستیم سعی خود را چند برابر کنیم .
مارک تواین
________________________________________
هیچ یک از تمایلات نفس انسانی خطرناکتر از تمایل به تنبلی نیست .
اسمایلز
________________________________________
کسی که همیشه می خواهد اشتباه دیگران را ثابت کند , آنها را از خود دور می کند .
ناپلئون هیل
________________________________________
اندیشیدن تا زمانی که با عمل همراه نباشد , خلاقانه نیست .
استون
________________________________________
بزرگترین اشتباهی که کسی مرتکب می شود , این است که دائم از اشتباه کردن بترسد .
آلبرت هوبارد
________________________________________
هر چه موانع جدی تر و سخت تر باشد , لذت تلاش و پیروزی بیشتر است .
اریک باتروورت
________________________________________
یکی از راههای خوشبختی این است که نسبت به کوچکترین نعمت ها شکرگزار باشیم .
هرشلیک
________________________________________
انسان ناسپاس خوشبخت نشان بده .
زیگ زیگلر
________________________________________
شما همانی هستید که فکر می کنید .
کلمنت استون
________________________________________
اگر باور داشته باشی که می توانی , حتما می توانی .
ناپلئون هیل
________________________________________
یک انسان خردمند فرصتها و شانس ها را می سازد , نه اینکه در انتظار آنها بنشیند .
فرانسیس بیکن
________________________________________
شجاعت داشته باش تا با حقیقت رو به رو شوی .
استون
________________________________________
برای آدم بهانه گیر همیشه بهانه وجود دارد .
ضرب المثل آلمانی
________________________________________
دروغ آیین اربابان و بردگان , و حقیقت خدای انسان های آزاد است .
ماکسیم گورکی
******************************************************* ...شب آرزوها نزدیکه توی دعاهاتون ما را هم فراموش نکنید...
*******************************************************
نمیدوارم به همه ی آرزوهای خوب و زیباتون برسید
آرزومند آرزوهای قشنگتون
یا حق
سلام به مهربونیات
مفهوم مثل در کشورهای جهان
ناخودآگاه جمعی بشر حاوی منابع غنی و ارزشمندی است که می تواند پیام های موثر و پیشبرنده ای برای زندگی ما داشته باشد. یکی از این منابع ضرب المثل ها در ملیت های مختلف است که چند نمونه از آن را تقدیمتان می کنم.
ضرب المثل سخن مختصری است که در آن تصورات اخلاقی و حکمت زندگی یک ملت منعکس گشته و در هر زبانی، معنی خاصی دارد .
• ایرانی:
گویای سخنان رایج بین مردم است و بخشی از فولکور می باشد
• آلمانی :
به معنای صحبت و کلمه است.
• ایرلندی :
به معنای سخن کهن است.
• ترکی (استانبولی) :
سخنان پدربزرگ است .
• روسی :
معنی سخن عبرت انگیز را می دهد .
• ژاپنی:
کلماتی که اثربخش هستند.
• سنسکریت :
سخن برگزیده و ممتاز.
• سوئدی :
کلمه و سخن گفتن .
• فنلاندی:
ترکیب دو واژه کلمه و افتادن است .
• گرجستانی :
سرمشق یا فرم .
• مجارستانی :
گفته عامیانه .
• هندی :
سخن عامیانه .
گردآورندگان امثال در زبان های گوناگون ضرب المثل را نماینده فولکور (Folk - Lore) یعنی افسانه ها و عقاید و رسوم دانسته اند ولی به هرحال ضرب المثل در هر زبان کم و بیش مفهوم خاصی دارد، گو اینکه در اصل معنی اش یکی است و همان طور که گفته اند :
ضرب المثل در گفتار حکم نمک در طعام را دارد.
البته طعم در هر زبان، وزن و آهنگ و معنی و مفهوم خاصی دارد که وقتی در قالب زبان دیگر می آید، قسمت اعظم این وزن و معنی از دست می رود و طراوت خود را از دست می دهد.
1- آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود که همهی انسانها برابرند.
(مارتین لوترکینگ)
2- بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانوهایت زندگی کنی.
(رودی)
3- قطعاً خاک و کود لازم است تا گل سرخ بروید. اما گل سرخ نه خاک است و نه کود
(پونگ)
4- بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و درانسان چیزی بزرگتر از فکر او.
(همیلتون)
۵- عمر آنقدر کوتاه است که نمیارزد آدم حقیر و کوچک بماند.
(دیزرائیلی)
6- چیزی ساده تر از بزرگی نیست آری ساده بودن همانا بزرگ بودن است.
(امرسون)
7- به نتیجه رسیدن امور مهم ، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر کوچک بستگی دارد.
(چاردینی)
8- آنکه خود را به امور کوچک سرگرم میکند چه بسا که توانایی کارهای بزرگ را ندارد.
(لاروشفوکو)
9- اگر طالب زندگی سالم و بالندگی می باشیم باید به حقیقت عشق بورزیم.
(اسکات پک)
10- زندگی بسیار مسحور کننده است فقط باید با عینک مناسبی به آن نگریست.
(دوما)
11- دوست داشتن انسانها به معنای دوست داشتن خود به اندازه ی دیگری است.
(اسکات پک)
12- عشق یعنی اراده به توسعه خود یا دیگری در جهت ارتقای رشد دومی.
(اسکات پک)
13- ما دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده که خود پیمودهایم میتوانیم هدایت کنیم.
(اسکات پک)
14- جهان هر کس به اندازه ی وسعت فکر اوست.
(ادیسون)
15- هنر کلید فهم زندگی است.
(اسکار وایله)
16- تغییر دهندگان اثر گذار در جهان کسانی هستند که بر خلاف جریان آب شنا میکنند.
(والترنیس)
17- اگر زیبایی را آواز سر دهی ، حتی در تنهایی بیابان ، گوش شنوا خواهی یافت.
(جبران خلیل جبران)
18- روند رشد، پیچیده و پر زحمت است و در درازای عمر ادامه دارد.
(اسکات پک)
19- در جستجوی نور باش، نور را مییابی.
(آرنت)
20- برای آنکه کاری امکانپذیر گردد دیدگان دیگری لازم است، دیدگانی نو.
(یونک)
21- شب آنگاه زیباست که نور را باور داشته باشیم.
(دوروستان)
22- آدمی ساختهی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز میاندیشیده است.
(مترلینگ)
23- اگر دریچه های ادراک شسته بودند،انسان همه چیز را همان گونه که هست میدید:بیانتها.
(بلیک)
24- برده یک ارباب دارد اما جاهطلب به تعداد افرادی که به او کمک میکنند.
(بردیر فرانسوی)
25- هیچ وقت به گمان اینکه وقت دارید ننشینید زیرا در عمل خواهید دید که همیشه وقت کم و کوتاه
است.
(فرانکلین)
از گورخری پرسیدم:
تو سفیدی راه راه سیاه داری یا این که سیاهی راه راه سفید داری؟
گورخر به جای جواب دادن پرسید:
تو خوبی، فقط عادتهای بد داری یا این که بدی و چند تا عادت خوب داری؟
ساکتی، بعضی وقتهای شلوغ می کنی یا شیطونی، بعضی وقتها ساکت میشی؟
ذاتاً خوشحالی، بعضی روزها ناراحتی یا ذاتاً افسرده ای، بعضی روزها خوشحالی؟
لباسهات تمیزن، فقط پیرهنت کثیفه یا کثیفن و شلوارت تمیزه؟
و گورخر پرسید و پرسید و پرسید، پرسید و پرسید و بعد رفت.
دیگه هیچ وقت از گورخرها درباره راه راه هاشون چیزی نمی پرسم.
" "سیلور استاین"
وقتی پسرا دور هم جمع می شن!!!
وقتی پسرا دور هم جمع می شن!!!
آلمان ، درباره ی سیاستهای دولت حرف می زنن!
پاكستان ، یه باند قاچاق تریاك تشكیل میدن!
عراق ، برای حمله به سربازهای آمریكایی نقشه می كشن!
افغانستان ، اگه پول نداشته باشن كار می كنن و اگه پول داشته باشن می خوابن!
آذربایجان ، یه بطری آب پرتقال می خرن و با هم می خورن!
مصر ، میرن یه جا می شینن قلیون می كشن!
امارات متحده ی عربی ، ۴ نفرشون دست می زنن و یه نفرشون می رقصه! یا میرن دنبال خانوم!!
روسیه ، از همدیگه رشوه می گیرن!
ژاپن ، هیچوقت ۵ نفر دور هم جمع نمیشن! چون همیشه حداقل ۳ نفرشون كار دارن!
هند ، یا با همدیگه می رقصن و یا میرن سینما و رقص تماشا می كنن!
كوبا ، هر وقت ۲ نفر یا بیشتر یه جا جمع بشن از كاسترو تعریف می كنن!
كره جنوبی ، با هم یه شركت راه میندازن و یه كالای ژاپنی رو كپی می كنن!
توی چین ، اینها که دیگه روی هر چی متقلبه کم کردن کافی یه چیزی یه جای دنیا ساخته شه 3 سوت نزده کپی میکنن
مكزیك ، دو نفرشون دوئل می كنن و یه نفرشون ناظر دوئل میشه و دو نفر دیگه هم گیتار می زنن!
ایران ، یا پشت سر بقیه غیبت می كنن یا روزنامه راه میندازن یا یه جلسه ی سخنرانی ترتیب میدن یا از حرف زدن و سوتی های همدیگه ایراد می گیرن یا یه نفرشون رو میذارن وسط و ۴ نفرشون متلك بارونش می كنن یا الكی می خندن یا یه پیتزا فروشی باز می كنن یا بدون هیچ صحبتی می ایستن و چشم و سرشون رو می چرخونن و مردم رو سرکار میذارن و در همه حالات فکر این هستن که چه جوری واسه دخترا چرب زبونی کنن و سرشون و شیره بمالن
امتحان دامادها...
زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
یکروز تصمیم گرفت میزان علاقهاى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.
یکى از دامادها را به خانهاش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مىزدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشهاش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روى شیشهاش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جایش تکان نخورد.
او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.
همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بىامو کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشهاش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»
چه حقيرند مردمي كه نه جرئت دوست داشتن دارند نه اراده ي دوست داشتن ، نه لياقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته شدن و مدام شعر عاشقانه مي خوانند. ---
مرد به كرات عشق مي ورزد اما كم و زن به ندرت اما بسيار ---
قلبم را در روشنايي امروز تقديمت مي كنم تا در تاريكي فردا فراموشم نكني ---
گر در بيابان ها صد سال ويران شوي ، بهتر است اندر وطن محتاج نامردان شوي ---
صفاي خاطر دلها زدرد است / دل بي درد همچون گور سرد است. ---
میروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه ی خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه ی خویش
می برم تا که در آن نقطه ی دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه ی عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جلوه ی امید محال
می برم زنده بگورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
ناله می لرزد ، می رقصد اشک
آه بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه ی جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
بخدا غنچه ی شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله ی آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
میروم خنده به لب خونین دل
میروم از دل من دست بردار
ای امید عبث بی حاصل
خدا یارتان
به پشت سر که نگاه میکنم این پنج سال سرشار از تجربه های گوناگون بود. شاید اگه به پیوند های وبلاگ یک سری بزنید وبلاگ هایی رو پیدا کنید که دیگه وجود ندارند یا مدت هاست که بروز رسانی نشده اند. بعضی از این پیوند ها یادگار از آدم هاییست که روزگاری سر زدن به این وبلاگ کار روزمره شان بود. وبعضی از پیوند ها متعلق به وبلاگ های پرطرفداریست که نگارندگانشان دیگر فرصت سرکشی به وبلاگ های دیگر را هم ندارند. یا متعلق به کسانیست که عرصه وبلاگ نویسی را به قصد سایت های اجتماعی - فیسبوک- رها کردند.
نمیگم همیشه حرف برای گفتن داشتم چون هیچ وقت قصد نداشتم حرف های خودم رو توی این وبلاگ بزنم. چون حرف امروز من ممکنه فردا بی اهمیت یا شاید هم پراهمیت باشه. اما حرف روز تاریخ مصرف داره و این به دور از مشی وبلاگ از قطره تا دریاست. از قطره تا دریا وبلاگی برای همیشه است. گنجینه ای گرانبها که ذره ذره اندوخته شده. دریایی که قطره قطره گرد آمده. هیچ پستی حذف نشد و هیچ نظری - به استثنای نظرات تبلیغاتی -.
تشکر میکنم از همه آنهایی که در این پنج سال همراه ما بودند. تشکر میکنم از همه آنهایی که ما را خواندند. از همه آنهایی که با نظراتشان ما را به ادامه این راه دلگرم کردند. از همه آنهایی که به شیوه های مختلف ما را در جمع آوری مطالب یاری کردند. از همه آنهایی که با نقد و نظراتشان باعث جذابیت بیشتر این وبلاگ شدند.
و تشکر ویژه از ستاره که ایستادگی کرد تا وبلاگ رونقی دوباره بگیرد. شاید اگر نمیخواست هنوز کرکره این وبلاگ نیمه بسته بود.
و با تشکر از علیرضا که مطلب ویژه آغاز ششمین سال وبلاگ از قطره تا دریا را برای من فرستاد و با این امید که وبلاگ از قطره تا دریا همیشه در یادمان باشد.
یادمان باشد
یادمان باشد که: او که زیر سایه دیگری راه میرود، خودش سایهای ندارد.
یادمان باشد که: هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.
یادمان باشد که: زخم نیست آنچه درد میآورد، عفونت است.
یادمان باشد که: در حرکت همیشه افقهای تازه هست.
یادمان باشد که: دست به کاری نزنیم که نتوانم آن را برای دیگران تعریف کنیم.
یادمان باشد که: آنها که دوستشان میداریم میتوانند دوستمان نداشته باشند.
یادمان باشد که: فرار؛ راه به دخمهای میبرد برای پنهان شدن نه آزادی.
یادمان باشد که: باورهایمان شاید دروغ باشند.
یادمان باشد که: لبخندمان را توى آیینه جا نگذاریم.
یادمان باشد که: آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفتهاند و او را راه میبرند.
یادمان باشد که: لزومی ندارد همان قدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم.
یادمان باشد که: محبتی که به دیگری میکنیم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودمان نباشد.
یادمان باشد که: اندک است تنهایی مان در مقایسه با تنهایی خورشید.
یادمان باشد که: دلخوشیها هیچکدام ماندگار نیستند.
یادمان باشد که: تا وقتی اوضاع بدتر نشده! یعنی همه چیز رو به راه است.
یادمان باشد که: هوشیاری یعنی زیستن با لحظهها.
یادمان باشد که: آرامش جایی فراتر از ما نیست.
یادمان باشد که: من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم.
یادمان باشد که: برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود!
یادمان باشد که: در خستهترین ثانیههای عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!
یادمان باشد که: لازم است گاهی با خودمان رو راستتر از این باشیم که هستیم.
یادمان باشد که: سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشتهاند، هر کسی سهم خودش را میآفریند.
یادمان باشد که: آن هنگام که از دست دادن عادت میشود، بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست.
یادمان باشد که: پیشترها چیزهایی برایمان مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند.
یادمان باشد که: آنچه امروز برایمان مهم است، فردا نخواهد بود.
یادمان باشد که: نیازمند کمکاند آنها که منتظر کمکشان نشستهایم.
یادمان باشد که: هرگز به تمامی ناامید نمیشوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.
یادمان باشد که: غیر قابل تحمل وجود ندارد.
یادمان باشد که: آدمی گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد.
یادمان باشد که: خوبی آنچه که ندارم این است که نگران از دست دادناش نخواهم بود.
یادمان باشد که: وظیفه من این است؛ حمل باری که خودم هستم تا آخر راه.
یادمان باشد که: در هر یقینی میتوان شک کرد و این تکاپوی خرد است.
یادمان باشد که: همیشه چند قدم آخر است که سختترین قسمت راه است.
یادمان باشد که: امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست.
یادمان باشد که: به جستجوى راه باشیم، نه همراه.
یادمان باشد که: هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها.
سخنی از يک فيلسوف آمپول زن
و یا شاید یک آمپول زنِ فیلسوف
زندگی مثل آمپول زدن تو باسن می مونه هر چی سفت تر بگیری بیشتر درد می گیره .
.
.
.
.
سخت نگير عزیزم
همواره شاد باشید
سلام عطر گیج کننده ی بهار نارنج های اواسط اردیبهشت
حضور خدا ، ترس از خدا
شاه عباس صفوى در شهر اصفهان با اندرونى خودمجادله کرده و بر آنها خشم مى گیرد ، در پى غضب او، دخترش از خانه خارج شده و شب بر نمىگردد ، خبر بازنگشتن دختر به شاه مىرسد ، شاه از فکر ناموس خود كه از زيبايى خيره كنندهاى بهره داشت سخت به وحشت مىافتد ، ماموران تجسّس در تمام شهر به تكاپو افتاده ولى او را نمىيابند .
دختر به هنگام شب برای خواب وارد مدرسه طلاّب مىشود و از اتفاق به درب حجره محمد باقر استرآبادى كه طلبهاى جوان و فاضل بود مىرود و درب حجره را مىزند ، محمد باقر درب را باز مىكند دختر بدون مقدمه وارد حجره شده و به او مىگويد : از بزرگزادگان شهرم و خانوادهام صاحب قدرت ، اگر در برابر بودنم مقاومت كنى تو را به مجازات سختى دچار مىسازم . طلبه جوان از ترس او را جا مىدهد ، دختر غذا مىطلبد ، طلبه مىگويد : جز نان خشك و ماست چيزى ندارم ، دختر مىگويد : بياور . غذا مىخورد و مىخوابد ، شهوت طلبه جوان را وسوسه اش مىكند ، ولى او با پناه بردن به حق دفع وسوسه مىكند ، آتش غريزه شعله مىكشد ، او آتش غريزه را با گرفتن تك تك انگشتانش به روى آتش چراغ خاموش مىكند . مأموران تجسّس به وقت صبح گذرشان به مدرسه طلاب مىافتد ، احتمال بودن دختر را در آنجا نمىدادند ولى دختر از حجره بيرون آمد ، چون دختر را در آنجا يافتند با صاحب حجره به عالى قاپو منتقل كردند . شاه عباس از محمد باقر سؤال مىكند كه شب گذشته در برخورد با اين چهره زيبا چه كردى ؟ محمد باقر انگشتان سوخته اش را نشان شاه مىدهد ، از طرفى اهل حرم خبر سلامت دختر را به شاه می دهند ، چون از سلامت فرزندش مطلع مىشود بسيار خوشحال مىشود و چون از آن جوان خوشش آمده به دختر پيشنهاد ازدواج با آن طلبه را مىدهد ، دختر که از شدت پاكى آن جوانمرد بهت زده بود قبول مىكند ، بزرگان را مىخوانند وعقد دختر را براى طلبه فقير مازندرانى مىخوانند و از آن به بعد است كه او مشهور به مير داماد مىشود و چيزى نمىگذرد كه اعلم علماى عصر گشته و شاگردانى بس بزرگ هم چون ملا صدراى شيرازى تربيت مىكند
ضرب المثل های جهان
شما فکر می کنید تفاوت بین این نگاه ها هست؟
اگر هست، چه تفاوتی را می بینید؟ ریشه این تفاوت ها را چه می دانید؟
"سکوت"
سکوت گفتاری است که هرگز دچار خطا و اشتباه نمی گردد.
هندی
سکوت هم نوعی نطق و بیان است.
نیجریه ای
سکوت بزرگ ترین پاسخ از طرف مقابل است.
پاکستانی
جواب ندادن هم خود جوابی است.
ایرانی
سکوت حصاری است دور حکمت.
آلمانی
سکوت برادر خشنودی است.
عربی
سکوت درمان همه دردهاست.
فلسطینی
سکوت داروی شیرین دل است.
عربی
سکوت اشتباه نمی کند.
فرانسوی
سکوت برای زن گوهر زیبایی است اما به ندرت این گوهر را به خود می آویزد.
دانمارکی
در پناه حق
انسان هاي بزرگ درباره عقاید سخن مي گويند
انسان هاي متوسط درباره وقایع سخن مي گويند
انسان هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند
انسان هاي بزرگ درد ديگران را دارند
انسان هاي متوسط درد خودشان را دارند
انسان هاي كوچك بي دردند
انسان هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
انسان هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
انسان هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند
انسان هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
انسان هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
انسان هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند
انسان هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
انسان هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
انسان هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند
انسان هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
انسان هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
انسان هاي كوچك مسئله ندارند
انسان هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
انسان هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
انسان هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند
پی نوشت:
- به دلیل بروز مشکلات فنی موقتی از نوشتن پی نوشتی که تصمیم داشتم بنویسم چشم پوشی میکنم
- مشکلات فنی رفع شد.
- شاید این کار رو ادامه دادیم شاید هم نه. منظورم تقدیم موسیقی پس زمینه وبلاگه. این آهنگ که گزیده ای از موسیقی متن فیلم پلیس آهنی هست رو به حسین تقدیم میکنیم که آهنگ های حماسی را دوست دارد.
بنام او دهنده بي منت
سلام نگين بي مثالم
خداوندا چه وسيع و بي صدا مي بخشي و من چه حسابگرانه تسبيح تو را مي گويم.
ديروز بعد از اتمام کلاسم خانمي داشت با مشاور مرکز صحبت مي کرد عذر خواستم که بروم استادم گفت:
بمان از حرفاي اون خانم که با گريه صحبت مي کرد اين را شنيدم:
اي خانم جان کاش مي دونستم اون تن پوش سرنوشتي که خدا واسه ي من بافته، بافته اش را دست کي داده؟
اون وقت مي رفتم ازش مي گرفتم و همه را مي شکافتم و دوباره از نو خودم مي بافتم
خسته شدم از بس به بن بست رسيدم .
اين توصيف سرنوشت به نظرم با مزه اومد آخه مگه سرنوشت لباس يا پليوره !!!؟؟؟
دوست گلم خواهش مي کنم نظر درباره سرنوشت يادت نره
مرسي
هدف آن چيزي است که ما را هميشه در حرکت نگه مي دارد .
هدف داشتن،جزئي از طبيعت بشر است .
بشر بدون داشتن هدف قادر به زندگي کردن نيست يا دست کم قادر به زندگي طولاني نيست.
صرف داشتن هدف، به مراتب مهم تر از ماهيت آن هدف است.
مهمترين چيز رسيدن به هدف نيست ، بلکه ياد گرفتن و رشد کردن در خلال اين راه است.
در راه رسيدن به هر هدف مي توانيم:
به شهامت و اراده قوي تر دست يابيم.
بر قدرت متقاعد سازي خويش بيفزاييم.
انضباط فردي را بياموزيم.
توان و طاقت خود را افزايش دهيم.
هدايت افکارمان را ياد بگيريم.
اعتماد به نفس بيشتري پيدا کنيم.
به هنگام برنامه ريزي براي رسيدن به هر هدف بايد به اين نکات توجه داشت :
در اين کره خاکي هيچ چيز در خط مستقيم حرکت نمي کند.
هيچ هدفي بدون واپس روي بدست نمي آيد.
هدف ها ارابه هايي هستند که با سوار شدن بر آنها مي توانيم از اکنون خود فراتر رويم.
مقاومت دربرابر اهداف : نشانه هاي غير کلامي
اعمال ما معمولا مقاومتمان را نشان مي دهد:
موضوع صحبت را عوض کردن
ترک کردن اتاق
دستشويي رفتن
دير کردن
مريض شدن
مسامحه و امروز و فردا کردن از طريق: به کاري ديگر پرداختن _ خود را در کار غرق کردن
به هدر دادن وقت
به دور دستها خيره شدن يا لز پنجره به بيرون نگريستن
مجله ورق زدن
زير بار دقت و توجه نرفتن
به خوردن و آشاميدن و سيگار کشيدن پناه بردن
ايجاد يا خاتمه ي يک رابطه
ايجاد به هم ريختگي عصبي
خود را به اتومبيل و ماشين آلات و تعميرات منزل سرگرم کردن
ما براي توجيه مقاومت هاي خود فرضياتي درباره ي ديگران داريم:
به هر حال فايده اي ندارد.
بايد سر تا پاي شخصيتم را عوض کنم.
فقط ديوانه ها نزد روانکاو مي روند.
آنها نمي توانند مشکلم را حل کنند
آنها نمي دانند چگونه از پس خشم من برآيند.
وضع من فرق مي کند
نمي خواهم مزاحمشان شوم.
خودش درست خواهد شد.
هيچ کس ديگر اين کار را نمي کند.
همه ي عواملي که باعث نرسيدن به هدف هامان مي شود :
ما با عتقاداتي بار مي آييم که موجب مقاومت ما در برابر دگرگوني ها مي شود :
عقايد محدود کننده :
اين طوري نمي شود.
اين درست نيست.
انجام اين کار براي من صحيح نيست.
اين يک عمل معنوي نيست.
انسان هاي معنوي خشمگين نمي شوند.
مردها اين کار را نمي کنند.
زنها اين کار را نمي کنند.
اين کار در خانواده ي من مرسوم نيست.
من از عشق و محبت سهمي ندارم.
اين کار احمقانه است.
اين کار خيلي زياد است.
به وقتي که مي گيرد نمي ارزد.
من به اين اعتقاد ندارم.
من از اين نوع آدم ها نيستم.
خدا اين کار را تاييد نمي کند.
من منتظر طالع سعد و مساعدت ستارگانم.
اين محيط مناسب نيست.
آنها نمي گذارند عوض شوم.
من آموزگار مناسب را ندارم.
من کتاب لازم را در اختيار ندارم.
من کلاس مناسب را پيدا ني کنم.
من وسايل لازم را در اختيار ندارم.
پزشکم نمي خواهد که من ...
نمي توانم مرخصي بگيرم.
نمي خواهم زير تسلط آنها باشم.
همه اش تقصير آنهاست.
همه اش تقصير من است.
من اشتباه کردم.
من نمي توانم.
من قادر به انجام اين کار نيستم.
انجام اين کار برايم دشوار است.
اول آنها بايد عوض شوند.
تو نمي فهمي .
آنها نمي فهمند .
من همه چيز را ميدانم.
من به کمک نياز ندارم.
نمي خواهم آزارشان دهم.
اين بر خلاف طرز تربيت من است.
اين بر خلاف دين من است.
اين بر خلاف فلسفه و اعتقادات من است.
من زيادي پيرم.
من زيادي جوانم.
من زيادي چاقم.
من زيادي لاغرم.
من زيادي کوتاهم.
من زيادي درازم.
من زيادي تنبلم.
من زيادي احمقم.
من زيادي ناتوانم.
من زيادي فقيرم.
من زيادي بي ارزشم.
من زيادي سبکسرم.
من زيادي جدي هستم.
من زيادي درگيرم.
من زيادي لوسم.
من زيادي اخموام.
من زيادي مي خندم.
من زيادي وابسته ام.
معمولا مقاومت هاي ما خود را با روش هاي به تاخير انداختن نمايان مي سازند :
بعدا اين کار را مي کنم.
حالا نمي توانم فکر کنم.
الان وقتش را ندارم.
اين واقعا وقت کارم را مي گيرد.
بله عقيده ي خوبي است يکموقع انجامش خواهم داد.
هزار کار ديگر دارم که بايد اول انجامش دهم.
فردا درباره اش فکر خواهم کرد.
به محض اين که از اين سفر برگردم.
از فردا شروع مي کنم.
حالا وقتش نيست.
خيلي دير شده.
الان خيلي زود است .
بيشترين عامل مقاومت در برنامه ريزي ها و پيشبرد و رسيدن به اهداف
ترس است ، که دليل آوردن بهانه هاي مختلف مي شود.
ترس :
هنوز آماده نيستم.
ممکن است شکست بخورم.
شايد آنها قبولم نکنند.
شايد آنها در جمعشان مرا نپذيرند.
همسايه ها چه فکري خواهند کرد.
نمي خواهم اين موضوع کثيف و پردردسر را باز کنم.
آنقدر که بايد نمي دانم.
شايد ناراحت شوم.
شايد مجبور شوم که عوض بشوم.
شايد مجبور شوم که پولش را بدهم.
شايد مجبور شوم ضررش را پرداخت کنم.
حاضرم بميرم اما شکست نخورم.
شايد برايم گران تمام شود به قيمت بيمار شدنم يا به قيمت جانم...
مي ترسم که احساسم را نشان بدهم.
ميل ندارم درباره اش صحبت کنم.
توان انجامش را ندارم.
کسي چه مي داند که اين مساله به کجا خواهد انجاميد؟؟؟
نيرويش را ندارم.
شايد آزاديم را از دست بدهم.
شايد پشتم را بشکند.
حالا که پولش را ندارم.
من کامل نيستم.
شايد دوستانم را از دست بدهم.
آنقدر که بايد خوب نيستم.
شايد اين کار به تصويرم لطمه بزند.
من به هيچ کس اعتماد ندارم.
انتقاد از خود يعني دور شدن کامل از هدف
انتقاد از خود شما را از هدف دور مي کند.
اهدافتان را بزرگ کنيد تا موانع در نظرتان ناچيز بيايد.
هدف چون آب مايه ي حيات است به شما اميد ميدهد که امروز را فردا کنيد.
هدف بزرگ داشتن باعث شاد زيستن مي شود.
اميد
چه خوش برقي به چشم شب درخشيد
چراغم را فروغي تازه بخشيد
مخوان اي جغد شب لالايي شوم
که پشت پرده بيدار است خورشيد
ه.ا سايه
چندين هزار اميد بني آدم
گفتم که مژده بخش دل خرم است اين
مست از درم آمد و ديدم غم است اين
گر چشم باغ گريه ي تاريک من نديد
اي گل زبي ستارگي شبنم است اين
پروانه بال و پر زد و در دام خويش خفت
پايان شام پيله ي ابريشم است اين
باز اين چه ابر بود که ما را فرو گرفت
تنها نه من ، گرفتگي عالم است اين
اي دست برده در دل و دينم چه مي کني
جانم بسوختي و هنوزت کم است اين
آه از غمت که زخمه ي راه مي زني
اي چنگي زمانه چه زير و بم است اين
يک دم نگاه کن که چه بر باد مي دهي
چندين هزار اميد بني آدم است اين
گفتي که شعر سايه دگر رنگ غم گرفت
آري سياه جامه ي صد ماتم است اين
ه . ا سايه
عشق و اميد
با لطف خدا به عشق رو کن
عاشق شو و دل فداي او کن
با لطف خدا به عشق رو کن
عاشق شو و دل فداي او کن
در وسعت بي کران هستي
از عشق و اميد گفتگو کن
"محمد کريم جوهري"
ميل دريا گر کني، من ديده را دريا کنم
ميل صحرا گر کني ، من سينه را صحرا کنم
نااميمدم گر کني ، مي ميرم اما باز هم
در همان حالت که مي ميرم ، دعايت مي کنم
زتمام بودني ها ، تو يکي از آن من باش
که به غير با تو بودن
دلم آرزو ندارد
مگذار که عشق تو فريبم بدهد
يک درد دروغين و غريبم بدهد
از اين همه آرزو که در دل دارم
يک بال شکسته او نصيبم بدهد
"ندا نياستي"
آرزو
امشب تمام حوصله ام را
در يک کلام کوچک
در "تو"
خلاصه کردم :
اي کاش
يک بار
تنها همين
يک بار
تکرار مي شدي !
همين...
"قيصر امين پور"
آرزوي عاشقان
يک نفس با دوست بودن همنفس
آرزوي عاشقان اين است و بس
واحه هاي دوردست دل کجاست
تا بياساييم در خود يک نفس؟
واحه هايي گم که آنجا کس نيافت
رد پايي از نگاه هيچ کس
خسته ام از دست دل هايي چنين
پيش پا افتاده تر از خار و خس
ارتفاع بال ها : سطح هوا
فرصت پروازها : سقف قفس
خسته از دل ، خسته از اين دست دل ،
اي خوشا دل هاي دور از دسترس!
"قيصر امين پور"
روزنه ي اميدم را با آرزوهاي بر باد رفته ات معاوضه مي کنم و لبخندم را سرانه مي پردازم.
تک آرزوي برآورده ام ،در روزنه اميدم احساس تنهايي مي کند.
در کوه آرزوهاي برباد رفته ام،دنبال روزنه اميد مي گردد.
گربه آرزو مي کند فاصله ي بين گام هايش را موش پر کند.
ابر عقيم آرزوي ديدن چتر را به گور مي برد.
ابر عقيم آرزوي ديدن اشکش را به کور مي برد.
ابر عقيم آرزوي گريستن را به گور مي برد.
آرزو مي کنم حاصل جمع سکوت ها ، لبريز صداي پايت شود.
باغبان پير آرزو مي کند پاي چنار سالخورده ي باغ دفنش کنند.
پرنده ي کوتاه پرواز ، آرزوي گذشتن از روزنه ي ابر را به گور مي برد.
روزنه ي اميدم بسوي پنجره پر مي کشد.
شبي را آرزو مي کنم که تک ستاره اي در روزنه ي اميدم جلوه گري کند.
عاشق ستاره اي هستم که در روزنه ي اميدم جلوه گري مي کند .
وقتي صداي گام هايت را مي شنوم ، روزنه ي اميد بر نااميدي ها پيروز مي شود.
وقتي به دوردست ها مي روي صداي پايت را در روزنه ي اميدم مي شنوم.
وقتي نيستي روزنه ي اميدم را اشکريزان پشت سر مي گذارم.
از وقتي روزنه اميدم را به سرقت بردند نسل اميد در وجودم منقرض شده است.
در آستانه ي در ورودي روزنه ي اميدم،حاصل جمع نااميدي ها جا خوش کرده اند.
هم زمان با رفتنت روزنه ي اميدم نيز به سرقت رفت.
در آستانه ي روزنه ي اميدم پرنده اي آشيانه ساخته است.
هنگام حفاري روزنه ي اميدم، آرزوهاي برباد رفته ام به ريشم مي خندند.
آرزوهاي بر باد رفته ،تا آستانه ي در خروجي زندگي بدرقه ام کردند.
روزنه ي اميدم در محاصره ي آرزوهاي برباد رفته ام اشک مي ريزد.
روزنه ي اميدم در برابر ناملايمات ،روئين تن است.
وقتي نيستي آرزوهاي برباد رفته ام صد چندان مي شود.
اگر بيايي روزنه ي اميدم را پيش پايت قرباني مي کنم.
روزنه ي اميدم را به حاصل جمع نااميدي ها شليک مي کنم.
روزنه ي اميدم حاصل جمع آرزوهاي برباد رفته است.
رودخانه ي تشنه آرزوي رسيدن به دريا را به گور مي برد.
"کاريکلماتور پايين آمدن درخت از گربه پرويز شاپور"
اگر امید به سلام نبود هیچ کس خداحافظی نمی کرد.
بارالها
به داده و نداده و گرفته ات شکر که داده ات نعمت ، نداده ات حکمت و گرفته ات امتحان است
و مرا شاکر در نعمتت ، صابر در حکمتت و سربلند در امتحانت قرار ده.
"فرازي ار صحيفه ي سجاديه"
سلام عزيز مهربونم
نمي دونم شايد اين هم به نوعي سرنوشته!!!
ديروز خانم همسايه آمده بود با مادرم دردودل مي کرد و اشک مي ريخت تابستون تنها پسرش را داماد کرده بود و بعد چند ماه عروسش سر هيچي قهر کرده و مهريه دويست ميليوني اش را گذاشته اجرا مادرش گفته بود آخر اين چه راهي ست که دخترهاي اين دوره پيش گرفتند پسرم اگر معتاد بود اگر عياش بود اگر رفيق باز بود اگر بي دين و خدا نشناس بود دلم نمي سوخت آخه اين چه سرنوشت سياهي ست که پسرم داره چه تقدير تلخي که پسرم داره پسرم افسردگي گرفته خورد شده ما که تحقيق کرده بوديم چه سرنوشت شومي ست پسرم داره تازگي ها از همه مي شنيدم دخترها بعد نامزدي يا عروسي مهريه شونو اجرا ميزارند و درخواست طلاق مي دهند اما گفتم ايشالا اين اينطور نيست . بعد که مامان برام تعريف کرد و ناراحت آرش شده بود که حيفه و پسر خوب و با خدايي ست بيچاره چه سرنوشتي داشته گفتم: مامان به قول استاد جونم: بيچاره سرنوشت که همه هر اتفاق بدي براشون مي افته ديوار کوتاه تر از بخت و سرنوشت پيدا نمي کنند که گردنش بندازن اگر سرنوشتي باشه اعمال خودمونه که اون را مي سازه مامان چپ چپ نگاهم کرد گفت: کم شعار بده مگه پسره يا مامان باباش کف دستشون را بو کرده بودند که دختره مهريه ش رو ميزاره اجرا در جواب مامان سکوت کردم يه جورايي کم آوردم مامان وقتي سکوتم را ديد گفت:چيه شعارهات تمام شد کم آوردي؟؟؟
نمي دونم شما دوستاي گلم چي فکر مي کنيد اسم اين اتفاق را چه مي شود گذاشت ازت درخواست مي کنم که نظرت را به من اعلام کني
ممنونم
اعمال ثابت ما سرنوشت ما را تعيين مي کنند .
"آنتوني رابينز"
براي تنظيم هدفهاي خود اين 5 قاعده را رعايت کنيد :
1 _ هدفي را که داريد بصورت مثبت بيان کنيد.
2 _ هدف را بطور خيلي دقيق مشخص سازيد.
3 _ جوانب کار را روشن سازيد.
4 _ به خود مسلط و متکي باشيد.
5 _ هدف شما دلپسند و مطلوب اطرافيان باشد.
هميشه در راه رسيدن به هدف در زندگي فکر سه چيز را نکن تا آسوده باشي:
1 _ فکر گذشته
۲ _ فکر سخنان مردم
3 _ فکر آينده
فکر گذشته را چون خداوند به لطف خودش جبران مي کند.
فکر حرف مردم را چون مردم هميشه حرف مي زنند بايد بي اعتنا بود و در خدمت مردم
فکر آينده را چون خداوند با کرمش به نحو احسنت و به صلاح تو تامين ميکند.
هدف خود را بشناسيد ، شيوه هاي موثر را مدل سازي کنيد ، دست به عمل بزنيد کارها را کنترل کنيد تا بدانيد به چه نتايجي رسيده ايد و روش کار را دائما اصلاح کنيد تا به خواسته ي خود برسيد
"آنتوني رابينز "
هر تجربه را در جهت هدف خود بکار گيريد.
"آنتوني رابينز"
اولين قانون خداشناسي است ، اولين قانون را که اجرا کني به هيچ قانون ديگري نياز نخواهي داشت.
"گوته"
يکبار از بانکرهانت ميلياردر تگزاس خواستند راز موفقيت خود را براي مردم بازگو کند وي گفت: موفقيت امر ساده اي است اول تصميم بگيريد دقيقا چه مي خواهيد آنگاه تصميم بگيريد که در صورت رسيدن به آن آرزوها بهاي آن را بپردازيد و بعد هم آن بها را پرداخت کنيد.
براي اعتماد به نفس بهتر :
1 _ براي زندگي خود هدف گذاري کنيد و طبق هدفها عمل کنيد
2 _ يقين داشته باشيد که انسان موفقي خواهيد شد و به هيچ وجه نگراني و ناراحتي نداشته باشيد
3 _ برنامه ريزي کنيد و بر اساس اهداف تعيين شده رفتار کنيد
4 _ در هر هدف و برنامه ريزي بايد شناخت و آگاهي کافي و لازم داشته باشيد
5 _ مشورت با افراد آگاه ، متخصص و با تجربه را فراموش نکنيد
6 _ به خداوند توکل کنيد و از او طلب ياري و کمک کنيد
5 کليد ثروت،خوشبختي و موفقيت
اولين کليد : بدانيد چگونه با ياس و دلسردي مبارزه کنيد .
دومين کليد : از پاسخ هاي منفي نهراسيد .
سومين کليد : بايد بتوانيد فشار مالي را تحمل کنيد .
چهارمين کليد : به آسايش خاطري که داريد قانع نباشيد .
پنجمين کليد : هميشه بيش از آنچه مي گيريد بدهيد .
(سخاوت به زندگي انسان معني مي بخشد.)
7 باور که مي تواند باعث موفقيت شود :
باور يک : هر حادثه داراي دليل و مقصودي است که به مصلحت ماست .
باور دوم : چيزي بنام شکست وجود ندارد فقط نتايج موجودند (کسان موفق شکست را نمي بينند ، به آن اعتقاد ندارند و آن را به حساب نمي آورند.)
کساني که از شکست مي ترسند پيشاپيش اموري را که واقع نخواهد شد به خود تلقين مي نمايند و به اين جهت قدم درستي که موفقيت آنها را تضمين کند بر نمي دارند.
باور سوم : مسئوليت هر اتفاق را به گردن بگيريد.
باور چهارم : براي بهره بردن از چيزي شناخت کامل آن لازم نيست.
باور پنجم : بزرگترين سرمايه ي شما ديگرانند.
باور ششم : کار نوعي تفريح است.
باور هفتم : هيچ توفيق پايداري بدون پشتکار به دست نمي آيد.
7 خصلت که مي تواند موفقيت را تضمين کند:
1 _ عشق 4_ مشخص بودن ارزش ها
2 _ ايمان 5 _ انرژي
3 _ برنامه ريزي 6 _ جلب دوستي
7 _ تسلط به فن ارتباط
فرق انسانهاي موفق و ناموفق در آنچه که دارند نيست بلکه در اين است که با توجه به امکانات و تجربيات خود چه مي بينند و چه مي کنند.
"آنتوني رابينز"
شيريني يک بار پيروزي به تلخي صد بار شکست مي ارزد.
"سقراط"
کساني به موفقيت هاي بزرگ دست پيدا مي کنند که تحمل شکست هاي بزرگ را داشته باشند.
"آنتوني رابينز"
به اشخاصي که از فرصت هاي مناسب زندگي خود کمال استفاده را مي برند خودساخته مي گويند.
"توتل"
ترديدها به ما خيانت مي کنند ، ما را از کوشش برحذر مي دارند و از پيروزي هايي که به احتمال زياد نصيب ما خواهند شد محروم مي سازند.
"شکسپير"
ارزش تفاوتي است اساسي ،اخلاقي ،عملي در مورد اينکه چه چيزهايي داراي اهميت مي باشد.
"آنتوني رابينز"
ارزش نوعي داوري است درباره ي آنچه زندگي ما را ارج دار مي کند.
"آنتونی رابینز"
موفقيت تنها يک چيز است و آن اينکه زندگي را به دلخواه خود بگذرانيم.
"کريستوفر مورلي"
بيشتر کساني که موفق اند در گذشته بارها طعم شکست را چشيده اند ولي هرگز به فکر خودکشي نيفتاده اند من از اشتباهات پيش از موفقيت درس آموختم.
"سر هنري ديري"
راز موفقيت اين است که هدفي را بي وقفه دنبال کنيد.
"آناپرلوفا"
هيچ شکستي نيست مگر دست کشيدن از هدف و تلاش.
"آلبرت هابارد"
4 توصيه به کساني که مي خواهند خوش شانس شوند :
به صداي دروني خويش گوش کنيد.
با گشادکي خاطر با تجارب تازه روبه رو شويد و عادت هاي رفتاري خود را بشکنيد.
هر روز چند دقيقه اي را صرف پيشامدهاي مثبت زندگي خود کنيد.
پيش از يک ملاقات يا تماس تلفني مهم آن را براي خود مجسم کنيد و خود را در آن موفق ببينيد.(اغلب اقبال همان چيزي است که انتظارش را نداريد.)
"ريچارد وايزمن"
تجربه ي مطلوب داشتن بخشي از خوشبختي است.
"اريک فروم"
هنگامي که همه مانند يکديگر مي انديشند در واقع کسي نمي انديشد.
"والتر ليپمريز"
ما هميشه وقت کافي داريم به شرط آن که هم بخواهيم و هم درست استفاده کنيم.
"گوته"
برنامه ريزي آوردن آينده به حال است تا بتوانيد کاري براي آن انجام دهيد.
"آلن لاکيس"
به لاک پشت ها نگاه کنيد آنها فقط وقتي پيشرفت مي کنند که سرشان را از لاک خود بيرون مي آورند.
"جيمز بريانت"
اگر کارها را کمتر غير ممکن مي پنداشتيم زودتر انجام مي گرفت.
"مالزوب"
توانايي اعتراف به اشتباه ناتواني را جبران مي سازد.
"ناپلئون"
در هر کاري شرط اساسي داشتن اراده اي قوي است با اراده اي قوي شرايط ديگر چندان اهميت ندارد.
"گوته"
آنکه انتظار دارد هر چهار فصل بهار باشد نه خود را شناخته نه طبيعت را و نه زندگي را
"ماري آروئه"
شکست به اين معني نيست که خدا دارد ترکت مي کند بلکه به اين معني است که خدا يک راه بهتر براي تو دارد.
"اريک فروم"
اينکه ما ايراني هستيم و آداب و سنن و فرهنگ خواست خودمون را داريم درست . همه قبول داريم و به زبون خوب شعار مي دهيم که ما ايراني هستيم وقتي ايران از گذشته تا به حال از چنين فرهنگ غني اي برخورداره نمي دونم چرا خيلي از روزهاي خوب در تاريخ ما مثل مهرگان حذف شده و جاي اون را والنتايني که برگرفته از فرهنگ ديگر است گرفته واقعا حيف...
براي کساني که فقط 14فوريه را روز عشق و بيان عشق شون مي دانند يکجورايي متاسفم و... بگذريم به تمام اين افراد که عشق و دوست داشتنشون مختص اين روز است اين روز را تبريک ميگم
*HAPYY VALEN TAIN DAY*
اميدوارم يکبار به معناي واقعي عظمت عشق را با تک تک سلول هات لمس کني و براي هميشه عاشق بشي و عاشق بموني
حق یارتون
سلام گل هميشه بهار
کاش نذاريم برنده شه ، توبازي ما سرنوشت
توي دفتر مشاوره ي استادم نشسته بودم يک مرکز مشاوره ي ازدواج و طلاقه .خانمي وارد شد که قصد جدايي از همسرش را داشت وقتي دکتر از او علت مشکلش را خواست از اعتقاد خودم نسبت به سرنوشت بدم آمد اون خانم گفت:از بچگي تو سرم کرده بودند که هرکس اقبال و تقديري داره هميشه مامانم راه مي رفت مي گفت پيشوني من را کجا ميشوني مي ايستادم جلو آينه و به پيشونيم خيره مي شدم که بخوونم پيشوني نوشت من چيه؟ديپلم که گرفتم نوه ي عموي بابام اومد خواستگاريم من که مي خواستم به درسم ادامه بدم جواب رد دادم ولي اونقدر رفت و اومد و پافشاري کرد تا خانواده ام بدون رضايت من جواب مثبت دادند و براي اينکه من را راضي کنند گفتند سرنوشت تو ازدواج با مجيده.فاصله عقد تا عروسي يک ماه شد تا رفتيم زير يک سقف ، مجيد يک هيولاي خفته بود که بعد عروسي بيدار شد بدبين بود، معتاد بود، مشروب مي خورد و من را به باد کتک مي گرفت من را حبس مي کرد و از خونه ميزد بيرون حامله که شدم زير مشد و لگدهاش بچه سقت شد به خونه ي پدرم که رفتم قصد طلاق را که به پدر و مادرم گفتم دعوام کردند که سرنوشتت اين بوده و بايد بسوزي و بسازي وقتي برگشتم اخلاقش بدتر شده بود و شب به شب اگس پارتي توي خونه راه مي انداخت حق هيچ اعتراضي نداشتم اگر مخالفت ميکردم کتکم ميزد دومين بچه که بارم رفت ديگه اون زندون و اون ديوونه را تحمل نکردم خونه ي بابا هم نرفتم حالا هم اينجام تا شما کمکم کنيد .
دکتر بهش گفت من نميدونم فرق يک با سواد با يک بي سواد چيه؟ بدون تحقيق با باور تقدير و سرنوشت ازدواج کردي توقع بهتر از اين داري نگاهم به مطلب نوشته شده در تابلوي روبرويم افتاد که اينطور نوشته بود:
در انتخابت خوب دقت کن کسي را انتخاب کني که اگر شهرتش را از دست داد ، که اگر از نام و مرتبه افتاد ،اگر ورشکسته شد ، اگر پاهاشو از دست داد ، اگر دستشو از دست داد ،اگر فلج شد ، اگر کر يا کور يا لال شد،اگر سيل آمد و همه ي زندگي تو را برد ، اگر زلزله آمد و تمام هست و نيستت نابود شد ، اگر خانه و زندگيت در آتش سوخت باز هم بتواني به او تکيه کني و او کسي باشد که نترسد و جا نزند.
تو هم دوست خوبم نظرت را راجع به قبول داشتن يا نداشتن سرنوشت و تقدير بگو
ممنونم
اصلا چرا من پرسيدم چه مي کني با سرنوشت؟؟؟
اصلا چي شد که دست تو جواب نامه مو نوشت؟؟؟
***************************************************
کار اين کره ي خاکي سامان نخواهد گرفت و دير نخواهد پاييد مگر آنکه آنرا کلا بصورت سياره اي در فضا بنگريم و همه ي انسان ها را داراي تقديري مشترک بدانيم يعني يا همه کس يا هيچ کس
"فولر"
_____________________
اگر با بخت و اقبال و سرنوشتتان شاهانه رفتار کنيد سرنوشت و اقبال غلام شما خواهند شد.
"دکتر عطاري کرماني"
____________________________________________
هروقت بنده اي با من سخن گويد چنان به حرف هايش گوش مي دهم که گويي جزاو بنده اي ندارم ولي بنده ام چنان سخن مي گويد که گويي من خداي همه هستم جز او.
"حديث قدسي"
_______________________________________________________
ق ، ن :
هنوز شروع به نوشتن پست ايندفعه نشده بودم که هوس کردم تفالي به حافظ بزنم ، اين شعر آمد
من هم چون زيبا بود حيفم آمد توي پست ننويسم و شما را بي نصيب بگذارم.
بسم الله...
دل خونين ، لب خندان
دوش پنهان با من گفت کارداني تبزهوش
گر شما پوشيده نبود راز پير مي فروش
گفت : آسان گير بر خود کارها از روي طبع
سخت مي گيرد جهان بر مردمان سخت کوش
وانگهم داد جامي کز فروغش بر فلک
زهره در رقص آمد و بربط زنان مي گفت: نوش
با دل خونين، لب خندان بياور همچو جام
ني گرت زخمي رسد،آبي چو چنگ اندر خروش
تا نگردي آشنا ، زين پرده رمزي نشنوي
گوش نامحرم نباشد جاي پيغام سروش
گوش کن پند، اي پس وز بهر دنيا غم مخور
گفتمت چون در حديثي ، گر تواني داشت هوش
در حريم عشق نتوان دم زد از گفت و شنيد
زان که آن جا جمله اعضا چشم بايد و گوش
بر بساط نکته دانان خود فروشي شرط نيست
يا سخن دانسته گو، اي مرد بخرد ، يا خموش
ساقيا مي ده که رندي هاي حافظ فهم کرد
آصف صاحب قران جرم بخش عيب پوش
**********************************************************
ق.ن: دهم بهمن تولد حميد مصدق شاعر معاصري است که شعرهاي زيبايي داره به همين خاطر چند شعر از ديوانش را اينجا مي نويسم:
تو به من خنديدي
و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه ي همسايه
سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من کرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتي و هنوز ،
سال ها هست که در کوش من آرام ،
آرام
خش خش گام تو تکرارکنان ،
مي دهد آزارم
و من انديشه کنان
غرق اين پندارم
که چرا ،
خانه کوچک ما
سيب نداشت
****************************
وقتي که بامدادان
مهر سپهر،جلوه گري را ،
آغاز ميکند:
وقتي که مهر،
پلک گرانبار خواب را ،
با ناز و کرشمه زهم باز مي کند
آنگه ستاره ي سحري ،
_ در سپيده دم _
خاموش مي شود
آري
من آن ستاره ام ،
که باطلوع گرم تو در زندگانيم
خاموش گشته ام
"از ياد روزگار فراموش گشته ام"
***************************
_ من مرغ آتشم،_
مي سوزم از شراره اين عشق سرکشم
چون سوخت پيکرم،
چون شعله هاي سرکش جانم فرو نشست،
آنگاه باز از دل خاکستر،
بار دگر تولد من ،
آغاز مي شود.
و من دوباره زندگيم را ،
آغاز مي کنم
پر باز مي کنم
پرواز مي کنم
*************************
آيا چه کسي تو را
از مهربان شدن با من
مايوس مي کند
*************************
وقتي تو نيستي
خورشيد تابناک،
شايد دگر درخشش خود را ،
و کهکشان پير،گردش خود را
از ياد مي برد
و هر گياه ،
از رويش نباتي خود،
بيگانه مي شود.
************************
هر چند
شب با تمام توش و توان و صلابتش
بر سرزمين شب زده آويخت
ديدم
سيماب صبحگاهي
از قله ي بلند ترين کوه ها
فرو مي ريخت
گفتم:
اميد من!
برخيز و خواب را...
برخيز و باز روشني آفتاب را...
*************************
چگونه باز به ماتم نشست خانه ي ما
هزار نفرين باد
به دست هاي پليدي
که سنگ تفرقه افکند،در ميانه ي ما
*************************
زان لحظه که ديده بر رخت وا کردم
دل دادم و شعر عشق انشا کردم
ني ، ني غلطم ، کجا سرودم شعري
تو شعر سرودي و
من امضا کردم
**************************
من ندانم که کي ام
من فقط مي دانم
که تويي ،
شاه بيت غزل زندگي ام
**************************
آه ، اي عشق تو در جان و تن من جاري
دلم آن سوي زمان
با تو آيا دارد
_ وعده ي ديداري؟
_ چه شنيدم؟
تو چه گفتي؟
_ آري؟!
**************************
من تمنا کردم
که تو با من باشي
تو به من گفتي
_ هرگز، هرگز!
پاسخي سخت و درشت
و مرا غصه ي اين
هرگز
کشت
**************************
آن روز با تو بودم
امروز بي توام
آن روز که با تو بودم
_ بي تو بودم
امروز که بي توام
با توام
**************************
آه تا قله هيچ راهي نيست
گفته بودند ، بعد از اين قله،
پشت اين کوه ، زندگي جاري ست
قله شد فتح
اي دريغ ، آري
باز هم بود قله هاي دگر
باز شيب و فراز تکراري
**************************
ماران شعبده در شهر بي شمار
ماران شعبده
هر گوشه
هر کنار
موسي کجاست تا که در اين روز و روزگار
سازد عصاي معجزه ي خويش آشکار
***************************
ياد داري که به من مي گفتي:
هيچ کس،
حتي تو،
من سخن هاي تو باور کردم ،
اما تو...؟!
***************************
با من چو لب تو در سخن مي آمد
از وجد به رقص ،جان و تن مي آمد
هر چند که با تو پا به پا مي رفتم
اي کاش دلت با دل من مي آمد
***************************
وقتي از تفرقه بر مي گردي
تق تق گام تو بر سنگ چه آواي خوشي ست،
کاش اين آمدنت
تا ابديت مي رفت
***************************
قاعده ي نحوه ي درخواست
1_خواسته ي شما بايد مشخص باشد.
2_درخواست خود را از کسي بکنيد که بتواند به شما کمک کند.
3_هنگام درخواست از کسي،مصالح او را نيز در نظر بگيريد.
۴ـدرخواست خود را با اعتقاد و اطمينان مطرح سازيد .
5_تا به مقصد خود نرسيده ايد دست از تقاضا بر نداريد.
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
4نکته ي کليدي در گفتگو:
1 _ در گفتگو و بحث از گفتن (اما)خودداري کنيد و سعي کنيد از اهانت به يکديگر بپرهزيد.
2 _ بکارگيري تعريف :نظر شما را تحسين مي کنم و.... (تحسين)
3 _ گفتن جملات خاص ادبي : به عقيده ي شما احترام مي گذارم و... (احترام)
4 _ جملات تاييد: باشم موافقم و... (موافقت)
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
در زندگي نکته ي بامزه اي هست،اگر چيزهاي متوسط را نپذيريد اغلب اوقات بهترين ها نصيبتان خواهد شد.
"سامرست موآم"
اين ذهن ماست که ما را شاد يا ناشاد ، بدبخت يا سعادتمند ، فقير يا غني ميسازد.
"ادموند اسپنسر"
کليد نيرومندي اقدام به عمل است.
"آنتوني رابينز"
ارزش هر واقعه به آن است که ما آن را چگونه به تصور در مي آوريم مي توانيم هر چيزي را طوري تصور کنيم که به ما روحيه ي مثبت دهد و مي توانيم برعکس تصور کنيم.
"آنتوني رابينز"
هر عملي زائيده ي فکري است.
"امرسون"
انسان همان چيزي است که باور دارد.
"آنتوان چخوف"
ايمان يعني هر نوع اصل راهنما،باور،يقين و يا گرايش است که به زندگي معني بخشد و آن را جهت دهد.
"آنتوني رابينز"
هيچ منظره اي غم انگيزتر از ديدن يک جوان بدبين نيست.
"مارک تواين"
به جاي ايرادگيري چاره انديشي کنيد.
"هنري فورد"
هيچ چيز به خودي خود خوب يا بد نيست فکرها آنها را خوب يا بد جلوه گر مي سازند.
"شکسپير"
وجود ما به منزله ي باغي است که اراده ي ما باغبان آن است.
"شکسپير"
سلامتي زيربناي خوشبختي ، قدرت و روحيه است.
"بنيامين ديزرائيلي"
موفقيت تنها يک چيز است و آن اينکه : زندگي را به دلخواه خود بگذرانيد.
"کريستوفر موزلي"
اگر دليل کافي داشته باشي به هر کاري توانا خواهي شد.
"جيم ران"
تفکر مشکل ترين کار است و شايد به اين دليل است که کمتر کسي زحمت آن را به خود مي دهد.
"هنري فورد"
(فصيح ترين زبان عمل است. شکسپير
(به عمل کار برآيد به سحنداني نيست سعدي
همچنانکه انديشه زبان را فاسد مي کند زبان نيز انديشه را فاسد مي کند.
"جورج اردل"
کسي که بسيار بر عقيده ي خود پافشاري مي کند موافقين کمي خواهد داشت.
"لائوتسه"
در هر جا که هستيد و با هرچه که در اختيار داريد کاري بکنيد.
"تئودور روزولت"
در زندگي تنها دو گروه هستند که نمي توانند افکار خود را عوض کنند:
۱:ديوانگان در تيمارستان 2 :مردگان در گورستان
"اورت ايرکسن"
بايد از محيط خود عواملي را که در شما روحيات منفي ايجاد مي کند بزداييد و بجاي آنها عوامل مثبت را در ذهن خود و ديگران جا دهيد.
"آنتوني رابينز"
انسان مولد شرايط نيست شرايط مخلوق انسان است.
"بنيامين ديزرائيلي"
آرامش خاطر در آن است که موسيقي دان آهنگ بسازد،نقاش پرده بکشد و شاعر شعر بسرايد.
"آبراهام موزاد"
زندگي هرچه را تو خواهي به تو مي دهد.
"آنتوني رابينز"
اگر ياد بگيريد چه چيزي را از زندگي طلب کنيد قطعا به آن مي رسيد.
"آنتوني رابينز"
انسان مجموعه اي از آنچه دارد نيست بلکه مجموعه اي است از آنچه ندارد اما مي تواند داشته باشد.
"ژن پل سارتر"
هيچ چيزي در جهان به اندازه ي موفقيت بار را از دوش انسان بر نمي دارد.
"توماس وات"
در زندگي هر تغيير تغييراتي را به دنبال دارد.
"آنتوني رابينز"
هدف زندگي دو چيز است: 1_ آنچه را مي خواهيم به دست آوريم 2_ آنگاه از آن لذت ببريم
"لوگان پيرسال اسميت"
خوشبختي ناشي از چيزهايي که داريم نيست بلکه ناشي از نحوه ي زندگي ماست.
"جيم ران"
آن اندازه که من از خود توقع دارم کسي از من انتظار ندارد.
"آنتوني رابينز"
زندگي کوتاه است و راه دراز و فرصت ها زود از دست می رود.
"بقراط"
سعادتي که به فنا محکوم باشد خواب و خيالي بيش نيست.
"لامارتين"
موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن.
"آنتوني رابينز"
انديشه هاي خود را شکل دهيد و الا ديگران انديشه هاي شما را شکل مي دهند.
خواسته هاي خود را عملي سازيد والا ديگران براي شما برنامه ريزي مي کنند.
"آنتوني رابينز"
عظمت زندگي در علم نيست بلکه در عمل است.
"توماس هنري هاکسلي"
هرگز چيزي عوض نمي شود ، اين مائيم که تغيير مي کنيم.
"هنري ديويد تورد"
حضرت محمد (ص) مي فرمايند:
ترس از خدا سرآمد هر حکمتي است.
خاتم النبييين (ص) فرمودند:
هر که خود را شناخت خداي خود را شناخته است.
به خود باليدن،آفت حسب ونسب است.
پيامبر اکرم (ص)
به عيادت بيمار برويد که شما را به ياد آخرت مي اندازد.
رسول اکرم (ص)
بهترين کارها نزد خداوند نگهداري زبان است.
حضرت محمد (ص)
پيامبر اکرم (ص)مي فرمايند:
از ظلم کردن بپرهيزيد که آن ، تاريکي قيامت است.
رسول اکرم (ص) فرمودند:
از يکديگر در گذريدتا کينه ي ميان شما از بين برود
امام حسن (ع) فرمودند:
به خوبي معاشرت کردن با ديگران ، کمال عقل است.
فرصت به شتاب از دست مي رود به کندي باز مي گردد.
امام حسن مجتبي (ع)
هيچ ستمگري را شبيه ستمديده نديدم مگر حسود را .
امام حسن (ع)
امام رضا (ع) فرمودند:
توکل آن است که انسان ، جز از خدا نترسد.
امام رضا (ع) مي فرمايند:
حقيقت ايمان بنده کامل نمي شود مگر در وي سه ويژگي باشد:
1_ فهم دين 2_اندازه گيري درست در زندگي 3_ شکيبايي بر سختي ها و گرفتاري ها
ايام سوگواري ختم رسل محمد مصطفي (
ص) وامام مظلوم کريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع) و امام الرئوف حضرت علي بن موسي الرضا (ع) را تسليت عرض ميکنم .
در عزاداري هاتون وقتي اون اشک هاي زلال و پاک از چشمتون جاري شد ما را هم از دعاي خيرتون فراموش نکنيد .
التماس دعا
خداحافظ براي تو چه آسان بود
ولي قلب من از عشق تو سوزان شد
*خداي اطلسي ها حافظت باد
نمی دونم شاید سلام!!!
سرنوشت،تقدير= به اراده اي که از پيش تعيين شده مي گويند.
سرنوشت حقيقي در همان وجود ماست نه در اطراف ما
سرنوشت عشق توي اين عصر يخي برابر شده با هيچ . هيچي که واقعا هيچي نيست. درختي که عاشق پرنده هاست و هميشه مغرورانه ايستاده و سخاوتمندانه شاخه هايش پناهگاه پرندگان خسته است سرنوشتش تبر هيزم شکن است .سرنوشت عشق شمع و پروانه، آب شدن شمع و سوختن پروانه است .سرنوشت سرسبزي بهار انجماد و مرگ در زمستان است .سرنوشت عشق آسمان به زمين،خورشيد به ماه نرسيدن است .سرنوشت عشق پوشالي و کاغذي انسان هاي اين دوره بد عهدي و بي وفايي است.عشقي که درواقع عشق نيست و تنها لاف است که نامش را به اشتباه عشق مي گذارند.
توي اين عصر آهن و دود هيچ کس معني واقعي عشق را نمي دونه، کسي هرگز يک عشق اساطيري پيدا نمي کنه ديگه هيچ کس ليلي و مجنون ،شيرين و فرهاد نميشه که عشقش ثبت بشه و ماندگار بشه .
راستي که سرنوشت سرنوشت چي ميشه؟؟؟سرنوشت ما آدم هاي تو خالي چي ميشه ؟؟؟
من ديدم سرنوشت گل سرخي را که در حسرت عشق بلبل پژمرد
من ديدم سرنوشت پروانه را که در شور عشق شمع سوخت
من ديدم سرنوشت آسمان را که در فراق زمين گريست
من ديدم سرنوشت ابر را که براي رسيدن به دريا اشک ريخت
من ديدم سرنوشت زني رنج ديده را که به عشق فرزندش همه ي جواني و زيبايي اش را داد
انديشه هايمان را عوض کنيم تا سرنوشتمان عوض شود.
"ژوزف مورفی"
دوست عزيزم خواهش مي کنم آنچه تو درباره سرنوشت فکر مي کني برايم بيان کن
متشکرم
امام حسين (ع) مي فرمايند:
چيزي به زبان نياوريد که از ارزشتان بکاهد.
آدمک
آدمک ابرا سياهند
آدما چه بي پناهند
همشون مثل مسافر
توي نيمه هاي راهند
لبها بسته،چشما گريون
همه جا رنگ زمستون
تا دلت بخواد پرنده
همه زخمي،همه بي جون
شبها رو يه تخته سنگه
آسمون کبودي رنگه
مي دوني حوصله اي نيست
توي سينه دله تنگه
يک طرف بغضي شکسته
توي کوچه ها خزيدن
با پاي زخمي و خسته
آدمک ...گلها بي گلدون
خونه ي درختا ويرون
باغچه ها مثل کويرند
لب هاشون تشنه ي بارون
آدمک ابرا سياهند
آدمها چه بي پناهند
همشون مثل مسافر
توي نيمه هاي راهند
لبها بسته،چشما گريون
همه جا رنگ زمستون
تا دلت بخواد پرنده
همه زخمي،همه بي جون
آدمک...فايده نداره
پشت در بگم بهاره
وقتي پروانه رو گلها
حس پر زدن نداره
توي اين همه هياهو
منم اينجا نگرونم
جاي دست مهربونش
دست پاييزه رو شونم
آدمک گلها بي گلدون
خونه ي درختا ويرون
باغچه ها مثل کويرند
لبهاشون تشنه ي بارون
در بزرگراه زندگي...ايستگاه بعديتان کجاست؟؟؟
افراد برجسته نيک مي دانند که (وقت)را...وقف چه بايد کرد!
با نگاه تازه...دوستي ها را تازه کنيم!
مطالعه و مصرف تاريخ...تاريخ مصرف ندارد!
با علاقه به ديگران...ابراز علاقه کنيم!
آنقدر افتاد تا...جلو افتادن را آموخت!
اگر کور باشيم...هر چاله اي گور است!
وقتي وجدان بي تاب مي شود...بي خواب مي شوم!
تنوع...موجب مي شود دچار تکنواختي و تهوع فکري نشوم!
تا ابزار فراهم نباشد...ابراز وجود ممکن نمي شود!
وقتي به خاطر ناداني لگد خوردم...يک قدم بسوي دانايي پرت شدم!
آنقدر لجاجت به خرچ داد تا...توانست حماقت را بخرد!
بي تدبيري،فرصتهاي در دست...به دردسر تبديل مي شود!
در انتخاب دوست...ياري بگير که از او ياري بگيري!
قطره ي باران وقتي خاکي شد و گم شد...گل شد!
در (معامله )ي زندگي ...(معادله)حرف اول را مي زند!
اگر در يک چيز با هم تشابه داشته باشيم...اين است که با هم تفاوت داريم!
شانس سراغ کسي ميرود که...به شانس اعتقادي ندارد!
به اندازه ي ناميدي...بازنده اي!
دوست داشتن را با ...دوست شدن آموختم!
محبت بدون (منها کردن من)...ما مي آفريند!
درس بگير تا اهدافت را...در دست بگيري!
تا زياني به کسي رساند...تازيانه اش را خورد!
وقتي مردم...در دلهاي مردم زنده ام!
هيچ کس از عرق ريختن ...غرق نشده است!
چک برگشتي نتيجه ي...چک بي محل است!
دربه در و سرگردانم چون...در به در دنبال مقصرم!
برخي فقط روي (تاب)...بي تاب نيستند!
قبل از اينکه به طرفي زده شوي...مشکلاتت را برطرف کن!
کارنامه مان پر است از (برنامه)...با (معدل بيست)!
هرچه دور خودم چرخيدم... از خود دور شدم!
مغرور...يک ببخشيد بزرگ به خود مقروض است!
شخصيت...حضور يا شعور در رابطه ي اجتماعي است!
نقاش همراه نقشي که مي کشد...انتظار را هم مي کشد!
اگر با تدبير عمل کني مي بيني تو،سري...نه لايق توسري!
وقتي مورد عيب يابي قرار گرفتم مشخص شد...به عيب جويي دچار شده ام!
کسي که نمي خواهد هيچ گاه زيردست باشد...رودست مي خورد!
اگر در بازي زندگي توپ را به تور زدي...گلي به تور زدي!
چون مي خواست همه با سازش همساز باشند...اهل سازش و تعامل نبود!
آن سان زندگي بايد کرد که ...انسان باشيم!
برخي افکارانسان را دچار...تهوع مغزي مي کند!!
در بازي زندگي گاهي لازم است ...منطقه ي بازي را عوض کنيم!
گاهي بايد حرف را...مزه مزه کرد و خورد!
کسي با خوردن سخنش...سوء هاضمه نمي گيرد!
وقتي عصباني مي شوم ...اعصابم دست به اعتصاب مي زنند!
کوشش کن...موفقيت مدتي در حجاب تاخير و تعويق باقي مي ماند!
جاذبه و زمينه فراهم شده زمين براي خودکوشي است...نه خودکشي!
گاهي آنقدر تند مي شويم که...فلفل هم به گردمان نمي رسد!
وظيفه...خوب است ولي براي ديگران!
"کاريکلماتور ژاپن"
گنج نامه
به آسمان پرستاره نگاه کن دوست داري کدام مال تو باشد؟؟ به اولي که کم نور تر است قانع باش چون
ستاره ي پرنور مال همه است و همه نگاهش مي کنند.
هميشه سعي کن چيزي را که دوست داري به دست آوري وگرنه مجبور مي شوي چيزي را که به دست آوردي دوست داشته باشي.
هيچ کس نمي تواند به دلش ياد بدهد که نشکند ولي مي تواند ياد دهد که اگر شکست لااقل لبه ي تيزش دست و دل کسي را زخمي نکند.
راز شاد زيستن انجام آنچه که دوست داريم نيست بلکه دوست داشتن آن عملي است که انجام مي دهيم.
غالبأ گفتاري با قافيه داريم اما بي وزن
عشق گران بهاترين گوهر هستي است که هرچه به آسمان نزديک تر شود بر ارزشش افزوده مي گردد.
بد مطلق هيچ گاه وجود نداشته و نخواهد داشت.
خوشبختي احساسي است که همه آن را تجربه مي کنند.
وقتي که مي توانيد بهترين باشيد به کمتر از آن قناعت نکنيد.
سربازان سپاه عشق بسيارند به عشق بهاي بيشتري دهيد.
Same say world willand in fire,Same say in Ice.
But I say: World will die in love!
دست حق نگهدارتان
با هر چه عشق نام تو را مي توان نوشت
با هر چه بود نام تو را مي توان سرود
سلام
سلام کسي که تو دلم درخشيد
من ديگه دوستت ندارم ببخشيد
حضرت علي ابن ابيطالب (ع) مي فرمايند:
مراقب افکارت باش که گفتارت مي شود.
مراقب گفتارت باش که رفتارت مي شود.
مراقب رفتارت باش که عادتت مي شود.
مراقب عادتت باش که شخصيتت مي شود.
مراقب شخصيتت باش که سرنوشتت می شود.
کسي که از سرنوشت خود شکايت مي کند از کودکي و ناچيزي روح خود شکايت کرده است.
"موريس مترلينگ"
انسان در شهري زندگي مي کند که در آن شهر شهر انديشه ي اوست. تا تصميمي در زندگي ايجاد نشود تغييري نخواهد داشت. تقدیر خداوند در راستاي تو تغيير مي کند .
جاده ي خوشبختي در دست تعميره دور بزن برگرد ... اين اسمش تقديره
باز هم از تو دوست خوبم خواهش مي کنم عقيده ات را راجع به وجود داشتن يا نداشتن سرنوشت بيان کني ممنونم
قطرات سه گانه:
روزي هنگام سحرگاهان رب النوع سپيده دم از نزديکي گل سرخ شکفته اي مي گذشت سه قطره ي آب روي برگ گل مشاهده نمود که او را صدا کردند:
چه مي گوييد اي قطرات درخشان؟
: مي خواهيم در ميان ما حاکم شوي!
مطلب چيست ؟
ما سه قطره ايم که هر کدام از يک جايي آمده ايم . مي خواهيم بدانيم کداممان از بقيه بهتريم؟
اول تو خودت را معرفي کن:
يکي از قطرات جنبشي کرد و گفت: من از ابر فرود آمده ام . من دختر دريا و اقيانوس مواجم.
دومي گفت: من ژاله ام. مرا نشاط صبح و زينت بخش رياحين و ازهار مي نامند.
دخترک من تو کيستي؟
:من چيزي نيستم. من از چشم دختري افتاده ام نخستين بار تبسمي بودم مدتي دوستي نام گرفتم ولي حالا با دل شکسته ي دختر اشک ناميده مي شوم.
اولي و دومي از شنيدن سخنان سومي به تمسخر خنديدند اما رب النوع سومي را به دست گرفت و گفت:
هان! به خود آييد و خودستايي ننماييد اين از شما پاکيزه تر و گران بهاتر است .
اولي گفت: من دختر دريا هستم.
دومي گفت : من دختر آسمانم.
رب النوع گفت: چنين است اما اين بخار لطيفي است که از قلب برخاسته و از مجراي ديده فرود آمده است !
اين بگفت و قطره ي اشک را مکيد و از نظر غايب گشت.
اگر دل دليل است
سر و پا اگر زرد و پژمره ايم
ولي دل به پاييز نسپرده ايم
چو گلدان خالي لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ايم
اگر داغ دل بوده ما ديده ايم
اگر خون دل بوده ما خورده ايم
اگر دل دليل است آورده ايم
اگر داغ شرط است. ما برده ايم
اگر دشنه ي دشمنان . گردنيم
اگر خنجر دوستان .گرده ايم؟!
گواهي بخواهيد اينک گواه
همين زخم هايي که نشمرده ايم
دلي سر بلند و سري سر به زير
از این دست عمری. به سر برده ایم
"ديوان قيصر امين پور"
آتش دل
سينه از آتش دل از غم جانانه بسوخت
آتشي بود در اين خانه که کاشانه بسوخت
دلم از واسطه ي دوري دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
سوز دل بين که زبس آتش اشکم دل شمع
دوش بر من زسر مهر چو پروانه بسوخت
آشنايي نه غريب ست که دلسوز من است
چون من از خويش برفتم دل بيگانه بسوخت
"حافظ"
نيمه شب در دل دهليز خموش
ضربه ي پايي طنين افکند
دل من چون دل گل هاي بهار
پر شد از شبنم لرزان يقين
گفتم اين اوست که باز آمده است
جستم از جا و در آئينه ي گيج
بر خود افکندم با شوق نگاه
آه،لرزيد لبانم از عشق
تار شد چهره ي آئينه زآه
شايد او وهمي را مي نگريست
گيسويم در هم و لب هايم خشک
شانه ام عريان در جامه ي خواب
ليک در ظلمت دهليز خموش
رهگذر هر دم مي کرد شتاب
نفسم ناگه در سينه گرفت
گوئي از پنجره ها روح نسيم
ديد اندوه من تنها را
ريخت بر گيسوي آشفته ي من
عطر سوزان اقاقي ها را
تند و بيتاب دويدم سوي در
ضربه ي پاها ، در سينه ي من
چون طنين ني ، در سينه ي دشت
ليک در ظلمت دهليز خموش
ضربه ي پاها ، لغزيد و گذشت
باد آواز حزيني سر کرد
ديوان فروغ فرخزلد
دل ديوونه
واي که چقدر اين دل عاشق بلاست ميون دل با من هميشه دعواست
به دل ميگم غم رو تو خونه ت راه نده ميگه جونم مهمون حبيب خداست
چي ميشه گفت به اين دل ديوونه هر چي ميگم باز مي گيره بهونه
کاشکي دلم غصه ي پنهون نداشت خونه ي غم حياط و ايوون نداشت
پر مي کشيد خنده روي لبانم ابر چشام يه قطره بارون نداشت
چي ميشه گفت به اين دل ديوونه
هر چي ميگم باز مي گيره بهونه
دل خوابه و چشماي من بيداره از ناله هاي من خبر نداره
مي ترسم اين خونه خراب عاشق دسته گلي به آب بده دوباره
چي ميشه گفت به اين دل ديوونه هر چي ميگم باز ميگيره بهونه
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دل
دل ديوانه و سر گشته ي من
همه شب ياد تو را مي جويد
در دل سرد و سياه ظلمت
قصه ي عشق تو را مي گويد
در کويري تهي از نقش خيال
ره سوي منزل تو مي پويد
اين دل مست و خرام بي تو
همه شب تا به سحر مي مويد
دل من چيست؟ گلي سرخ، ولي
اين گل به هواي روي تو مي رويد
کتاب روزگار عاشقي اشعار مانا ابراهيمي
دل شيدا
گرچه مجنونم و صحراي جنون جاي من است
ليک ويرانه تر از من دل شيداي من است
آخر از راه دل و ديده سر آرد بيرون
نيش آن خار که از دست تو در پاي من است
رخت بر بست ز دل شادي و هنگام وداع
با غمت گفت : که يا جاي تو يا جاي من است
جامه اي را که به خون رنگ نمودم امروز
بر جفاکاري تو شاهد فرداي من است
سر تسليم به چرخ آنکه نياورد فرود
با همه جور و ستم همت والاي من است
دل تماشايي تو ديده تماشايي دل
من به فکر دل و خلقي به تماشاي من است
آنکه در راه طلب خسته نگردد هرگز
پاي پر آبله ي باديه پيماي من است
ازديوان فرخي يزدي
گناه دل
ترا گر دل مهرماهي خوش است مرا تاب چشم سياهي خوش است
ز آه دل خستگان رخ متاب که گاهي ز آئينه آهي خوش است
سياه است مژگان و چشمان تو مست
به دنبال مستي سياهي خوش است
بود عشق مه طلعتان گر گناه چه گويم دلم با گناهي خوش است
گهي با متايي دلم شاد کن عتاب از تو اي دوست گاهي خوش است
بتاب نگاهي بسوزان مرا که اين سوخته با نگاهي خوش است
بسوزد مگر خرمن ظالمي ز سوز درون برق آهي خوش است
مگردان رخ از مشفق اي گل به ناز
گل آراسته با گياهي خوش است
مشفق کاشاني
دل فروشان...!
هنوز راز دگر در نواي اين چنگ است
سبوي آرزوي دل برابر سنگ است
دلم گرفته کجا گريه را بهانه کنم؟؟
کنون که قافيه ي اشک در غزل تنگ است
متاع دل سر بازار دل فروشان نيست
به جاي دل همه سنگ است و رنگ و نيرنگ است
هزار بار دلم بي بهانه شکسته است
که هرچه سنگ به پاي شکسته و لنگ است
دل خيال به ماه جمال سرمست است
هنوز لحن زليخا گناه آهنگ است
زدم به کوچه ي عاشق دلان مست آباد
هزار ليلي و مجنون به دارش آونگ است
ز مستي غزلي از شکر لب شيرين
هنوز تيشه ي فرهاد در فرا چنگ است
پلي زدم زدل خويش تا خدا آباد
که عشق هاي زميني چو باغ صد رنگ است
چگونه فهم کنم اژدهاي عرفان را؟
مرا که خال و خط و چشم و لب به يک انگ است
زنام ساغر و سافي چرا شوم بد مست؟
نخورده باده پياله شکستنم تنگ است
مرا به راه خرابات رنده ها ره نيست
زقاف قصه دلم با خيال در جنگ است
قلندرانه گذشتم زهفت بند دلم
هنوز راز دگر در نواي اين چنگ است
منوچهر جراح زاده
به تو ميگم که نشو ديوونه اي دل
به تو ميگم که نگير بهوونه اي دل
من ديگه بچه نميشم آه ديگه بازيچه نميشم آه
به تو ميگم عاشقي ثمر نداره
واسه تو جز غم و دردسر نداره
من ديگه بچه نميشم آه ديگه بازيچه نميشم آه
عقلمو زير پا گذاشتي رفتي
تو منو مبتلا گذاشتي رفتي
با غم زمونه اي دل
منو جا گذاشتي رفتي
به خدا منو رسوا کردي اي دل
همه جا مشتمو وا کردي اي دل
فتنه بر پا کردي اي دل
منو رسوا کردي اي دل
مي دونم تو ديگه عاقل نميشي
تو ديگه براي من دل نميشي
من ديگه بچه نميشم آه ديگه بازيچه نميشم آه
آخر دل است اين
دل چون توان بريدن ازو مشکل است اين
آهن که نيست جان من، آخر دل است اين
من ميشناسم اين دل مجنون خويش را
پندش دگر مگوي که بي حاصل است اين
جز بند نيست چاره ي ديوانه و حکيم
پندش دهد هنوز، عجب عاقل است اين
گفتم:طبيب اين دل بيمار آمدست
اي واي بر من و دل من، قاتل است اين
منت چرا نهيم که بر خاک پاي يار
جاني نثار کردم و ناقابل است اين
اشک مرا بديد و بخنديد مدعي
عيبش مکن که از دل ما ،غافل است اين
پندم دهد که سايه در اين غم صبور باش
در بحر غرقه ام من و بر ساحل است اين
ديوان سياه مشق ه.ا.سايه
اي کاش دلم اسير و بيمار نبود
در بند نگاه او گرفتار نبود
من عاشق و او از عشق من بي خبر است
اي کاش دل و دلبر و دلدار نبود
دلبرم اندر خيالم خود نمايي مي کند
در فراقش اين دل من، بي نوايي مي کند
او برفت و پشت پا زد بر دل و دنياي من
کار دل را بين که بهرش بي قراري مي کند
!گفتمش: دل ميخري ؟
پرسيد : چند؟!
گفتمش: دل مال تو تنها بخند
خنده کرد و دل زدستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل زدستش روي خاک افتاده بود
رد پايش روي دل جا مانده بود
نمي خواهم زدلتنگي بميرم
خموش و سرد چون سنگي بميرم
دلم خواهد به شور آرد دلي را
پس آنگه مثل آهنگي بميرم
محمدرضا سهرابي نژاد
شکفتي چون گل و پژمردي از من
خزانم ديدي و آزردي از من
بد آوردي وگرنه با چنين ناز
اگر دل داشتم مي بردي از من
سايه
زخوبان جز دلآزاري نديدم
زياران جز گرفتاري نديدم
مرو اي غم زدل ثابت قدم باش
که از شادي وفاداري نديدم
محمدرضا سهرابي نژاد
من منتظرت شدم ولي در نزدي
بر زخم دلم گل معطر نزدي
گفتي که اگر شود مي آيم اما...
مرد اين دل و آخرش به او سر نزدي
مريم حيدرزاده
دلم گرفته از اين روزها دلم تنگ است ميان ما و رسيدن هزار فرسنگ است
سلمان هراتي
هواي غربت دل کردم امروز نشستم باز و دل دل کردم امروز
به ياد رفته يک شاخه گل اشک نثار تربت دل کردم امروز
محمدرضا سهرابي نژاد
در شهر منم پرنده ي محزونش
آن سوي من است مرز بي قانونش
دل مي رود از پي دلم سرگردان
صحرا سنگ ليلي است و من مجنونش
شيون فومني
به کويت با دل شاد آمدم، با چشم تر رفتم
به دل اميد درمان داشتم ، درمانده تر رفتم
من مسکين به راه عشق چون از پا در افتادم
به سر رفتم
کو طبيبي که دواي دل زارم باشد درد دل بشنود و چاره ي کارم باشد
کنم هر شب دعايي
کز دلم بيرون رود مهرش
ولي آهسته مي گويم
الهي بي اثر باشد
به من گفتي که دل دريا کن اي دوست
همه دريا از آن ما کن اي دوست
دلم دريا شد و دادم به دستت
مکش دريا به خون پروا کن اي دوست
سياوش کسرايي
عيب جو دلدادگان را سرزنش ها مي کند واي اگر با او کند دل، آنچه با ما مي کند
تو اگر دلي، من دلباخته
تو اگر عشقي که من عاشق
تو اگر ليلا هستي باش
من کجا ، مجنون کجا؟؟؟
گر خون دلم خوري زدستت ندهم زيرا که به خون دل به دست آمده اي
دلي دارم هياهويي ندارد
که از عشق و جنون بويي ندارد
هزاران وعده کرد و عذر آورد
دگر دل پيش من رويي ندارد
محمدرضا سهرابي نژاد
ما را به يک دل از خوبان جدا نيست
ولي صد حيف خوبان را وفا نيست
به دوستان دل سپردن کار سهل است
زدوستان دل بريدن کار ما نيست
هر روز دلم از غم تو زارتر است وز من دل بي رحم تو بيزارتر است
من آن ابرم که ميخواهد ببارد
دل تنگم هواي گريه دارد
دل تنگم غريب اين در و دشت
نمي داند کجا سر مي گذارد...؟؟؟
سايه
در دل اي عشق سخن ها از تو دارم
اما
عمر بگذشت حديث تو به پايان نرسيد
مهدي سهيلي
من دلم را فقط به تو مي سپارم که فقط تو مي داني چه لذتي دارد عاشق شدن.
شکسپير
دل بلبل نازک است اي گل
دل او را با جفا مشکن...
اينم ضرب المثل هاي دلي:
دل به دل راه داره.
ديده ميبيند دل مي خواهد.
دست کار دل را نمي کند، دل کار دست را نمي کند.
دست شکسته بکار ميره ولي دل شکسته به کار نميره.
حالت سوخته را ، سوخته دل مي داند.
درد دل خودم کم بود اينم از قرقر همسايه.
دل سفره نيست که آدم پيش همه کس بازش کنه.
دلش در و طاقچه ندارد.
دل هميشه از چاه درست در نمي آيد.
بالاتر از دل ، رضايت صاحب دل است.
از دل نرود هر آنکه از ديده برفت
دلا خو کن به تنهايي که از تنها بلا خيزد
در مجلس خود راه مده همچو مني را کافسرده دل ، افسرده کند انجمني را
دل بي غم در اين عالم نباشد اگر باشد بني آدم نباشد
سال ها دل طلب جام جم از ما مي کرد وآن چه خود داشت زبيگانه تمنا مي کرد
دلا در عاشقي ثابت قدم باش که در اين ره نباشد کار بي اجر
دل چو خالي شود از عشق به دورش انداز شيشه بي باده چو گرديد شکستن دارد
حرف آخر:
اينبار از دل و مشتقات دل واستون دلي نوشتم
شرط دل دادن دل گرفتن است ، وگرنه يکي بي دل مي ماند و ديگري دو دل.
هميشه با دلت صادق باش و بهش دروغ نگو.
دل خيلي مقدسه پس : بيشتر مواظبش باش
درمان دل ما گاه سلام است...گاه خدانگهدار
در پناه او
بنام تنها پناه آشفتگان دیار سرنوشت
سلام
خداوندا تقدیرم را زیبا بنویس
کمکم کن آنچه تو زود می خواهی من دیر نخواهم و آنچه تو برایم دیر می خواهی من زود نخواهم.
خواجه عبداله انصاری
در کتاب رستم و سهراب دکتر عطاری کرمانی اینچنین خواندم :رستم ابدأ مایل نبود اسفندیار یا سهراب را بکشد ولی دست سرنوشت طور دیگری رقم زده بود و قضا کار خود بکرد.
استاد می گوید:
در زندگی ما فقط یک کار مهم وجود دارد:زیستن سرنوشت شخصی مان -رسالتی که برای ما رقم خورده ...اما همیشه بارمان را با دغدغه های بی فایده ای سنگین می کنیم و این بار سنگین رویای ما را نابود می کند.
اولین مکتوب پائولو کوئلیو
راستی یادت نره عقیده ات را در مورد سرنوشت را می توان یا نتوان از سر نوشت اعلام کنی منتظرم
سرنوشت کوه ها تنها گواه بودن است آنها مانند رودخانه ها نیستند که حرکت می کنند و منظره را عوض می کنند.
هنوز دنبال جراح زبردستی می گردم که سرنوشت مرا به تو پیوند بزند.
بنام تنها پناه آشفتگان دیار سرنوشت
سلام
بهانه اينبار کلمه واقعأ مجهولي است به نام سرنوشت .حتمأ اين سوال براتون پيش مياد که چرا مجهول؟؟؟ آخه مي دونيد خيلي ها معتقدند که وجود داره خيلي ها هم به کل منکر سرنوشتن بزار از اول شروع کنم ده سال پيش در يک برنامه ي تلويزيوني به اسم پرسش يک جمله از مجري برنامه شنيدم که تا به امروز ذهنم را مشغول کرده جمله اين بود: سرنوشت را نتوان از سر نوشت. اين جمله را خيلی جاها مطرح کردم و با کلي موافق و مخالف روبه رو شدم. موافق ها مي گفتند سرنوشت هر آدم از لحظه ي بوجود اومدنش در دفتر زندگيش رقم خورده خوشبخت يا بدبخت و مخالف ها با اصرار ميخواستند من را قانع کنند که سر نوشت را مي توان از سر نوشت و اينکه آدمي خودش زندگي را ميسازه و سرنوشت کلمه اي است که انسان هاي بد بخت و ناموفق شکست و بدبختي شون را گردن سرنوشت مي ندازن تا خودشون و شکست هاشون را با اين کلمه تبرئه کنند.
نمي دونم ...هنوز کسي نتونسته من را راضي به بود يا نبودش کنه . شنيدي ميگن دست سرنوشت يا کوير سرنوشت يا ديار سرنوشت اگه وجود نداره اين کلمه ها از کجا شکل گرفته جرا يه نوزاد از بدو تولد خوشبخت يا بد بخته؟؟؟!!!تو دوست عزيزم جزء کدوم گروهي سرنوشت وجود داره يا نداره؟؟ بالاخره به نظر تو سر نوشت را مي توان از سر نوشت يا نتوان از سر نوشت خوا هش مي کنم نظرت را بگو
ای محمد به بندگان بگو سرنوشت و تقدیر هرکس بستگی به انجام اعمال خوب یا بدشان دارد.
"حدیث قدسی"
سرنوشت:
زندگي به يک مسابقه ي عظيم دوچرخه سواري مي ماند که هدفش زيستن سرنوشت شخصي هرکس است.
در خط آغاز همه در کنار هم و در شور و رفاقت شريکيم اما هرچه مسابقه ادامه مي يابد شعف اوليه جايش را به مبارزه مي دهد خستگي.يکنواختي.ترديد در توانايي خويشتن متوجه مي شويم که برخي از دوستانمان حاضر نيستند به مبارزه تن بدهند هنوز در مسابقه حضور دارند اما تنها به خاطر آنکه نمي توانند وسط يک جاده بماننداين افراد بسيارند در کنار اتو مبيل پشتيبان حرکت مي کنند.با هم صحبت مي کنند و وظيفه شان را انجام مي دهند
مي بينيم که مدام از آن ها دور مي شويم و بعد ناچار مي شويم با تنهايي با غافلگيري هاي پشت هر پيچ و مشکلات دوچرخه روبرو شويم سرانجام از خود مي پرسيم آيا ارزشش را دارد؟
بله ارزشش را دارد تسليم نشو...
اولين مکتوب پائولو کوئليو
سرنوشت من همچون بهاري سرسبز پر از طراوت و شادابي است. خداوند ترا چون گل سرخي در زندگيم قرار داد تا با وجودت بيشتر سپاسگزارخدا به پاس سرنوشتم باشم.
.
کتاب عاشقانه براي همسرم جبران خليل جبران
کاش ميشد روي قلب سرنوشت لحظه هاي با تو بودن را نوشت
م.ح
سرنوشت زندگي نامه از پيش تعيين شده اي است که شامل خوشبختي يا بدبختي توست .
"گوته"
سرنوشت هرکس همان اقبالي است که مي تواند داشته يا نداشيه باشد اقبالش بلند يا کوتاه باشد.
موريس مترلينگ
سرنوشت هميشه تصويرگر جدايي هاست .
هرکس از آغاز زندگي تا پايان آن يک سر نوشت دارد.
سرنوشت دوست داشتن خيلي تلخه
هميشه يکي يکي را دوست داره
و اون يکي از سنگه
سرنوشت هرکس را قضا و قدرمعلوم نموده و از آن گريزي نيست.
دکتر عطاري کرماني
مرا از قضا عشق شد سر نوشت قضاي نوشته .نشايد سترد
حافظ
به کرم سبز بينديش .بيش تر زندگي اش را بر روي زمين مي گذراند. به پرندگان حسد مي ورزد و از سرنوشت و شکل کالبديش خشمگين است. مي انديشد من منفورترين موجوداتم.زشت و کريه محکوم به خزيدن روي زمين .
اما يک روز مادر طبيعت از کرم مي خواهد پيله اي ببندد کرم يکه مي خورد پيش از آن هرگز پيله نساخته گمان مي کند گور خود را بايد بسازد و آماده ي مرگ مي شود هرچند از زندگي خود تا آن لحظه ناخشنود است به خدا شکوه مي برد :خدايا درست زماني که سر انجام به اين زندگي عادت کردم اندک چيزي را هم که دارم مي خواهي از من بگيري؟؟؟
خود را نوميدانه در پيله حبس ميکند و منتظر پايان مي ماند چند روز بعد در مي يابد که به پروانه اي زيبا تبديل شده مي تواند به آسمان پرواز کند و بسيار تحسينش کنند از معناي زدگي و برنامه هاي خدا شگفت زده است.
به سرنوشت اميدوار باش
مکتوب پائو لو کئیلو
بي خود و بي جهت سلام
تولدت مبارک
با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس و ميخک
با صد تا دريا پر عشق و اشتياق و پولک
يه قلب عاشق با يه حس بي قرار و کوچک
فقط مي خواد بهت بگه تولدت مبارک
بهانه ي شروع اينبار را تولد انتخاب کردم يه روز تعيين شده ي قراردادي براي بالا تر رفتن سن و بزرگتر شدن .وقتي سال با شروع بهار و تحويل واسه خودش تولد طراوت ميگيره وقتي ميبيني در جهان در هر روز چند نفر مي ميرند و چند نفر متولد ميشن اگه به رحمت خدا ايمان داشته باشي به پيرامونت دقيق بنگري مي فهمي تا وقتي هنوز آغاز و پاياني هست يعني خدا هنوز از بندگانش نااميد نشده پس با عشق تقديم به حضرت عشق
دارم از تو مي نويسم تو يه روز سرد برفي
قلمم نمي نويسه ميگه تو نداري حرفي
حرف ترا هميشه پس از قند مي زنند
حرف تو می شود همه لبخند می زنند
نامت اکر گذر کند از ذهن هرکسی
هردم همه برای تو اسفند می زنند
پا به پاي شمع عاشق تولدت دارم آب مي شوم
نگاه کن
در زدم او گفت جانم کيستي ؟
گفتمش تو عاشق من نيستي؟
گفت نه اما ببينم تا به کي
پشت اين در منتظر مي ايستي؟
تولد روز عادي نيست زيبا
و تبريکم زيادي نيست زيبا
اگر رنجيدي از تبريک بسيار
ببخشم چون ارادي نيست زيبا
کودکي
راهبي بنام استسندل-راست تعريف مي کرد:
روزي دختر يکي از دوستانم از من پرسيد:پدر اين عجيب نيست که من وجود دارم؟
کودکان به طور غريزي مي دانند زندگي يک معجزه است.ما بزرگ ترها هم مي دانيم چون هنوز هم کودک هستيم واين بخش کودک درونمان هرگز نمي ميرد.
شايد بتوانيم سادگي آن کودک را ناديده بگيريم و وادارش کنيم جدي تر باشد و به قوانين حاکم در دنياي آدم بزرگ ها احترام بگذارد اما تا زماني که زنده باشيم.
او هم به بقايش ادامه مي دهد پس بهتر است باورش کنيم.
آن گاه که درس هاي زندگي مان را مي آموزيم بايد هيجان کودکانه و خرد حاصل از تجربه هامان را با هم بياميزيم و براي انجام دادن اين کار به قول عيسا مسيح بايد از نو به دنيا آمد.
اگر امروز نخستين روز زندکي تان بود چکار مي کرديد؟؟؟
از کتاب دومين مکتوب پائولو کئليو
اي محمد به بندگانم بگو آنانکه به من توکل کنند من از آن چيزي که فکر آن را نمي کرده اند راهگشايي مقدر مي کنم
بنده ي مومنم را در هر حالي خيري قرارش مي دهم پس بايد در برابر:
نعمت هاي من شاکر باشند
بر بلاي من صابر باشند
بر قضاي من راضي باشند
يا محمد بدان من چنين بنده اي را جزء صديقين مي نويسم
"حديث قدسي"
وقتي...
وقتي از درون تمام بدنت يخ بزند
وقتي چشم از دنيا مي بندي و آرزوي مرگ مي کني
وقتي احساس مي کني هيچکس درکت نمي کند
وقتي احساس کني تنها تر از تنها ها هستي
وقتي باد شمع اتاقت را خاموش کند
چشم هايت را ببند و با همه ي وجودت از خدا بخواه که صدايت کند آن وقت روح خاموشت جان مي گيرد و فردا برايت روز ديگري است.
نگارا بدگماني آفت عشق است
و من خواندم
زچشمان تو ديشب داستان بدگماني را
دکتر رعدي آذرخشي
اين سطر مختصر را گفتم که او بخواند
هر چه به او نگفتم مي خواهم او بداند
او اولش نمي خواست ترکم کند وليکن
فهميد راز من را او رفت تا بماند
مريم حيدرزاده
فرق عشق و دوست داشتن
عشق در لحظه پديد مي آيد دوست داشتن در امتداد زمان
عشق معيارها را در هم مي ريزد دوست داشتن با معيار ها بنا مي شود
عشق ويران کردن خويشتن است دوست داشتن ساختني عظيم است
عشق ناخواسته و ناگهاني شعله مي کشد دوست داشتن از شناخت سرچشمه مي گيرد
عشق قانون نمي شناسد دوست داشتن اوج احترام به قوانين است
عشق فوران مي کند چون آتشفشان دوست داشتن هميشه جاري است چون رودخانه
عشق حرف شنو نيست.عشق درس خوانده نيست.عشق درويش نيست.عشق مطيع نيست.عشق...عضق ديوار را باور نمي کند
...بياييد يکديگر را دوست بداريم!
...من مرغ آتشم-
مي سوزم از شراره ي اين عشق سرکشم
چون سوخت پيکرم
چون شعله هاي سرکش جانم فرو نشست
آنگاه باز از دل خاکستر
بار دگر تولد من
آغاز مي شود
ومن دوباره زندگيم را
آغاز مي کنم
پربار مي کنم
پرواز مي کنم
از ديوان شعر حميد مصدق
گفت:من دوست مي دارمت
گفتم:تا کي؟
آهسته گفت:تا هستم!
هر که جام عشق نوشد از خود بيرون شده ((او))ميشود
شهريار
با عقل آب عشق به يک جو نمي رود بيچاره من که ساخته از آب و آتشم
شهريار
در وصل هم زعشق تو اي گل در آتشم
عاشق نمي شوي که ببيني چه مي کشم!!!
شهريار
زندگي بدون عشق:
گر حيات جاودان بي عشق باشد مرگ باشد
ليک مرگ عاشقان باشد حيات جاوداني
شهريار
شهريارا سحر از خواجه زدم فالي گفت:
مژده اي دل که مسيحا نفسي مي آيد
شهريار
گفتم:نگهم
گفت:نگه ممنوع است
گفتم:سخنم
گفت:سخن ممنوع است
گفتم :که بيا دورت بگردم
گفت:در کوچه ي ما دور زدن ممنوع است
تلقين
من فکر مي کنم پس هستم
من احساس مي کنم پس هستم
من اعتراض مي کنم پس هستم
من تدبير مي کنم پس هستم
نيجه
مي گويند:غم و شادي دو همسايه ي ديرينه هستند در يک خانه و يک اتاق زندگي مي کنند.
پس :زماني که شاد هستي آرام شادي کن مبادا غم را بيدار کني
گفتگو
با زبان دل به نوميدي صدايت مي کنم
رو به من آور که با عشق آشنايت مي کنم
چون زعشق آگه شدي با خاطر آسوده اي
در ميان جمله ی رندان رهايت مي کنم
شرمم از دست تهي نايد اگر فرصت دهي
جان شيرين اي عزيز دل فدايت مي کنم
رودر رويت سخن گفتن فراموشم شود
زير لب اما شکايت با خدايت مي کنم
سر درون سينه با دل گويم اسرار غمت
گفتگو با عاشق بي دست و پايت مي کنم
لطف ها کردي که با من از محبت دم زدي
زين سبب از جمله ي خوبان جدايت مي کنم
گر جدايي هم کني هرگز مشو غافل زمن
تا ابد صبر اي جدا از من بپايت مي کنم
دل زمن آسوده دار و سر به راه خود گذار
خوي کم کم با غم بي انتهايت مي کنم
نااميدم گر کني مي ميرم اما باز هم
در همان حالت که مي ميرم دعايت مي کنم
از گلجين اشعار معيني کرمانشاهي
من فقط يه جيزي از خدا مي خوام
دلم مي خواد
واسه يکبارم شده
دلش برام تنگ بشه
بنام تنها کس بی کسان
سلام
خدا
برای من باش تا من با همه ی خدایی ام برای تو باشم
"حدیث قدسی"
قلب
حضرت علی (ع) درباره قلب می فرمایند :
بر رگی از رگ های انسان پاره گوشتی آویخته است که شگفت ترین عضو بشمار می آید که آن قلب است که برایش اوصاف پسندیده و ناپسند بسیار است :
اگر طمع در آن بجوش آید حرص تباهش می سازد .
اگر نومیدی به آن دست یابد حسرت و اندوه می کشدش .
اگر ترس ناگهان او را فرا گیرد دوری جستن از کار مشغولش سازد .
اگر بر او مصیبت و اندوه روی آورد بی تابی رسوایش می سازد .
اگر مالی و ثروتی بیابد توانگری یاغیش گرداند .
اگر بی چیزی بیازاردش بلا و سختی گرفتارش کند .
اگر گرسنگی بر او غلبه کند ناتوانی از پای درآوردش .
پس هر کثرت از حد آن را زیان رساند و هر فزون از حد آن را تباه گرداند .
نگذاریم :
نگذاریم تردید با دوستی های پاک و پایدار و صادق و خالص آمیخته شود.
نگذاریم آئین دوستی در هیاهوی روزمره شکسته شود.
نگذاریم حریم دوستی را تخریب کنند که ترمیم آن طاقت فرساست.
نگذاریم فاصله ها ارزش ها را از یکدیگر دور کنند.
نگذاریم شبنم هر گل تا قبل از طلوع خورشید خشک شود.
نگذاریم قلب های آرام و رئوف در دریای مواج اضطراب و پریشانی غرق شوند.
نگذاریم اندیشه در تصمیم گیری های پیچیده پیچیده شود.
نگذاریم ایثار ایثارگران.محبت محبان.صداقت پاکان و پیمان وفاداران فراموش شود.
نگذاریم حرمت محرمان به دست نامحرمان شکسته شود.
تامل
گاه آنقدر از خودمان دور می شویم که حتا فکرمان هم به آن نمی رسد مشکل بعضی ها این است که هیچ مشکلی ندارند تنها دغدغه ی ذهنشان خرج کردن پول تو جیبی. سفر تعطیلات به شمال و جنوب کشور یا رفتن به جزیره کیش یا بالاتر سفر اروپا و آمریکا . تور دور دنیا و تغییر دکراسیون منزل و ویلا و شرکت تغییر. مدل و رنگ ماشین هاشون و گرفتن مهمانی های مجلل و پزدادن لباسها و سرویس جواهراتشون و نشون دادن فامیل های تازه به دوران رسیدشون بهم یا رفتن به کدام شوی لباس و رستوران و کنسرت واستخر و گرفتن هدیه های آنچنانی واقعأ فلسفه زندگی چنین افرادی چیه ؟؟؟ یعنی زندگی کوتاه انسان ها اینقدر بی ارزشه که این جوری تلف بشه ؟؟؟ مسخره است مسخره
زمانی میرسد که انسان دیگر قادر نیست بگوید جبران می کنم چقدر خوب است که انسان قبل از رسیدن به این زمان تاسف برانگیز چیزی و وقتی برای جبران کردن گذاشته باشد.
یادمان باشد هیچگاه زندگی را دست کم نگیریم زیرا زندگی ما را دست کم نگرفته و ما را به دنیا آورده است تا امتحان پس بدهیم خوب یا بد. تا یا یک ضرب قبول شویم یا با تجدیدی و تک ماده و یا مردود شویم. انتخاب راه درست یا غلط با خودمان است موفقیت و آرامش خیال یا نابودی و نیستی و تباهی.؟؟؟
زندگی کوتاه است بخندیم ببخشیم فراموش کنیم
زندگی آموزگار بدی است اول امتحان می گیرد بعد درس می دهد
زندگی آنچه زیسته ایم نیست بلکه آن جیزی است که به یاد می آوریم و یادداشتش می کنیم " گابریل گارسیا مارکز"
اگر زندگی در نزد پیله ابریشم پایان راه است برای پروانه آغاز راه است
زندگی رانندگی در یک جاده است تا وقتی جاده هموار است و حواست به رانندگی است جاده خوب است ولی امان از زمانی که حواست پرت شود جاده می پیچد ولی تو نمی پیچی اگر شانس بیاوری در یک جای امن پیجیده ای ولی اگر شانس نیاوری به ته دره پرت خواهی شد
زندگی مزرعه ی کوچکی است که هر آنچه در آن بکاری روزی درو خواهی کرد
زندگی را دوست بدار اما نه آنقدر که آلوده اش شوی
تو بصورتی زندگی خواهی کرد که فکر و تصورش را می کنی
زندگی یک بازی است و ما هیچوقت در آن نمی بازیم مگر اینکه خودمان باور کنیم که باخته ایم
عقابی شیرجه زنان بر لاشه ی کلاغ!
عقابی در چنگال شیر!
شیری شیره می شود به جذب ریشه های بلوط !
صاعقه به آتش کشید بلوط را
و گم شد در افق صاعقه ...
پس اینچنین شد سفر ما
از هیبتی به هیبت دیگر.
در دوران دگردیسی ... و ما زاده شدیم!
ترکیبی از بشر و درخت و صاعقه!
من و تو!
تو و من!
ما زاده شدیم و کلمه زاده شد
حسین پناهی
حواست باشد :
زندگی و عمرت زود خاطره می شود
همیشه با تو صادق زیستم دل
تو می دانی به خوبی کیستم دل ؟
کجا با این شتاب ای دل ؟
حیا کن اگر عاشق شدی
من نیستم دل !
من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم
نگاهت را نگیر از من که با آن عالمی دارم
ای دل نگفتم نرو از راه عاشقی
رفتی
بسوز ای دل
که این همه آتش سزای توست
زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت.حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی.جدایی سخت است نه به سختی تنهایی
به تو می اندیشم
به تو می اندیشم
آن هنگام که حس می کنم زندگی ام در تلاطم است
و تنهایی روز به روز مرا از درون می خورد
به تو می اندیشم
آن هنگام که از سرما لبریز می شوم
و روحم یخ می زند
وقتی که باران به دنبال من است
و رهایم نمی کند
به تو می اندیشم
به تو می اندیشم
به تو می اندیشم
وای که چگونه به تو می اندیشم
به تو می اندیشم چرا که به خاطر توست که زنده مانده ام
و به خاطر توست که زندگیم را از دست داده ام
و به تو می اندیشم چرا که به معجزه ایمان دارم
به اینکه اگر تو را داشته باشم نجات می یابم
چرا که می خواهم با تو باشم ولی تو را ندارم
و ذره ذره خواهم مرد
به تو می اندیشم
به تو ...
آن هنگام که حس می کنم آینده دیگر گذشته است
و شب در کنارم متوقف خواهد شد
به تو می اندیشم
به تو ...
آن هنگام که هیاهوی سکوت مرا بیدار می کند
لحظه لحظه فراق تو برایم درد آورتراست
به تو می اندیشم
به تو ...
به تو ...
به تو ...
برگزیده شعری اسپانیایی ازکتاب چیزهایی از عشق انریکوایگلسیاس
اگر
اگر می خواهی مزرعه ی عشقت را توسعه دهی اول خاک قلبت را هموار کن.
اگر از تلاش دست برداری از زیستن هم دست برداشته ای.
اگر پدری خسیس باشد حتمأ پسرش به اسراف خواهد پرداخت.
اگر در جنگل زندگی می کنی باز قدر چوب را بدان.
اگر باد بکاری طوفان درو خواهی کرد.
اگر یادمان بود و باران گرفت دعایی برای بیابان کنیم.
اما تو
غرورم را زیر پایت له کردم اما تو
چشمانم را به راهت دوختم اما تو
خدا را به صفای دل شاهد کردم اما تو
آرزوهایم را به بودنت شاد کردم اما تو
همه ی خوبی ها را به بازار نگاهت حراج کردم اما تو
برای لحظه ای توجهت به انتظار ماندم اما تو ...
. . .
فرح نادری
خدایا عاشقان را غم مده شکرانه اش با من
نگارنده:ستاره نظر دهید
بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند
جون من که آفریدم از عشق جهانی برای تو
پروانه ی من درتاری افتاده که عنکبوتش سیر است ...
نه می تواند بمیرد نه پرواز کند
-
امروز در راه برگشت به خونه یکی از دوستای دانشگاه رو دیدم دختری که با تمام وجود و خالصانه عاشق پسرعموش بود و اون آقای پسرعمو هیچوقت به این عشق پی نبرده یا بقول دوستم اگرم فهمیده اینقدر مغرور هست که بروز نده بهش گفتم از این همه عشق و انتظار بیهوده خسته نشدی؟ جواب داد:وقتی عشق توی رگهات جریان داشته باشه همه چیز حتا زشتترین چیزها به چشمت زیبا میاد و مشکلات ریز و درشت زندگی برات قابل تحمل تر میشه بعد از کمی مکث با یک سوال غافلگیرم کرد : تا حالا عاشق شدی ؟ جوابی برای سوالش نداشتم فقط بهش گفتم من سعی کردم از وادی عشق و عاشقی دور باشم من فقط عاشق خدام یه عشق آسمونی نه زمینی بقول استاد. . . عشق باعث دردسره منم حوصله دردسر ندارم. نگاه عاقل اندر سفیهی بهم انداخت خداحافظی کرد و رفت . توی اتوبوس بودم که یک شعرگونه از ذهنم تراوش کرد که واسه تون می نویسم :
-
به دلیل بی دلیلی
-
به دلیل بی خیالی
-
به دلیل بی نیازی
-
پا گذاردن به جاده عشق
-
اکیدأ ممنوعه !!!!!
-
-
به شرجی ترین سایه می بارمت
-
ببین با کدام آیه می آرمت
-
غزل مهربانتر شده مهربان
-
به جان خودت دوست می دارمت
-
-
اینم یک داستان کوتاه از کتاب دومین مکتوب پائولو کوئیلو
پیری
-
آنا سینترا تعریف میکند که: پسر کوچکش با کنجکاوی کسیکه واژه ی جدیدی را میشنود اما هنوز معنای آن را نمی فهمد از من پرسید :مامان پیری یعنی چه؟ آنا پیش از آن که پسخ بدهد در کمتر از یک ثانیه به گذشته سفر کرد لحظات مبارزه دشواری ها و نومیدی هایش را به یاد آورد و تمام بار پیری و ناتوانی و مسئولیت را بر شانه های خود احساس کرد چشمهایش را به سوی پسرش که با چهره ای خندان منتظر پاسخی بود گرداند آنا گفت : پسرم به صورت من نگاه کن این پیری است و پسر چروک های آن صورت و اندوه آن چشمها را تماشا کرد . چه باعث شد که پسرک تعجب نکند و پس از چند لحظه پاسخ بدهد : مامان !پیری چقدر قشنگ است !!!؟
دروغ
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند :
-
هرکس دهان خود را آلوده به گفتار دروغ کند 1:هفتاد هزار ملائکه بر او لعن و نفرین می فرستند 2: خداوند بر اعمال او هفتاد زنای وارده که بدترینش زنای با مادرش است می نویسد 3: از جسد او بوی تعفن بر می خیزد (عزیزان وقتی میشود راست گفت پس چرا دروغ ؟؟؟؟؟ )
-
-
انسانها برای هم همچون کتابی هستند که با اتمامش سراغ کتاب دیگری می روند مراقب باشیم کتاب کم حجم کسل کننده ای نباشیم *
-
-
برای دیدن طلوع وغروب خورشید لازم نیست تا کنار دریا بروی برای تماشا تنها یک پنجره کافی ست
-
بلور اشک های من آغاز تنهایی ست
مرور خاطرات دل عجب تکرار زیبایی ست
-
گفتم از دل برود چون زمقابل برود
-
غافل از اینکه چو رفت از پی او دل برود
-
-
پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند دیوار زندگی را
-
زین گونه یادگاران
-
وین نغمه ی محبت بعد از من و تو گفتند تا در سکوت باقی ست
-
آواز باد و باران
ساقی و محراب و می جمله مهیاست ولی
عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست؟؟؟
حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد
از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی
کار جنون ما به تماشا کشیده است
یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی!!!
نشاط انگیز و ماتم زایی ای عشق
عجب رسوا گر و رسوایی ای عشق
خوشا عشق و خوشا نااکامی عشق
خوشا رسوایی و بد نامی عشق
عقل می گفت که دل مسکن و ماوای من است
عشق خندید که یا جای تو یا جای من است
هیچ کس از این دنیا جون سالم به در نمی بره ...!
پس زندگی تون رو با حرص خوردن تلف نکنید!
امید
بر گرفته از فیلم "پ.ن. دوستت دارم"
پ.ن : درباره وبلاگ هم پ.ن دارد!
معیار واقعی بودن تصمیم ان است که دست به عمل بزنیم > >>>>>> انتونی رابینز
اجازه نده ترس تو را فلج سازد >>>>>>>>>>>>>>>>> مارک فیشر
افرادی که از ریسک کردن میترسند به جایی نمیرسند >>>>>>>>> مارک فیشر
منشا همه بیماریها در فکر است >>>>>>>>>>>>>>>>> ژوزف مورفی
رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد اما حتمی است >>>>>>> انتونی رابینز
چنانچه نیک اندیش باشید خیر و خوشی به دنبالش خواهد امد >>>> ژوزف مورفی
افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط ازارشان دهد >>>>>>> مارک فیشر
افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از دست میدهند هرگز موفق نمیشوند >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> مارک فیشر
اعمال ثابت ما سرنوشت ما را تعیین میکند. >>>>>>>>>>>>> انتونی رابیتز
هنگامی که تخیلات و منطق در ضدیت با هم قرار بگیرند تخیلات پیروز میشوند. >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>مارک فیشر
وقتی که هدف روشنی داشته باشیم احساس روشنی به ما دست میدهد. > انتونی رابینز
ترس را از خود بران و با خود بگو من با نیروی شعور خود قدرت انجام هر کاری را دارم. >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> ژوزف مورفی
هر کس از قدرت انتخاب برخوردار است پس سلامتی و شادی را انتخاب کنید. >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> ژوزف مورفی
قانون زندگی , قانون باور است. >>>>>>>>>>>>>>>> ژوزف مورفی
اعتقادات ما اعمال افکار و احساسات ما را شکل میدهد >>>>>>> انتونی رابینز
با هر تصمیمی تغییری تازه در زندگی اغاز میکنید. >>>>>>>>> انتونی رابینز
برای شروع باید باور داشته باشی که میتوانی سپس با اشتیاق شروع کنی. >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> مارک فیشر
اگر نمیدانی به کجا میروی به هیچ کجا نخواهی رسید. >>>>>>>> مارک فیشر
نبوغ در سادگی نهفته است >>>>>>>>>>>>>>>>>>> موتزارت
این روشنی هدف است که به شما نیرو میبخشد >>>>>>>>>>> انتونی رابینز
در زندگی شکست وجود ندارد بلکه فقط نتیجه موجود است >>>>>>> انتونی رابینز
تمام کسانی که ثروتمند شده اند باور داشته اند که میتوانند ثروتمند شوند. > مارک فیشر
باور به طور خود بخود به اجرا در میاید >>>>>>>>>>>>>> ژوزف مورفی
نه موفقیت و نه شکست یک شبه ایجاد نمیشود. >>>>>>>>>>> انتونی رابینز
به ضمیر باطن خود به صورت یک هوش زنده و یک یار موافق بنگرید >> ژوزف مورفی
ترس باعث میشود تا بسیاری از مردم به رویاهایشان نرسند. >>>>>> مارک فیشر
زندگی دقیقا به ما ان چیزی را میدهد که به دنبالش هستیم >>>>>>>> مارک فیشر
نباید مطالب غلطی که از گذشته در ذهن ما برنامه ریزی شده اند حال و اینده ما را تباه کنند >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> انتونی رابینز
آرزوی هر فرد موجب شکل گرفتن و بقای افکار او میشود >>>>>>>> هراکلیتوس
اندیشه هایتان را عوض کنید تا سرنوشتتان عوض شود. >>>>>>>> ژوزف مورفی
زندگی آماده است تا بسیار بیشتر از انچه تصورش را میکنید به ما بدهد. >> مارک فیشر
تنها کسانی میتوانند کارهای بزرگی انجام دهند که به قدرت ذهن ایمان دارند. > مارک فیشر
ضمیر باطن شما سازنده بدن شماست و میتواند شما را درمان کند. >>>> ژوزف مورفی
چون به دریا می توانی راه یافت
سوی یک قطره چرا باید شتافت
خواهی نشوی همرنگ
رسوای جماعت شو
امروز طلوع دیگری ندارد
دانته
خشت اول چون نهد معمار کج
تا ثریا نـمیرود
به یک متر نرسیده فرو میریزد
هزار گل تقديم به آينه شکسته اي که لبخند تورا هزار بار تکرار مي کند
مي دوني
زيباترين حكمت دوستى، به ياد هم بودن است نه دركنار هم بودن
"ددم وای" چیست؟کلمه ایست که خیلیها از آن هنگام رانندگی در پیچها، تقاطع ها، جاده های لغزنده و شیب های تند بجای ترمز استفاده میکنند!
دل مؤمن به ذلت آشنا نيست *به داغ نااميدی مبتلا نيست * نميترسد ز طوفان حوادث * چو داند ناخدايش، جز خدا نيست
در اين زمانه كه شرط حيات نيرنگ است دلم براي رفيقان بي ريا تنگ است..
اگرباگريه دريايي بسازم اگرباخنده رويايي بسازم اگرخنده شوددرمن فراموش اگرگريه شودبامن هم اغوش توراهرگزنخواهم كردفراموش؟;-)¿?
شيطان كه رانده شد،جزيك خطا نكرد/خودرابراي سجده آدم رضا نكرد/شيطان هزار بار بهتر ز بي نماز/كه او سجده بر آدم و اين سجده بر خدانكرد
مدتی کشمکش افتاد میان من ودل، تاشدازپرده برون راز نهان من ودل.
محبت تنها جوشكاري است كه قلب شكشته را رايگان جوش ميدهد،
مثل شقايق زندگي كن كوتاه اما زيبا .مثل پرستو كوج كن فصلي اما هدف مند. مثل پروانه بمير درد ناك اما عاشقانه
مثل آسمون كه تنها اميدش چند ستاره است ديدن دوباره تو واسه من عمر دوباره است .
مثل آسمون عجيبىشبى آبى شبى قرمزولى هررنگى كه هستى منو دوست داشته باش
مادرهيچ سرزمينيزندگي نميكنيم منزل هميشه ما قلب كسيست كه دوستش داريم.
ما را که درد عشق وبلای خمار کشت یا وصل دوست یا می ساقی دوا کند
چروك لبتيم،بخند نابودشيم!
گرمترين احساساتت را نصيب كسي كن كه در سردترين لحظه ها به ياد توست!
ميگن خدابه اندازه دل آدما بهشون ميده مگه دل من چقدربزرگه كه خدا دوستى مثل توبهم داد
ميگن تنها چيزي كه عادلانه تقسيم شده، عقله.چون كسي نميگه عقل من كمه!
میدونی صفای ما پا برهنه ها چیه؟ اینکه ریگی به کفشمون نیست
ميدوني بني ادم اعضاي يكديگرند يعني چي؟يعني مثلا من جيگر توام.
میخ نگاهت لاستیک دلم راپنچرکرد
الهی میدان بشی وانت بشم دورت بگردم
میتوانستیم باهم آسمان راهم بلرزانیم، پس چرا کشتی توهم مانند من بغض رسایت را؟ توهمینی،سرکش ومغرور،شاید موج،شاید کوه،درهیاهوی سکوت خویش می پیچی صدایت را
من كاغذتم احساساتتو روم بنويس عصبانيتتو روم خط خطي كن اشكاتو بام پاك كن سردت شد منو بسوزون اما هرگز دورم ننداز
من غریب دیروز،آشنای امروز فراموش شدہ فردایم، پس در آشنایی امروز می نویسم تا درفراموشی فردا یادم کنی..
من عاشق آن دیده چشمان سیاهم بیهوده چه گویم که پریشان نگاهم گر مستی چشمان سیاه تو گناه است من طالب آن مستی و خواهان گناهم...
من سرراه تو دامي ازعشق پهن كردم ولي تو به سرعت از كنار ان رد شدي و گفتي:ميگ ميگ.
من بیشمارمرغ گرفتار دیده ام،امایکی چنان تو اسیرقفس نبود،من سرگذشت تلخ فراوان شنیده ام،امابه تلخکامی توهیچکس نبود.
من آهنگ غريب روزگارم غمي در انتهاي سينه دارم تمام هستي ام يک قلب پاک است كه ان را زير پايت مي گذارم
من الان توتعميرگاهم ,ميدوني چرا؟چون خرابتم!!
اندیشمند یگانه سرزمینمان ارد بزرگ میگوید: “سنگینی یادهای سیاه را با تنهایی دو چندان میکنی. به میان آدمیان رو و در شادمانی آنها سهیم شو. لبخند آدمیان اندیشههای سیاه را کمرنگ و دلت را گرم خواهد نمود. ”
شوریدگان همواره در سفر هستند و چون خواسته خویش یافتند همانجا کاشانهای بسازند، و چون دلتنگ شوند به دیار آغازین خویش باز گردند.
باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند.(فردریش نیچه)
جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ، که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست ...
سخنان نادر شاه افشار
میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند
سکوت شمشیری بوده است که من همیشه از آن بهره جسته ام .
تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم به این امید که افتخاری ابدی برای کشورم کسب کنم .
باید راهی جست در تاریکی شبهای عصیان زده سرزمینم همیشه به دنبال نوری بودم نوری برای رهایی سرزمینم از چنگال اجنبیان ، چه بلای دهشتناکی است که ببینی همه جان و مال و ناموست در اختیار اجنبی قرار گرفته و دستانت بسته است نمی توانی کاری کنی اما همه وجودت برای رهایی در تکاپوست تو میتوانی این تنها نیروی است که از اعماق و جودت فریاد می زند تو می توانی جراحت ها را التیام بخشی و اینگونه بود که پا بر رکاب اسب نهادم به امید سرفرازی ملتی بزرگ.
جوانی که از آرمانهای بزرگ فاصله گرفت نه تنها کمک جامعه نیست بلکه باری به دوش هموطنانش است .
اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جای نخواهد رسید .
خردمندان و دانشمندان سرزمینم ، آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود .
وقتی پا در رکاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند .
هر سربازی که بر زمین می افتد و روحش به آسمان پر می کشد نادر می میرد و به گور سیاه می رود نادر به آسمان نمی رود نادر آسمان را برای سربازانش می خواهد و خود بدبختی و سیاهی را ، او همه این فشارها را برای ظهور ایران بزرگ به جان می خرد پیشرفت و اقتدار ایران تنها عاملی است که فریاد حمله را از گلوی غمگینم بدر می آورد و مرا بی مهابا به قلب سپاه دشمن می راند
شاهنامه فردوسی خردمند ، راهنمای من در طول زندگی بوده است .
فتح هند افتخاری نبود برای من دستگیری متجاوزین و سرسپردگانی مهم بود که بیست سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند . اگر بدنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی می گرفتم . که آنهم از جوانمردی و خوی ایرانی من بدور بود .
کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است .
هنگامی که برخواستم از ایران ویرانه ای ساخته بودند و از مردم کشورم بردگانی زبون ، سپاه من نشان بزرگی و رشادت ایرانیان در طول تاریخ بوده است سپاهی که تنها به دنبال حفظ کشور و امنیت آن است .
لحظه پیروزی برای من از آن جهت شیرین است که پیران ، زنان و کودکان کشورم را در آرامش و شادان ببینم .
برای اراضی کشورم هیچ وقت گفتگو نمی کنم بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم .
گاهی سکوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهای خودش نیز به عقب می نشاند .
کیست که نداند مردان بزرگ از درون کاخهای فرو ریخته به قصد انتقام بیرون می آیند انتقام از خراب کننده و ندای از درونم می گفت برخیز ایران تو را فراخوانده است و برخواستم .
زماني که تصميم گرفتيد و زمان اجرا فرا رسيد ديگر توجهي به پيامدها و بازتاب هايش نداشته باشيد. ويليام جيمز
گاهی وقتا زندگی تمام حواسشو جمع ميکنه تا ببينه تو چی دوست داری،تا درست همونو ازت بگيره...!!! مواظب باش نفهمه کی رو دوست داری
فرق است بين دوست داشتن و داشتن دوست، دوست داشتن امری لحظه ایي است،اما داشتن دوست استمرار لحظه هاي دوست داشتن است
عشقت به دلم اگر بتابد چه کنم،مهرت به سرايه من بخوابد چه کنم، يک دم به سؤال من جوابی بده دوست،روزی که دلم تو را بخواهد چه کنم..
به <@> من تو < ) ) )><.......نفهميدی؟ميگم به چشمه من تو ماهی !
بعضی دوستيها مثله قصه نوحه ، (بعضيا از ترس توفان ميآن پيشت ) .بعضی دوستيها مثله قصه ی ابراهيمه ( بايد همه چيزتو قربانی کنی ) . بعضی دوستيها مثله قصيه مسيحه ( آخرش به صليب ميکشنت )اما بيشتره دوستيها مثله قصيه موساست ، ( يه کم که دور ميشی يه گوساله جاتو ميگيره )
اگر گل بودم تقديمه وجودت ميشدم، اگر تار بودم آهنگه دوست داشتن را مينوختم، اگر باران بودم آنقدر ميباريدم تا غمهايت را بشويم. دريغا که نه گلم،نه تارم و نه بارانم. ولی هرچه باشم و هر کجا باشم، به يادتم.
دوستي" قطره اشكيست كه درمعبد*عشق* هركجايش بچكد 'مهرووفا'ميرويد.
ده تن آجر فداى زيربناى وجودت!
با بديها بسازبه خوبيها نباز با استعدادهات بتاز
ايکاش فريادآنقدر شهامت داشت که حرمت سکوت رانمی شکست....
آنان كه زما دور،ولي دردل وجانند/بسيارگرامي تر از آنند كه خود مي دانند
امیدوارم باک دلت هرگزازبنزین عشق خالی نشه،حتی اگه محبت سهمیه بندی بشه!
آرزو می کنم با افتادن هر برگ پاییزی از درخت یکی از غمهای دلت پاک بشه.آنقدر که دیگر هیچ غمی نداشته باشی
آدمى براى شك كردن آفريده نشده،براى پرسيدن آفريده شده(يانگ)
آدما اشتباه مىكنن دنبال خوشبختى مىگردن،خوشبختى پيدا شدنى نيست، ساختنيه.
یادت باشه يه جوری ورقاي کتابه زندگيتو سياه کنی ک وقتی ده سال دیگه برگشتی و ورقهايه اين کتابو عقب زدی احساس غرور کنی نه احساسه ترس و تهی
تا حالا به معنی قشنگ A.B.C.D.E.F. G دقت کردی ؟ A Boy Can Do Everything For Girl حالا برعکسش رو ببین G.F.E.D.C.B.A که می شه Girl Forget Everything Done & Catch a new Boy Again
روشن بينی حقیقی براي انسان همانند آفتاب است براي خاک.
Morning or night you are light..Big or small you are all..Young or old you are gold..Far or near you are dear
ميدونی رمز عاشق بودن هر کس فقط اينه:ساده بودن،ساده ديدن و ساده پذيرفتن.پس ساده ميگم،ساده باور کن:خوشبختيت آرزومه.
من در سرزمينی زندگی ميکنم که دويدن حق کسانيست که نميرسند و رسيدن حق کسانيست که نميدوند.*دکتر.علی شريعتی*
من به خود ميبالم،که در اين عصر يخی،و در اين ظلمات باروت و فساد...دوستی دارم چون آب ظلال،که دلش آيينه خورشيد است.
قشنگترين احساس وقتيه که بدونی يکی هرگز تو را فراموش نميکند
به سه چيز تکيه نکن : غرور ، دروغ و عشق . آدم با غرور ميتازد ، با دروغ ميبازد و با عشق ميميرد . (( دکتر علی شريعتی ))
خطا اگر ندانسته انجام شود اشتباه است و اگر دانسته ، تبهكاری است (( برتولت برشت ))
" چنان باش كه بتوانی به هر كس بگویی مثل من رفتار كن " (( كانت ))
انسان هر چه بالاتر برود احتمال ديده شدن وصله ی شلوارش بيشتر می شود .(( اديسون ))
در هر کاری خطرهایی وجود دارد ،اما خطرهای بزرگتر در اتفاق است (( شرلی ویلیامز ))
شکایتی برگ زرد از درخت ندارد ، چون می داند راه دیگری جز جدایی نیست ، راهی که هر آدمی نیز روزی به آن خواهد رسید . (( اُرد بزرگ ))
هنگامی که درگیر یک رسوایی می شوی ، در می یابی دوستان واقعی ات چه کسانی هستند (( الیزابت تیلور ))
همیشه با خودتان به نحوی سازنده و مثبت حرف بزنید . برای آنکه ترستان از بین برود مدام تکرار کنید . " من از عهده این کار بر می آیم " " من از عهده این کار بر می آیم " (( رالف والدو امرسون ))
بسیاری از مردم خوشبختی را می جویند مانند کسی که کلاه خود را که روی سرش می باشد می جوید. (( لناو ))
یکی از لذایذ نامه های قدیمی این است که به جواب نیاز ندارند (( گیوس ژولیوس سزار ))
عشق عینک سبزی است که با آن انسان کاه را یونجه میبیند . (( مارک تواین ))
من نميگويم هرگز نبايد در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم بايد برای بار دوم هم نگاه کرد . (( ويکتور هوگو ))
هرگز به احساساتی که در اولین بر خورد از کسی پیدا می کنید نسنجیده اعتماد نکنید (( آناتول فرانس ))
راز بد بخت بودن این است که وقت آزاد داریم تا فکر کنیم آیا خوشبختیم یا نیستیم (( جرج برنارد شاو ))
به دختران در کودکی شير سگ دهيد ، شايد در بزرگی وفا بياموزند ! (( شکسپير ))
تصمیم خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد .(( پائولوکوئیلو ))
یکدم غریق بحر خدا شو گمان مبر کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی
یادت همیشه سبزاست درخلوت خیالم خوبم به خوبی توهرچند نپرسی حالم.
وقتى كسى به دلت نشست، نشستنش مقدسه.حتى اگه نخوادتم،نفس كشيدنش برات بسه.
وقتى تنهاييم دنبال يه دوست مىگرديم،، وقتى پيداش كرديم دنبال عيبهاش مىگرديم،، وقتى از دستش داديم دنبال خاطرهاش مىگرديم،،و باز تنهاييم...
هميشه يادت باشه يكى هست خيلى كمترازخدا خيلى بيشترازخودت به يادته.
هروقت بغضت گرفت صدام کن قول نمیدم خوبت کنم ولی پابه پات گریه میکنم.
هرگز گمان مبر ز خيال تو غافلم گر مانده ام خاموش خدا داند و دلم...
هرچه زدم بی تودلم وانشد،جزتوکسی باب دل من نشد،هرچه پرستو شدم وپرزدم،هم نفسی مثل توپیدانشد
نفرين جدید :آرزو دارم خدا كنه ان شاأاله به حق 5 تن الهي آمين.
ميگن:آخرمعرفت اونقدر دوره كه عمر آدم كفاف نميده كه بهش برسه؛اما الان من يه پیامک فرستادم براي اونيكه آخرجاده معرفت ايستاده!
میخواستم توقلبت خونه کنم اونجازمین گرونه،ماکه فقیریم توچشات چادرمیزنیم
مردان قوی به خودشان سخت می گیرند و مردان ضعیف به دیگران.
مجنون را به محكمه بردند گفتند توبه كن گفت: خدايا!عاشقم عاشقترم كن.
گر نيايى تا قيامت انتظارت ميكشم، منت عشق را از نگاهت ميكشم، ناز چندين ساله ى چشم خمارت ميكشم، تا نفس باقيست اينجا انتظارت ميكشم.
كاش مى شد همچو آواز خوش يک دوره گرد زندگى رابا رديگر دوره كرد.
كاش به زمانی برگردم كه تنهاغم زندگيم شكستن نوك مدادم بود!
نبوغ، جوهر تفكر است.(ژان پل سارتر)
تنها آرمانهاي بزرگ است كه به ما بينشي فرا دنيوي مي دهد.(ارد بزرگ)
براي شفاي تن بايد روح را شفا داد.(فلورانس اسكاول شين)
زندگي همچون رودخانه است؛ راكد نيست، روان است.(اشو)
شانس هرگز کافی نیست . (اندرو ماتیوس )
هيچ چيز در دنيا نمي تواند جاي پايداري را بگيرد.(كَلوين كوليج)
كج خلقي، شامگاه آشفتگي است.(لاندرو)
نشانه مهارت، دانستن بيشترين ها در مورد كوچك ترين ها است.(اچ لاسكي)
آن كه آرزوي سروري دارد، بايد هنر بسيار داشته باشد.(بزرگمهر)
خوشبختی ما در سه جمله است تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا ولي ما با سه جمله ديگر، زندگي مان را تباه مي کنيم حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فردا(دكترشریعتی)
کوچکترکه بودیم،دل بزرگتری داشتیم،امروزکه بزرگیم، چقدردلتنگیم.
کلاغ وطوطی هردو زشت وسیاه آفریده شدند،طوطی اعتراض کردوزیباشد،کلاغ به رضایت خداراضی شد،اکنون طوطی درقفس است وکلاغ آزاد....
کاش میشد دربسیط چشمهایت جا شوم/ "باتو" ای رویای من آبی تراز دریا شوم/ بی تو ای خورشید عالمتاب می دانی شبم؟/کاش میشد در حریم "عشق تو" فردا شوم.
کاش می شدتوروزگارت/توبهار موندگارت/میون این همه یارت/من باشم داروندارت
كوچكترین محبتها حتی ازضعیفترین حافظه ها هم پاك نخواهد شد.
كوتاهترين فاصله براي گفتن دوستت دارم يك لبخنداست،يك دنيالبخندبراي تو
كجايى؟من تصادف كردم،بدجورى صدمه ديدم!خوردم به عظمت مرامت،چپ كردم!
كاش باران بودم تا غبارغم هايت راميشستم كاش نسيم بودم تاصورتت رانوازش ميكردم اماافسوس نه بارانم نه نسيم ولى هرچه هستم دوستت دارم
ز حق توفيق خدمت خواستم دل گفت پنهاني/چه توفيقي از اين بهتر كه خلقي را بخنداني
قلمي خواهم ساخت،از ني باغ بهشت،جوهر از شيشه ذات،كاغذ از صفحه دل،نور از شمع حيات،تا نويسم همه جا،نام زيباي تو را..!.
قانون چهارم نیوتون:زمین جاذبه ندارد;تو تنها جاذبه ی زمینی!!!
فراموش نكن چون فراموش شدگان هرگز فراموش كنندگان رافراموش نميكنند
فراموش مكن تا باران نباشد رنگين كمان نيست تا تلخي نباشد شيريني نيست وگاهي همين دشواري هاست كه از ما انساني نيرومند تر وشايسته تر مي سازد خواهي ديد آري خورشيد بار ديگر درخشيدن آغاز مي كند
فاصله تابش خودرا برديگران تنظيم كن...خداوندخورشيدرادر جائى نهاده كه گرم كند، ولى نسوزاند.
غربت را نباید در الفبای شهر غریب جستجو کردهمین که عزیزت نگاهش را به دیگری فروخت تو غریبی!
عمری که عجل در پی آن می تازد-هر کس که غصه می خورد میبازد.
عشق فقط عشق لاتی . عرق سگی و آبجو قاطی. پری و زری وشمسی و فاطی.حبس ابد بدون ملاقاتی.فکر نکنی گنده لاتیم.به جون خودت خاطر خاتیم.
عشق راازماهی بیاموز، كه چه بی پایان آبراپراز بوسه های بی پاسخ میكند.
عاشق حقیقی کیست؟آنکس که چنان ازعشق لبریزاست که آفتاب مهررابه کسانی می تاباندکه دردخمه های نومیدی واندوه زندگی می کنند.
طو را اذ سميم غلب و با طمام وجود دوصط دارم، مگربيصواطا دل ندارن؟
هر وقت دلم برات تنك ميشه يه ستاره از آسمون كم ميشه ديشب هيج ستاره اى تو آسمون نبود.
نميدانم تاكدامين طلوع خواهم ماند ودركدامين غروب خواهم رفت ولي دوستدارم تا آخرين لحظه عمرم سركارت بزارم
نمیخواهم بمیرم،باکه بایدگفت؟کجابایدصداسرداد؟ درزیرکدامین آسمان، روی کدامین کوه؟که درذرات عالم ره بردتوفان این اندوه،که ازافلاک عالم بگذردپژواک این فریاد؟کجابایدصداسرداد؟فضاخاموش ودرگاه قضادوراست،زمین کر،آسمان کوراست،نمیخواهم بمیرم،باکه بایدگفت؟
فریدون مشیری
نگهداشتن دوچیزخیلی سخته،دم ماهی ودل زن!!
نگاهت جنگل سر سبز گیلان/ولی من چون کویری خشک و سوزان/ خودت لبریز از بارانی اما/رها کردی مرا در این بیابان.
ناراحتي براي نداشته هايعني به هدردادن داشته ها
میگن قلب آدما باندازه مشتشونه، پس چه جوری یه دریا خوبی، یه دنیا مهربونی، یه آسمون عشق و یه کهکشون محبت تو قلب توجامیشه!
ميگن خنده موجب زيبايي ادم ميشه...نيشت روببند فايده نداره
کمال سر محبت ببین نه نقص گناه که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند
شرايط زن و مرد موقع ازدواج: زن بايد نجيب باشد مثل اسب باوفا باشد مثل سگ. زيبا باشد مثل آهو باوقارمثل طاووس مرد فقط خر باشدكفايت مي كند
دوصت دارم با ص صابون نوشتم تاهمه تو كفش بمونن
زندگي كن و لبخند بزن به خاطر آنهايي كه با لبخندت زندگي ميكنند.خندتو عشقه
قلب من فرش آنهايى است كه هر از گاهى يادى از وجود خسته ام مىكنند!
قشنگ ترين لحظه هامو باسخت ترين دقايقت عوض ميكنم تابدونی چقدردوست دارم.
فقط كار امروز رو درست انجام بده!آينده بعدا خودش مياد عزيز!:-)
عشق تو مرا چو خاک ره خواهد کرد،خال تومرا حال تبه خواهد کرد،زلف تو مرا بباد برخواهد داد،چشم تو مرا خانه سیه خواهد کرد.
عزيزم هرجاكه باشى قصه نويس تومنم همه نارفيق بودن تنها رفيق تومنم
شرط دلدادن،دل گرفتن است،وگرنه یکی بیدل میماندو،دیگری دودل!
دوری پايان عشق نيست،گاهی لطيفترين غم دنياست!بيادتم هميشه.
خوبى كن و خوش باش به آرامش وجدان، بگذار بگويند فلانى بد دنياست.
خنده،بزرگترين اسلحه در جنگ با زندگيست. اميدوارم هميشه مسلح باشى.
خدایابه فرشتگانت بسپاردرلحظه لحظه نیایش خویش دوستان مراازیادنبرند.
i ve got a 5 card hand an i don t know how to play i need a queen like you to make my hand okey
چشماتو نگاه كردم تمام آفرينش خداروديدم، لوس نشو تو چشمات خودمو ديدم.
چخه چيست؟...كلمه اىست مغناطيسى كه سگ رادر چندمترى نگه مىدارد.
جاروبرقيتيم آشغال.
بند شلوارتم رفيق ولم كنى آبروت ميبرم.
تو زندگى زياد تند نرو تا اگر به يار خودت رسيدى به موقع بتونى بايستى.
بگذار سرنوشت هر راهى را كه مىخوهد برود ما راهمان جداست بگذار اين ابرها تا مىتوانند ببارند، ما چترمان خداست
من یاد خوش دوست به دنیا ندهم/ لبخند خوشش به حور رعنا ندهم/ گر یاد کند مرا هر از گاهی چند/ گرد رخ وی به چشم بینا ندهم.
ترجيح ميدهم باكفشهايم درخيابان راه بروم وبه خدافكركنم تااينكه درمسجدبنشينم وبه كفشهايم فكركنم.
بنويس نام مرا بر كف دستت اي دوست*تاكه دروقت قنوتت نروم ازيادت
با تشکر از
انجمن ایران و هندوستان و حامد رهنما و مجله اینترنتی مبین و کسری پهلوانی نژاد
در پناه یزدان
خدايا ما رابه راه راست هدايت كن اگر نشد راه راست رابه سوی ما كج كن
من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روي عشق و علاقه مي رقصند ولي پدر و مادرم از روي عادت نماز مي خوانند.
« دکتر علي شريعتي »
به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق. آدم با غرور مي تازد،با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد .
« دکتر علي شريعتي »
و هر روز او متولد ميشود؛ عاشق مي شود؛ مادر مي شود؛ پير مي شود و ميميرد... و قرن هاست كه او؛ عشق مي كارد و كينه درو مي كند چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان جواني بر باد رفته اش را مي بيند و در قدم هاي لرزان مردش؛ گام هاي شتابزده جواني براي رفتن و درد هاي منقطع قلب مرد؛ سينه اي را به ياد مي اورد كه تهي از دل بوده و پيري مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي كند... و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد...! و اين, رنج است,
دکتر علي شريعتي
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند... ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر... مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي.... براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني... در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو.... او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي... او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني...او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد.... او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني... او مادر مي شود و همه جا ميپرسند نام پدر .....
« دکتر علي شريعتي »
اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشتنهاست
« دکتر علي شريعتي »
عاقلانه ازدواج کن تا عاشقانه زندگي کني .
دکتر شريعتي
اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند
« دکتر علي شريعتي »
آن روز که همه به دنبال چشم زيبا هستند، تو به دنبال نگاه زيبا باش
« دکتر علي شريعتي »
هر لحظه حرفي در ما زاده ميشود هر لحظه دردي سر بر ميدارد و هر لحظه نيازي از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش ميکند اين ها بر سينه ميريزند و راه فراري نمييابند مگر اين قفس
« دکتر علي شريعتي »
دکتر شريعتي : «کلاس پنجم که بودم پسر درشت هيکلي در ته کلاس ما مي نشست که براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ،آن هم به سه دليل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اينکه سيگار مي کشيد و سوم - که از همه تهوع آور بود- اينکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالي گذشت يک روز که با همسرم از خيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم در حاليکه خودم زن داشتم ،سيگار مي کشيدم و کچل شده بودم
هر كس آنچنان مي ميرد كه زندگي مي كند
« دکتر علي شريعتي »
دل كنده ام دگر از هر چه بود وهست
ازشهر آرزو، دنياي خودپرست
در زير بار غم رگبار كينه ها
اري چه بي صدا آيينه ام شكست
حالا چنان دلتنگ وخسته ام
كز خود بريده ام تنها نشسته ام
تنها و ناميد تا امتدادشب
عهدي من از سحر با گريه بسته ام
سلام و درود خدا بر بندگان پاکش که شما هم اگر یک حمام بروید از آنانید
جواني اوج احساسات عاشقانه است،اما اگه نتواني هيچ وقت به عشقت برسي بي صدا خواهي مرد.
¤¤¤¤( )¤¤¤¤این ساعت مچيمه،عقربه هاشوبرداشتم تانفهمم چندساعته ندیدمت
پرسيدند:بهشت را خواهي يا دوست؟ گفتم:جهنم است بهشت بي دوست
درفلسفهء وفا چنين آمده است دل وقف شكستن است بيهوده مرنج!
می دونی فلسفه ی اختراع سرسره چیه ؟ می خوان به آدم بگن که ببین بالا رفتن چه سخته پایین اومدن چه ساده اس
انسان درشهری زندگی میکندکه درآن شهر.شهراندیشه اوست.تاتصمیمی درزندگی ایجادنشودتغییری نخواهد داشت. تقدیر خداوند در راستای تو تغییر میکند.
تواناترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند شاید سکوتی تلخ گویای دوست داشتنی شیرین باشد.
در اين زمانه كه شرط حيات نيرنگ است / دلم براي رفيقان بي ريا تنگ است
دلت شاد و لبت خندان بماند
برايت عمرجاويدان بماند
خدارا ميدهم سوگند برعشق
هرآن خواهي برايت آن بماند
بپايت ثروتي افزون بريزد
که چشم دشمنت حيران بماند
تنت سالم سرايت سبز باشد
برايت زندگي آسان بماند
تمام فصل سالت عيد باشد
چراغ خانه ات تابان بماند انشاءالله
عمـــیق تـرین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .
عمـــیق تـرین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
عمـــیق تـرین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک تـرین حالت شکسته شده .
عمـــیق تـرین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .
عمـــیق تـرین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه ناتمام ماندن قشنگتـرین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .
عمـــیق تـرین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت تـرین شرایط همدم تو باشد .
عمـــیق تـرین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ تـرین احساس زندگی است .
عمـــیق تـرین درد در زندگی مردن نیست ، بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است .
هميشه دوست داشتم ابرباشم چون ابرهااينقدر شهامت دارن كه وقتي دلشون ميگيره جلوهمه گريه كنن
همه واسه عشقشون گل ميفرستن من موندم واسه گلم چى بفرستم.
همه شب صورت خودرابه خداخواهم كرد
ازخداخواهش ديدارتوراخواهم كرد
تا که جان دارم و برسينه نفس مي آيد
برتووعشق تو اي دوست وفاخواهم كرد.
هزار تا رگ دارم و هزار تا رفیق. اما تو شاهرگی و تک رفیق
هرگز گمان مبر ز خيال تو غافلم
گر مانده ام خموش خدا داند و دلم...
هرگز عشق را گدايي نكن، زيرا هيچگاه چيز با ارزشي به گدا داده نمي شود...
هرگز اين 4 چيز را در زندگيت نشكن: اعتماد، قول، رابطه، قلب. زيرا وقتى اينها ميشكنند صدا ندارند ولى درد بسيار دارند.
هرانديشه شايسته اي به چهره انسان زيبايي مي بخشد.(روسكين)
Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed
زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد
وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده
چارلي چاپلين
باد می وزد … میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی تصمیم با تو است . . .
زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . . ..
دوست داشتن بهترین شکل مالکیت و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . .
خوب گوش کردن را یاد بگیریم… گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . .
اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .
وقتی از شادی به هوا میپری ، مواظب باش کسی زمین رو از زیر پاهات نکشه . . .
مهم بودن خوبه ولی خوب بودن خیلی مهم تره . . .
فراموش نکن قطاری که از ریل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد ولی راه به جائی نخواهد برد . . .
اگر در کاری موفق شوی ، دوستان دروغین و دشمنان واقعی بدست خواهی آورد . . .
قلب شکستن هنر انسان هاست ، گر شکستی قلبی فردا میشکند دگری قلب تو را . . .
جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ، که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست . . .
یک دوست وفادار تجسم حقیقی از جنس آسمانی هاست که اگر پیدا کردی قدرش را بدان . . .
همیشه خواستنی ها داشتنی نیست ، همیشه داشتنی ها خواستنی نیست . . .
بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا . . .
فکر کردن به گذشته ، مانند دویدن به دنبال باد است . . ..
کسی که به فکر درست کردن آینده خودش نیست ، نمیتونه آینده کسی باشه . . .
آدمی ساخته افکار خویش است ، فردا همان خواهد شد که آنروز به آن می اندیشد . . .
امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد . . .
اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد . . .
کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ، شاید امید تنها دارائی او باشد
شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از دنیا گرفت ، پس همیشه شاد باش . . .
توی دنیا دو نفر باش یکی واسه خودت و یکی برای دیگری واسه خودت زندگی کن و برای دیگری زندگی باش . . .
هیچ گاه از دوست داشتن انصراف نده ، حتی اگه بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت جبران را بده . . .
همیشه یادمان باشد که زندگی پیمودن راهی برای رسیدن به خداست و قدم هایمان باید طوری باشد که حتی دانه کشی زیر پایمان له نشود . . .
زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را از بین میبرد . . .
برنده میگوید مشکل است اما ممکن و بازنده میگوید ممکن است اما مشکل
آلبرت انيشتين
هيچ وقت چيزي رو خوب نميفهمي مگر اينکه بتوني به مادربزرگت توضيحش بدي.
تفاوت بين نابغه و کودن بودن در اين است که نابغه بودن محدوديتهاي خودش را دارد.
دو چيز را پاياني نيست: يکي جهان هستي و ديگري حماقت انسان. البته در مورد اولي مطمئن نيستم انسانهاي باهوش مسائل را حل ميکنند، نوابغ آنها را اثبات ميکنند.
یک فرد باهوش یک مسئله را حل میکند اما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری می کند.
سه قدرت بر جهان حکومت میکند؛ ترس، حرص و حماقت.
ناپلئون بناپارت
اگر با دشمني زياد بجنگي، بعد از مدتي تمام استراتژيهاي تو را فرا ميگيرد.
هنگامي که دشمنت در حال اشتباه کردن است، در کارش وقفه نينداز.
اسکار وايلد
هميشه دشمنانت را ببخش، هيچ چيز بيش از اين، آنها را ناراحت نميکند.
مارک تواين
بهتر است دهانت را ببندي و احمق بنظر برسي، تا اينکه بازش کني و همه بفهمند که واقعاً احمقي.
ژوزف استالين
مرگ يك نفر تراژديه، مرگ يك ميليون نفر، آمار.
ماهاتما گاندي
آنچنان زندگي كن گويي كه فردا خواهي مرد، آنچنان بياموز گويي كه تا ابد زنده خواهي ماند.
پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آن است که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی.
البرت هوبارد
زندگي رو زياد جدي نگير، چون هرگز از اون زنده بيرون نميري.
ژان كوكتو
ما بايد به شانس ايمان بياوريم، تا كي ميتوانيم موفقيت كساني را كه دوستشان نداريم تفسير كنيم.
ايزاك آسيموف
زندگي لذتبخش است و مرگ آرامش بخش، اين ميان انتقال رنج آور است.
وينستون چرچيل
پيروزي يعني توانايي رفتن از يك شكست به شكست ديگر بدون از دست دادن اشتياق.
شو پنهاور
ما ندرتا در باره آنچه که داریم فکر میکنیم در حالی که پیوسته در اندیشه چیزهایی هستیم که نداریم.
جرج برناردشاو
آنکه میتواند انجام میدهد و آنکه نمیتواند انتقاد میکند.
لویی پاستور
تمدن تنها زاییده اقتصاد برتر نیست. در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت.
فردریش نیچه
باید دنبال شادیها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا میکنند.
نادر شاه افشار
کمر بند سلطنت نشان نوکری برای سرزمینم است. نادرها بسیار آمدهاند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است.
موریس مترلینگ
اگر در اولین قدم موفقیت نصیب ما میشد سعی و عمل دگر معنی نداشت.
فرانتس کافکا
لازم نیست گوش کنید فقط منتظر شوید فقط بیاموزید آرام و ساکن و تنها باشید . جهان آزادانه خود را به شما پیشکش خواهد کرد تا نقاب از چهرهاش بردارید انتخاب دیگر ندارد مسرور به پای شما در خواهد غلطید.
جبران خلیل جبران
گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است در لحظهای که خود نمیدانید کشف خواهد شد.
گوته
کسی که دارای عزمی راسخ است جهان را مطابق میل خویش عوض میکند.
فردوسی
کسی به فرجام زندگی آگاه نیست خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد.
امرسون
بیشترین تاثیر افراد خوب زمانی احساس میشود که از میان ما رفته باشند.
انگلس
تکامل و حرکت مبنا و پیش فرض کل وجود است.
چخوف
انسان باید از هر حیث چه ظاهر و چه باطن زیبا و آراسته باشد.
گراهام بل
تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام میدهید متمرکز کنید. پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمیسوزانند.
الوین تافلر
بی سوادان قرن 21 کسانی نیستند که نمیتوانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی هستند که نمیتوانند بیاموزند و آموختههای کهنه را دور بریزند و دوباره بیاموزند.
توماس جفرسون
اگر کشوری توقع داشته باشه که هم نادان باشه و هم آزاد چیزی رو انتظار داره که نه بوده و نه هیچ وقت خواهد بود.
ویلیام وایت
از فردا نمیترسم، چرا که دیروز را دیدهام و امروز را دوست دارم.
راجر بابسون
عاقلانه است که در ذهن داشته باشیم که نه موفقیت و نه شکست به منزله پایان نیستند.
اریک هافر
وقتی به خودمان دروغ میگوییم، آن را بلندتر فریاد میزنیم.
هایزنبرگ
چیزهایی وجود دارند که آنقدر جدی هستند که فقط میتوان در موردشان جوک ساخت.
یک گنج،یک دوست همیشگی نیست،امایه دوست خوب یه گنج همیشگیه..!
یک قاب شکسته پیش رویم مانده ست
یک قطره ی اشک در سبویم مانده ست
دانی که جه بود سهم من ازفریاد؟
آهی که همیشه در گلویم مانده ست.
اميدوارم خوشبختی مثل سگ پاچتو بگيره، مثل سوسک ازت بالا بره، مثل انگل تو وجودت باشه،مثل عقرب نيشت بزن و مثل پیامک هميشه برات بياد.
چه مغرورانه اشک ريختيم چه مغرورانه سکوت کرديم چه مغرورانه نبخشيديم..چه مغرورانه محبت را از يک ديگری دريغ کرديم،غرور هديه ی شيطان بود و عشق هديه ی خداوند،هديه شيطان را به هم تقديم کرديم و هديه خدا را از هم پنهان کرديم..
ديوانه بمانيد اما مانند عاقلان رفتار کنيد.خطر متفاوت بودن را بپذيريد،اما بياموزيد بدون جلب توجه متفاوت باشيد..
Beautiful pictures devolped from negatives in a dark room. So,if you see darkness in your life be sure that God is making a beautiful picture for you
اگه اين روزا حس کردی توي قلبت بجای صداي تپ تپ، صداي ارّه و تيشه مياد نترس! مريض نشدی، من دارم تويه دلت واسه خودم يه کلبه ميسازم..
تو دنياي بچگی هر که زودتر بگه دوست دارم برندست اما تو دنيای بزرگا هر که زودتر بگه دوست دارم بازندست!
او تو را می بیند
حقيقت از همه چيز پايدار تره،اما هميشه پشته يک نقابه. .،نقابی که بودن يا نبودنش دسته خود آدماس.
You can’t live a perfect day without doing something for someone who will never be able to repay you. John Wooden
Don’t tell people how to do things, tell them what to do and let them surprise you with their results … George S. Patton
شادي را هديه کن،حتی به کسانی که آنرا از تو گرفتند، عشق بورز به آنها که دلت را شکستند،دعا کن براي آنها که نفرينت کردند، درخت باش بر غمها تبرها، بپر به کوری چشم خفاش ها، بهار شو و بخند که خدا هنوز بيداره
اميد است به تعداد ريزش برگای پایيزی خوشی و برکت از برکات الهی نثارت شود
به آسمون سپردم چشم از تو بر نداره
مراقب تو باشه سرت بلا نیاره
تا تو نخوای نتابه ، دلت گرفت بباره
همیشه با تو باشه تو رو تنها نذاره
بر درت میآمدم، هر شب مرا وا میزدی
گفتمت نا مهربانی! دم ز حاشا میزدی
دیدمت یک شب به دریا خیره بودی تا سحر
کاش دریای تو بودم، دل به دریا میزدی
گفتی محبت کن برو
باشد خدا حافظ ولی
رفتم که تو باور کنی
دارم محبت میکنم
اعتباردوستی شماروبه اتمام است،برای شارژ مجددآن یك بوس بفرستید!!
ازم پرسید:تومال منی؟گفتم:آره مال خودخودتم، هرکاری میخوای باهام بکن،گفت:هرکاری؟گفتم:آره هرکاری،تنهام گذاشت و،رفت....
زندگی مثه بازيه حکمه، مهم نيس که دست خوبی نداری، مهم اينه که يار خوبی داشته باشی، اينطوری حتی ميتونی بازيه باخته رو ببری.
يک روز پي گلاب ميگرديدم، پژمرده گلی ميان گلها ديدم،گفتم تو چه کرده ايی که ميسوزندت،گفتا که در اين باغ دمی خنديدم.
تو مرا مي فهمي... من تو را مي خواهم و همين ساده ترين قصه ي يك انسان است.
تو مرا مي خواني من تو را ناب ترين شعر زمان مي دانم و تو هم مي داني تا ابد در دل من خواهي ماند.
فرق است بین "دوست داشتن" و "داشتن دوست"
دوست داشتن امری لحظه ایست اما داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است
غریب است دوست داشتن وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن.
وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛ به بازیش میگیریم. هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر، ما بی رحم تر. تقصیر از ما نیست؛
درزندگي سه راه را دنبال كن:
1-دوست داشتن را براي يك تجربه.
2-عاشق شدن را براي يك هدف.
3-فراموش كردن را براي قبول واقعيت
ترسم آخرزغم عشق توديوانه شوم
بيخودازخودشوم وراهي ميخانه شوم
آنقدرباده بنوشم كه شوم مست وخراب
نه دگردوست شناسم نه دگرجام شراب.
تاعمر ما باشد به دنيا ما رفيقيم ترس از آن دارم بميرم حس كني ما نا رفيقيم
ببخشيد مزاحم شدم،مهرتون تودلم جامونده بودگفتم پيام بدم دنبالش نگردي!
باران باش، ببار، نپرس پياله هاى خالى از آن كيست ...
اي گلشن گلها به گلستان چه نويسم
من نيزغريبم به غريبان چه نويسم
ترسم كه قلم شعله كند صفحه بسوزد
با اين دل تنگم به عزيزم چه نويسم
اگه ديدى گوشه قلبت سنگينى مى كنه منو ببخش ! كه گوشه نشين قلبتم
اگه خوابت اومد بیا تو چشام بخواب/اگه اشک نذاشت بیا تو قلبم بخواب/اگه صدای قلبم نذاشت من میمیرم تو سیر بخواب.
سكوت بهتر از فرياد تو خالى ست، سكوتى را كه يك نفر بفهمد بهتر از هزار فريادى است كه هيچ كس نفهمد.
سرنوشت ننوشت گرنوشت بدنوشت ولی باورکن سرنوشت رانمی توان ازسر،نوشت.
در جهان هرگز مشو مديون احساس كسى، تا نگردد رايگان عشقت گروگان كسى
خداوندا،بمن جسارت آنرابده،که حتی زمانیکه،امیدی نیست،تسلیم نشوم.
حتى طولانىترين شب نيز به خورشيد مىرسد.
حافظ ز چشمان قشنگ تو غزل ساخت
هر كس كه تو را ديد به چشمان تو دلباخت
نقاش ازل تا كه به چشمان تو پرداخت
ديوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت.
پاستور:
تحمل و بردباري بالاترين جرات و جسارت است.
هوگو:
اميد بشر مثل بال براي فرشتگان است.
مک دوگلاس :
کسي که تمام نيروهاي خود را براي خدمت به جامعه اش و برآورده ساختن نيازهاي خانواده مصرف کرده است، انسان موفقي است.
ويليام هازليت:
اشتياق سوزان وسيله اي است لازم و ضروري براي رسيدن به هدفي که درزندگي دنبال مي کنيم.
توماس اديسون :
اگرراه بهتري براي انجام کاري هست، سعي کنيد آن را بيابيد.
ويلرمک ميلان :
پيشرفت واقعي دراثردستيابي به حقايق نوين مي باشد.
سوايل:
مردي که صبوراست ، برهرچيز تسلط دارد.
ديويد آمبروز:
اگر اراده برد را داشته باشي به نيمي از کاميابي نائل گشته اي . حال اگرچنين اراده اي را نداشته باشي، نيمي از سرخوردگي را کسب کرده اي .
ويليام جيمز:
زماني که تصميم گرفتيد و زمان اجرا فرا رسيد ديگر توجهي به پيامدها و بازتاب هايش نداشته باشيد.
روزولت:
عاقل باش وعجله کن وقت را تلف نکن و يک کاري بکن براي خودت مقامي دست وپاکن، چرا معطلي.
ويليام جيمز:
کاميابي همان جامه عمل پوشاندن به آمال و آرزوهاي فردي است.
وين داير: گذشته ها را گذرانده ايم وعده آينده را به هيچ يک ازما نداده اند. پس ما تنها زمان حال را دراختيار داريم.
ميگن دلتنگى قشنگترين هديه عشق است، حالا من با اين هديه قشنگ تو چه كنم؟
ميبيني دنيا چه زودگذره هموني كه امروز بهش ميگن بي بي يه وقتي ني ني بود فقط نقطه هاش جابجا شده.
گرچه دنيا فراموش كند خاطره ها را، تو فراموش نكن خاطر ما را
كاش ميشد لحظه ها را قاب كرد روزهاي تيره رادر خواب كرد كاش دنيا تاهميشه مهربان وساده بود يابه آدمهاش رسم عاشقي آموخته بود كاش ميشد بامحبت قفل دل راباز كرد در كنار اشك ولبخند زندگي آغاز كرد
عشق رابایدازماهی آموخت،که چه بی پایان بوسه هایش را نسیب آب میکند.
عادت ماست كه بااهل وفا يارشويم رشته زلف بگيريم و وفادار شويم.
سلامتي رفيقايي كه تو درياي مردونگي غرق ميشن ولي از پل نامردي رد نميشن
نازآن چشمی كه سویش مال ماست
نازآن زلفی كه تارش مال ماست
نازآن چوپان كه سازش مال ماست
نازآن یاري كه قلبش یادماست
بي قرار توأم ودر دل تنگم گله هاست
آه، بي تاب شدن عادت كم حوصله هاست
مثل عكس رخ مهتاب كه افتاده درآب
در دلم هستي و بين من و تو فاصله هاست
جمله عاشقانه!
با تمام چفته چولیت، شته شولیت، پته پیسیت، قد یه خیار چولسیده داغانتم!
يكي درآرزوي ديدن توست يكي درحسرت بوييدن توست ولي من ساده وبي ادعايم تمام هستي ام خنديدن توست
کهنه فروش داد میزنه: چراغ شکسته میخریم، کفشای پاره میخریم، بی اختیار دادمیزنم: کهنه فروش قلب شکسته میخری؟
آواى باد،انگار آواى خشكساليست بگذار تا بگويم تقدير لااباليست بایدكه عشق ورزيد،بايد كه مهربان بود زيرا كه زنده ماندن هر لحظه احتماليست!
در اين دنيا که حتی ابر هم نميگريد به حال ما،همه از من گريزانن تو هم بگذر از اين تنها.
احوال دل آن زلف دوتاداند و من
اسرار دل غنچه صباداند و من
بی من تو چگونه ای ؟ندانم اما
من بی تو درآتشم خدا داند و من
بمان با من كه من بى تو صداى خسته در بادم،در اين اندوه بىپايان بمان تنها تو در يادم،نمىدانم چرا غم هانمىدانند كه من سلطان غم هايم،بيا با من باش كه من تنهاى تنهايم.
مافقيران ،قلبمان بي كينه است، دوستي باهركه كرديم جاي اودرسينه است.
I am living on your eyes chonke unha very nice chi mishe yebar look at me badesham you kiss me.ghalbam tik tak just for you.chi begam baba"I LOVE YOU
چه كسي ميداند كه تودر پيله خود تنهايي چه كسي ميداند كه تو در حسرت يك روزنه درفردايي!پيله ات رابگشا توبه اندازه ي پروانه شدن زيبايي
دقت کردی که قشنگترين و عزيزترين چيزاي دنيا هميشه يکين؟ماه يکيه،خورشيد يکيه،زمين يکيه،خدا يکيه،مادر يکيه،پدر يکيه،منم يکيم
انيس قلب خود تنها خدا كن، خدا را در دل شبها صدا كن، زخوف حق چو اشكى را چكاندى، به حال اين رفيقت هم از ته دل دعا كن
مرا بسپار در يادت به وقت بارش باران، نگاهت گر به آن بالاست و در حال دعا هستى،خدا آنجاست، دعايم كن،دعايم كن، كه من محتاج محتاجم
فروغ بخش شب انتظار آمدني است/ رفيق، آمدني غمگسار آمدني است/ صداي شيهه ي رخش ظهور مي آيد/ خبر دهيد به ياران سوار آمدني است
شايد آنروز كه سهراب نوشت، تا شقايق هست زندگى بايد كرد خبرى از دل پر درد گل ياس نداشت. بايد اينطور نوشت:هر گلى هم باشد چه شقايق چه گل پيچك و ياس، تا نيايد مهدى زندگى دشوار است.
آرزوهايم زير انبوهى از خاكستر، هنوز نفس مىكشند، هنوز شعله ورند، نسيم مهربانى تو كدام جمعه مىوزد. اللهم عجل لوليك الفرج
با تشکر از
انجمن ایران و هندوستان
مجله روزانه مبین

Without love
Once I was a selfish fool who never understood
Never looked inside myself , thought on the outside, I looked good
Then we met and you made me the man I am today
Tracy I'm in love with you no matter what you weigh
'Cause without love, life is like the seasons with no summer
Without love, Life is rock 'n' roll without a drummer
Tracy , I'll be yours forever, cause I never wanna be
Without love, Tracy , never set me free
'No I ain't lyin
Never set me free
Tracy , no , no , no
Livin' in the ghetto, black is everywhere you go
Who'd've thought I,d love a girl, whose skin was white as winter snow
In my ivory tower, life was just a hostess snack
But now I've tasted chocolate, and I'm never going back
'Cause without love, Life is like a beat that you can't follow
Without love, life is doris day at the apollo
Darling, I'll be yours forever
'Cause I never wanna be
Without love
So, darling , never set me free, no
I'm yours forever, never set me free
No , no , no
If I'm left without my baby doll, I don't know what i'll do
Link , I've got to break out, so that I can't get my hands on you
Girl. If I can,t Touch you, then I,m gonna lose control
Seaweed. you're my black white knight, I've found my blue-eyed soul
Sweet freedom is our goal
Trace, I wanna kiss ya! , let me out at the next toll
Without love, life is like a prom that win't invite us
Without love, It's like getting my big break and laryngitis
Without love, life'sa 45 when you can't buy it
Without love, life is like my mother on a diet
Like a week that,s only mondays
Only ice cream, never sundaes
Like circle with no center
"Like a door marked "do not enter
Darling, I'll be yours forever, 'cause I never wanna be
Without love, yes, now you've captured me
Without love, I surrender happily
Without love, oh, seaweed, never set me free
No, no, no
'I ain't lyin
Never set me free
No, no, no
No, I don't wanna live without
Love, love, love
Pretty penny little, darling, you had best believe me
Never leave me without love

خیلی حرف ها داشتم برای این قسمت اما یادم افتاد که تابستان اخیر کنار زاینده رود قدم نزده ام و قسم می خورم که این به خاطر خشک شدن زاینده رود نبود!!!
درپناه حق
هیچ وقت امید به آینده را از دست نده
اگر میتونی به غروب خورشید نگاه کنی و از اون لذت ببری پس هنوز امید در تو زنده است
اگر میتونی زیبایی رنگهای یه گل کوچیک احساس کنی پس هنوز امید در تو زنده است
اگر میتونی از پرواز زیبای یک پروانه لذت ببری پس هنوز امید در تو زنده است
اگر لبخند یک کودک هنوز میتونه گرمی بخش قلب تو باشه پس هنوز امید در تو زنده است
اگر میتونی خوبی ها و محسنات آدم های دیگه رو ببینی پس هنوز امید در تو زنده است
اگر ترنم بارش بارون روی سقف خونه باعث آرامش تو موقع خواب میشه پس هنوز امید در تو زنده است
اگر منظره ی یه رنگین کمون هنوز باعث میشه که تو بایستی و به اون با شگفتی چشم بدوزی پس هنوز امید در تو زنده است
اگر با هیجان و دید مثبت با آدم های جدید روبرو میشی پس هنوز امید در تو زنده است
اگربقیه رو باور داری و بی جهت به اون ها بدبین و شکاک نیستی پس هنوز امید در تو زنده است
اگر هنوز در دوستی با کسانی که در زندگی تو نقشی داشته اند پیشقدم میشوی پس هنوز امید در تو زنده است
اگر دریافت غیر منتظره ی یه کارت یا یه نامه هنوز واسه تو یه سورپرایز شیرین و لذت بخش هست پس هنوز امید در تو زنده است
اگر غصه و رنج بقیه مردم هنوز دل تو رو به درد میاره و غمگینت میکنه پس هنوز امید در تو زنده است
اگراجازه نمیدی که یه رابطه دوستی قطع بشه وقادر به قبول خاتمه یافتن اون نیستی پس هنوز امید در تو زنده است
اگر هنوز واسه شب عید و تزئین سفره هفت سین (یا درخت کریسمس) و غذای مخصوص عید خرید میکنی پس هنوز امید در تو زنده است
اگر هنوز دوست داری فیلم های عاشقانه ببینی و علاقه داری که آخرش هم خوب و به خوشی تموم بشه پس هنوز امید در تو زنده است
امید چیز شگفت آوریه . پر از پیچ و خم هست . حتی ممکنه یه وقت هایی (در وجود انسانها) پنهان باشه . ولی از بین نمیره و با تمام پیچ و خمی که داره به ندرت شکسته میشه
اون از ما نگهداری میکنه و قدرت تحمل رو زمانی که هیچ کاری از کسی ساخته نیست به ما میده. بهانه و دلیلی هست برای زنده بودن و ادامه دادن در زمانی که دیگه به خودمون میگیم که بهتره که تسلیم بشیم امید لبخند رو به صورتمون میاره زمانی که قلبمون از عهده این کار بر نمیاد
امید به آینده قدمهای ما رو در راهی که پیش گرفتیم استوار میکنه زمانی که چشمامون قادر به دیدن تمامی اون راه نیست
امید قدرت پیشروی و عمل کردن رو به ما میده وقتی که روح و روان آشفته ای داریم .
امید چیز شگفت اور هستیه. زمانی ما باید اون رو در خودمون پرورش بدیم و بارور کنیم و در عوض در زمانی دیگر اون میتونه نیروی تازه ای رو در ما به وجود بیاره
هرگز امیدت رو از دست نده
آرزو و تمنا، نيمي از زندگي است و بي تفاوتي، نيمي از مرگ است
فردا هایی که هیچ وقت نمیرسند هم بهانه خوبی است برای امیدوار بودن،برای زندگی بهتر داشتن،برای یک نفس راحت کشیدن،خدایا شکر.
GOOD FRIENDS are those WHO CARE without hesitation,WHO LOVE without limitation,and WHO REMEMBER even without communication
هميشه ابرا گريه ميکنن ولی همه عاشقه ستاره ها ميشن، دل ابرا پره. يادت باشه چشمکه ستاره ها ابرا رو از يادت نبره.
همواره قانون علت و معلول را به خاطر اوريد: کردارتان چرخ تقديرتان را به کار مياندازد.
هلن کلر: آن چه که هستی هديه خداوند به توست. و آن چه که ميشوی هديه تو به خداوند است. پس بي نظير باش تا بهترين هديه رو تقديمش کنی.
هيتلر به ناپلون گفت:ما براي شرف ميجنگيم ولی شما براي پول.ناپلون جواب داد و گفت:هر کسی براي چيزی که نداره ميجنگه.
حضور هيچکس در زندگيه ما اتفاقی نيست، خداوند در هر حضوری رازی نهان کرده براي کمال ما. خوش آن روزی که دريابيم راز اين حضور را!
خدا زمين را آفريد آرامش گرفت زمان را آفريد آرامش گرفت زنان را آفريد آرامش گرفت مردان را آفريد آرامش زمين و زمان و زنان را گرفت
خدايا ، ما را به راه راست هدايت فرما ، اگه نشد راه راست را به سمته ما کج فرما ...
اين تويی: O-----<-----<
اين هم منم: o-<-<
گرفتی مطلبو؟؟؟بابا ميگم:کوچیکتم.
TAK ZANG yani
Ta
Akhare
Khate
Zendegim
Asheghe
Negahe
Ghashangetam
اي با صفا تو را ميزنم صدا
گر داشتي وفا اس ام اس ميفرستادي گدا
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد! خاک بر سرم!
اگه تویي اوني که دلم مي خواد حتما خرم!
مرداب برای به دست آوردن نیلوفر سالها می خوابه تا آرامش نیلوفر به هم نخوره، پس اگه کسی رو دوست داری، برای داشتنش سالها صبر کن.
در عشق تو از بس که خروش آوردیم
دریای سپهر را به جوش آوردیم
چون با تو خروش و جوش ما درنگرفت
رفتیم و زبانهای خموش آوردیم
مختارنامه/عطار
اندر دل من بدین عیانی که تویی
وز دیده من بدین نهانی که تویی
وصاف ترا وصف نداند کردن
تو خود به صفات خود چنانی که تویی
خواجه عبدالله انصاری
می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت
بی مونس و بی رفيق و بی همدم و جفت
زنهار به کس مگو تو اين راز نهفت
هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت
الله به فریاد من بی کس رس
فضل و کرمت یار من بی کس بس
هر کسی به کسی و حضرتی مینازد
جز حضرت تو ندارد این بی کس کس
اي عشق مرا به شطّ خون خواهي بُرد
چون قيس به وادي جنون خواهي بُرد
فرهاد صفت در آرزويي شيرين
دنبال خودت به بيستون خواهي بُرد
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
ای کاش دلم اسیر و بیمار نبود
در بند نگاه او گرفتار نبود
من عاشق واو زعشق من بی خبر است
ای کاش دل و دلبر و دلدار نـبود
چون عود نبود چوب بید آوردم
روی سیه و موی سپید اوردم
خود فرمودی که نا امیدی کفر است
فرمان تو بردم و امید آوردم
خواجه عبدالله انصاری
در مذهب عاشقان قرار دگر است
وین باده ناب را خمار دگر است
هر علم که در مدرسه حاصل گردد
کار دگر است و عشق کار دگر است
ای جمله بی کسان عالم را کس
یک جو کرمت تمام عالم را بس
من بی کسم و تو بی کسان را یاری
یارب تو به فریاد من بی کس رس
من مانده ام و شعر سرودن بی تو
از خواب غزل پلک گشودن بی تو
در بستر بی رحمی و خون زاده شدم
از اول عمر با جنون زاده شدم
خاکستریم .دست خودم نیست عزیز
ققنوسم از آتش درون زاده شدم
چشم مست تو عجب جلوه گه بیداد است
خم ابروی تو سرمشق کدام استاد است؟
خم ابروی تو را دیدم و رفتم به سجود،
صید را زنده گرفتن هنر صیاد است
کم نامهی خاموش برایم بفرست
از حرف پرم گوش برایم بفرست
دارم خفه میشوم در این تنهایی
لطفاً کمی آغوش برایم بفرست
در دفتر شعر من صدا پنهان است
یک رود پر از ستاره در جریان است
من در سر خود ابر زیادی دارم
جیب کلمات من پر از باران است
در وطن مثل غریبانم،نمی دانم چرا
روز و شب سر در گریبانم، نمی دانم چرا
هر که از روی دل جانم فدایش می کنم
مثل عقرب می زند نیشم، نمی دانم چرا
من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
احسان ترا شمار نتوانم کرد
گر بر تن من زبان شود هر مویی
یک شکر از هزار نتوانم کرد
خواجه عبدالله انصاری
درخت غم بجانم کرده ریشه
بدرگاه خدا نالم همیشه
رفیقان قدر یکدیگر بدانید
اجل سنگست وادم مثل شیشه
ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من!
ای حسرت روزهای شیرین در من!
بی مهری انسان معاصر در توست
تنهایی انسان نخستین در من!
میلاد عرفان پور
دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت
یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چک چک، چک چک، ... چکار با پنجره داشت
قیصر امین پور
دلبرم اندر خيالم خود نمايي ميكند
در فراقش اين دل من بينوايي ميكند
او برفت و پشت پا زد بر دل و دنياي من
كار دل را بين كه بهرش بيقراري ميكند
دلم تنگ است امشب بهر زاری
به روی موج گریه تک سواری
صفای گریه ای در خلوتم را
نمی بخشم به سال خنده داری
کم زندگی مرا نمایش بدهید
تابوت برای من سفارش بدهید
باید بروم گور خودم را بکنم
لطفآ دو سه سطر مرگ را کش بدهید
سردم شده است و از درون می سوزم
حالا شده کار هر شب و هر روزم
تو شعر مرا بپوش سرما نخوری
من دکمه ی این قافیه را می دوزم
بیهوده در اضطراب ماندیم همه
در تاب و تب و عذاب ماندیم همه
این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد
عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه
با دیدن تو دست و دلم می لرزد
زیبایی تو چقدر وحشتناک است
انگار که چاره ای ندارم دیگر
دختر! پدر تو بود چوپان می خواست؟
من آمده ام که با تو راهی بشوم
آنی که تو از دلم بخواهی بشوم
دریا بغلم کن! بغلم کن دریا!
می خواهم از این به بعد ماهی بشوم
در اوج یقین اگر چه تردیدی هست
در هر قفسی کلید امیدی هست
چشمک زدن ستاره در شب، یعنی
توی چمدان ماه خورشیدی هست
گاه سکوت يک دوست معجزه ميکنه ، و تو مي آموزي که هميشه ، بودن در فرياد نيست .
در اوج دل نشاندمت ، در رهگذار زندگي
زمانه گر خزان شود ، توئي بهار زندگي
ديرگاهيست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام
وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام
دگر آئينه ز من با خبر است / که اسير شب يلدا شده ام
من که بي تاب شقايق بودم / همدم سردي يخ ها شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنيد / تا نبينم که چه تنها شده ام
زندگي پرتو عصر است که در بزم وجود
به نسيم مژه بر هم زدني خاموش است
بمون بگو چکار کنم ، دنيا پر از درد و غمه / تموم زندگيم توئي ، تو هم که اخمات تو همه !
همه دنبالت ميگردن ، فکر ميکنن گم شدي ، بگم تو قلب مني خيالشون راحت بشه !؟
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند ، تماشاي تو زيباست اگر بگذارند
به من عاشق مسکين به حقارت منگر ، دل ما وسعت درياست اگر بگذارند
بلند ترين شاخه درخت ، يک واژه را مي فهمد ، و آن هم تنهائيست
فرياد من از داغ توست ، اينگونه خاموشم نکن ،
حالا که يادت ميکنم ، ديگر فراموشم نکن
در سراي گل فروشان گرچه گل بسيار است
چون تو گل پيدا نمودن مشکل و دشوار است
هيچ کس تنهائيم را حس نکرد ، برکه طوفانيم را حس نکرد ،
او که سامان غزل هايم از اوست ، بي سر و سامانيم را حس نکرد
اي اشک ، گرم و آرام ببار بر گونه بيمار من
اي غم ، تو هم لذت ببر از اين همه آزار من
عشق يک واژه زلال است ، تو بايد باشي ، قلب من زير سوال است ، تو بايد باشي
فال حافظ زدم آن رند غزل خوان هم گفت ، زندگي بي تو محال است ، تو بايد باشي
از فراق تو مرا هر نفسي صد آه است
از تو غافل نيستم اي دوست خدا آگاه است
گوهر دل را نزن بر سنگ هر ناقابلي
صبر کن پيدا شود گوهر شناس قابلي
شب شکست ، پيمان شکست ، عهدي شکست ، قلبي شکست
از شکست هر شکستي بر دلم آهي نشست
اگه به تو زل نميزنم ، رازي است که با نگاه فاش ميشود
تو را در عین دوری دوست دارم ٬ تو را با این صبوری دوست دارم
گل نرگس ٬ گل جاوید ایام ٬ تو را صد سال نوری دوست دارم
خاک شد هرکه بر این خاک زیست ٬ خاک چه داند که در این خاک کیست
سرانجام که باید در خاک رفت ٬ خوشا آنکه پاک آمد و پاک رفت
تنها داروئی که 2 خاصیت داره چشم های قشنگ توست
که هم آرومم میکنه هم داغون !
گاه برای ساختن باید ویران کرد ، گاه برای داشتن باید گذشت
و گاه در اوج تمنا باید نخواست . . .
صبر کردن دردناک است ، و فراموش کردن دردناکتر ، ولی از این دو دردناک تر
این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش . . .
خدا از بهترین ها فقط یه دونه خلق کرده ، دقت کردید چقدر تنهایید . . . ؟
میل دریا گر کنی ، من دیده را دریا کنم
میل صحرا گر کنی ٬ من سینه را صحرا کنم
نا امیدم گر کنی میمیرم اما باز هم
در همان حالت که میمیرم دعایت می کنم
کلامت گرم و شیرین چون ترانه ، نگاهت دلفریب و شاعرانه
منم قایق به روی موج دریا ، تویی ساحل ، تویی لطف کرانه
عشق را رنگ آبي زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردي را سياه، دروغ را سفيد،
ولي نمي دانم چرا به تو که ميرسم نمي دانم مهرباني چه رنگي است . . .؟
به چه مشغول کنم ديده و دل را؟ که مدام دل تورا مي طلبد و ديده تورا مي جويد . . .
یکی در آرزوی دیدن توست ، یکی در حسرت بوسیدن توست
ولی من ساده و بی ادعایم ، تمام هستی ام خندیدن توست
تو دفتر نقاشیهام رنگ چشاتو کم دارم ، بی معرفت نگام بکن فقط نگاتو کم دارم
نه دل در دست محبوبي گرفتار، نه سردرکوچه باغي بر سر دار ،
از اين بيهوده گرديدن چه حاصل ؟ پياده مي شوم ، دنيا نگهدار
اگر خداوند يک آرزوي انسان را برآورده ميکرد من بيگمان دوباره ديدن تو را آرزو ميکردم
و تو نيز هرگز نديدن من را . . . آنگاه نميدانم براستي خداوند کداميک را ميپذيرفت . . . ؟
آنکه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت ، در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهايي ما را به رخ ما بکشد، تعنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت
هزار دليل براي دوست داشتن ، يک دليل براي دوست نداشتن
اون يک دليل رو به خاطر هزار دليلت دوست داشته باش
دوست دارم شب را به غم سر کنم ٬ دفتری را از اشک چشمم تر کنم
نام آن دفتر نهم دیوان عشق ٬ عشق را عنوان آن دفتر کنم
گر می نخوری طعنه مزن مستان را
بنياد مکن تو حيله و دستان را
تو غره بدان مشو که می نخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آن را
غم عشقت بيابون پرورم كرد
هواي بخت بي بالو پرم كرد
بمو گفتي صبوري كن صبوري
صبوري طرفه خاكي بر سرم كرد
تا خاک مرا به قالب آمیخته اند
بس فتنه که از خاک بر انگيخته اند
من بهتر از اين نمی توانم بودن
کز بوته مرا چنين برون ريخته اند
ای دل تو به ادراک معنا نرسی
در نکته زیرکان دانا نرسی
امروز ز می و جام بهشتی می ساز
کانجا که بهشت است رسی یا نرسی
نه یادم می کنی نه می روی یاد
به نیکی باد یادت ای پریزاد
عجب نبود کنی خاطر فراموش
فراموشی است رسم آدمیزاد
سحرگه برگ گل تر شد ز شبنم
نسيم آهسته زلفش ريخت بر هم
بياور عطر زلفش سوي خاطر
مرا فارغ کن از غم هاي عالم
به سیر باغ رفتم باختم من
نظر بر نو گلی انداختم من
الهی دیده خاطر شود کور
که دلبر آمد و نشناختم من
شب آمد تا شب وصلم دهد یاد
دهد خاک وجودم جمله بر باد
یقین می سوخت خاطر ز آتش دل
نمی کردش گر آب دیده امداد
بيا که از حد گذشت ايام دوری
کنم تا کی زمهجوری صبوری
اگرچه دوری از چشمان خاطر
ولی با دل تو دايم در حضوری
خیالت آورد بــر من شــبیـخون
مرا بر خوان احـــسانت شـبیخون
شبیخون زد به خاطر لشـکرغم
شبی آب آید از چشمم..شبی ..خون
دل من حالت پروانه دارد
به آتش سوختن پروا ندارد
به دل خاطر چو مرغ پر شکسته
به هرجا کو فتد پروا ندارد
بیا تا برگ گل نا رفته بر باد
گلی چینیم و نشینیم دلشاد
بت خاطر مکن تاخیر چندان
که تعجیل است عمر آدمیزاد
پيراهن خيس ابر تن پوش من است
صد باغ تبر خورده در آغوش من است
اين زندگی کبود اين تلخ بنفش
زخمی است که سالهاست بر دوش من است
از شهر تو رفت خواهم ای شهرآرای
جان را به وداع کوتهی روی بنمای
از جور تو در سفر بیفشردم پای
دل را به تو و تو را سپردم به خدای
نه اینکه بی تو نخندم...نه!
اما به نیامدن همیشه ی نگاهت قسم,
تمام خطوط این خنده های خواب آلود,
با های های گریه های شبانه,
از رخساره ی خسته و خیسم پاک می شوند!
غمم بی حد و دردم بی شماره
فغان کاین درد من درمان نداره
خداوندا نداند ناصح من
که فریاد دلم بی اختیاره
اندر دل بی وفا غم و ماتم باد
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد
این کـوزه چو مـن عاشـق زاری بودست
در بنــــد ســر زلــــف نـــــگاری بودست
این دســـته که بـــــر گردن او می بینی
دستی اســت که بر گردن یاری بودست
یارب! نه دلم بستهی غمهای تو بود؟
چشمم شب و روز غرق نماهای توبود؟
بر جرم و خطای من چه میگیری خشم؟
چون جمله به امید کرمهای تو بود
نا کرده گنه در این جهان کیست بگو
وانکس که گنه نکرد چون زیست بگو
من بد کنم و تو بد مکافات کنی
پس فرق میان من و تو چیست بگو
نی هفت بند صدائی داره آخر
که هر یاری خدائی داره آخر
همه میگن که عاشق کشتنی بی
که عاشق هم خدائی داره آخر
ای مثل غرور ساده ی آيينه فاش
کاری نکنی شکستگی آيد و کاش
ديدار تو با آيينه حرفی دارد
هم با همه باش و هم جدا از همه باش
برخیز و بیا بتا برای دل ما
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم
زان پیش که کوزه ها کنند از گل ما
چون عهده نمی شود کسی فردا را
حالی خوش کن تو این دل شیدا را
می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را
دلم برای دیدنت چه شاعرانه لک زده
بلور قلب کوچکم ز دوریت ترک زده
خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است
پیدا نکنم همدل .دلها همه از سنگ است
گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست
گر هست یکی عاشق آلوده به صد رنگ است
صد جفا گل مي كند بلبل تحمل مي كند
دوستي آن است كه بلبل مي كند.
ليوان ز لبت بوسه گرفت من ز ليوان
ديدي ز لبت بوسه گرفتن به چه عنوان؟
از بس ز لبت بوسه چون قند گرفتم
از قند لبت من مرض قند گرفتم...
تجربه شانه ايست که طبيعت وقتي ما کچل ميشويم, به ما مي دهد!
ازدواج مثل دستشويي مي مونه .. اونايي كه تو هستن مي خوان بيان بيرون .. اونايي كه بيرون هستن اين پا اون پا مي كنن برن تو
کسي که مي ماند و نمي پرد به يک راز بزرگ آگاه گشته و آن فلسفه پرواز است.
اُرد بزرگ
شيشه ها شكستنيست
زندگي گذشتنيست
اين فقط محبت است كه هميشه ماندنيست
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید ٬ ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود
زنده را تا زنده است قدرش بدان ٬ ورنه بر روی مزارش کوزه گل چیدن چه سود
بهترین پیروزی ، پیروزی بر نفس است ، ما با عوض کردن خود می توانیم تمام زندگی و گرایش های اطرافیان خود را به سادگی عوض کنیم
اشک بهترين پديده ي دنياست ولي تا زيباترين چيز ها رو از انسان نگيره خودشو تقديم نميکنه
اي دوست دلت هميشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم
هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن…! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند…! و تو… هيچ وقت او را نديده اي
آرزوم بي تو محاله لحظه هام بي تو سواله
بي تو مقصد خيلي دوره راه عشقم بي عبوره
من نمي خوام تو خيالم بگمت عاشقت هستم
دوست دارم که راستي راستي حس کنم تو رو تو دستم
عشق بها دارد ... من و تو بودیم و یک دریا عشق ، حالا من هستم یک دنیا اشک ... آری ... عشق بها دارد !!!
چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي
مهربانت زندگي چه ناشكيباست
می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا
دیگر دوریت را حس نکنم
دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
شنيدم که شمشير يکي را دوتا مي کند بنازم به شمشيرعشق که دوتا رايکي مي کند .
دلیل آفرینش انسان عشق بود وخدا انسان را عاشق افرید چون عاشق بود و در قلب انسان عشق را نهاد تا عاشق شود پس باید قدر ایننعمت الهی (قدرت عشق) را دانست
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم
قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم .
دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!
هیچ وقت گریه نکن چون هیچکس لیاقتش رو نداره ! اون کسی هم که داره طاقتش رو نداره !
تو اگر هیچ شوی گوهر زیبای منی
خودمانی با تو گویم که تو دنیای منی
ما دل فروشان دل به بازار محبت میبریم
هر چه داریم میفروشیم و محبت میخریم
اتل متل رفاقت ، دل به تو کرده عادت
برات دعا می کنم ، اینم رسم صداقت
من در یک ماموریتم، ماموریتی برای دوری از تو، ماموریتی برای فراموش کردنت و فرار کردن از دستت که باهات صحبت نکنم و تورو نبینم در یک کلام : ماموریت غیر ممکن!!!
توآسمون عاشقی ستاره پیدانكنی
مدیون اشكای منی اگه فراموشم كنی
بیشترين تاثير افراد نيك زماني احساس ميشوند كه از ميان ما رفته باشند
( رالف والد وامرسون)
ما به وسيله انديشه هاي خود ترقي ميكنيم و از نردبان تصوري كه از خويشتن داريم بالا ميرويم
( اوريسون سوئت ماردن)
دانشي را كه در جهان است تنها در جهان ميتوان بدست آورد نه در كنج اطاق!!!!!
خود را مقيد كنيد كه از حد انتظاري كه ديگران از شما دارند فراتر برويد
(هنريواردبيچر)
روح دروني خود را زيبا كنيد تا شخصيت دروني و بيروني شما يكي شود
( سقراط)
به خصلت هاي خود بيش از آبرو و حيثيت اهميت دهيد زيرا : خصلت ها نشانه واقعيت وجودي شماست در حالي كه آبرو و حيثيت نشانه طرز تفكري است كه ديگران در باره شما دارند.
الهی فندق بشی ، سنجاب بشم گازت بگیرم !
غزال خوش صدا توئی ،
شیرین تر از عسل توئی
بین تموم آدما ،
نگین بی بدل توئی
بس که در تدبیر فردا مانده ایم
با همیم اما چه تنها مانده ایم
در کلاس جمع و تفریق زمان٬
عاشقیم اما تنها مانده ایم
لبهاي مرا از همه استثنا کن
يک ماچ خصوصي به لبم اهدا کن !
اي دولت عشق در لبانت! لطفا
اصل چهل و چهار را اجرا کن
همان طور که تیرها راه های بسیاری را طی می کنند تا به هدف برسند...
هزاران عمل در حال انجام هم ممکن است به یک هدف منتهی شوند.
هنری پنجم، پرده اول، صحنه دوم.
تا چيزي از دست ندهي چيز ديگري بدست نخواهي آورد اين يک هنجارهميشگي است
ترجیح می دم روی موتورسیکلتم باشم و به خدا فکر کنم تا اینکه تو کلیسا باشم و به موتورسیکلتم فکر کنم
((( مارلون براندو)))
چنانکه گویی کسی تو را نمی بیند
عشق بورز
چنانکه گویی هرگز آزرده نشده ای
بخوان
چنانکه گویی کسی تو را نمی شنود
زندگی کن
چنانکه گویی بهشت روی زمین است
حديث عشق من و تو،حديث ابر بهاريست،تو از قبيله لبخند،من از قبيله اندوه.
فضاي فاصله صد آه،فضاي فاصله صد کوه،تو از سپيده و نوري،من از شقايق گلگون.
غمگین و بی قرارم زخمی تر از زمانم
وقتی تورا ندارم نفرین به هرچه دارم
تورا می خواستم تا در جوانی نمیرم از غم بی همزبانی
غم بی همزبانی سوخت جانم چه می خواهم دگر زین زندگانی؟!
راز دل با يار محرم هم نبايد باز گفت
روزي آن محرم اگر بيگانه شد تکليف چيست ؟
عيب کار از جعبه تقسيم نيست ،
سيم سيار دل ما سيم نيست
اين هم هزاران طول موجش،
ديش احساسات ما تنظيم نيست
اندکي آهسته تر زير اين باران بمان ، ابر را بوسيده ام تا بوسه بارانت کند
اگر باغ نگاهم پر ز خار است ، گلم تاراج دست روزگار است
به چشمانت قسم ، با بودن تو ، زمستاني ترين روزم بهار است
کاش چون پرتو خورشيد سحر از پنجره مي تابيدي ز پس پردي لرزان حرير رنگ چشمان مرا ميديدی. زيباترين سلام دنيا طلوع خورشيد است پس اولين آنرا بدون غروباش تقديم به تو ميکنم
Love is not only made for lovers,it's also for friends who love each other better than lovers
سعی کن تو زندگی اميدوار باشی،هيچوقت حسرت چيزايي رو که نداری نخور،مثله عقل،انسانيت، درک بالا، شعور،...حالا مگه من که دارم چی کار کردم!
تو سيب سرخ کدامين درخته پرتقالی که هر دانه ی انارت به سرخی آلبالوهاي درخته موز است ای گلابي من
آنانکه زما دور ولی در دل و جانند .بسیار گرامی تر از آنند که دانند
من گمان می کردم
دوستی همچون سروی سرسبز
چار فصلش همه آراستگی است
من چه می دانستم
دلِ هر کس دل نیست
قلبها ، ز آهن و سنگ
قلب ها ، بی خبر از عاطفه اند
در میان من و تو فاصله هاست
گاه می اندیشم
می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
تو به اندازه تنهایی من خوشبختی
من به اندازه زیبایی تو غمگینم
سیلِ سیالِ نگاهِ سبزت،
همه بنیان وجودم را ویرانه کنان می کاود
من به چشمان خیال انگیزت معتادم؛
و در این راه تباه،
عاقبت هستی خود را دادم
می توان
از میان فاصله ها را برداشت
دل من با دل تو
هر دو بیزار از این فاصله هاست
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
گرچه شب تاریک است
دل قوی دار سحر نزدیک است
چشم من ، چشمه زاینده اشک
گونه ام بستر رود
کاشکی همچو حبابی بر آب
درنگاه تو رها می شدم از بود و نبود
هنوز در به در کوچه هاي خاطره ام / هنوز اسم تو مانده گوشه حنجره ام /هنوز مثل نخستين نگاه عاشق تو / در انحصار غم عشق در محاصره ام
با اينکه مي دانم دوست داشتن گناه است دوستت دارم
با اينکه مي دانم پرستش کار کافر است مي پرستمت
با اينکه مي دانم آخر عشق رسوايي است عاشقت مي شوم
پس گناهکارم ، کافرم ، رسوايم ولي همچنان دوستت دارم
همان طور که شاپرک ها نمي توانند دشت آبي اسمان را از ياد ببرند من هم چشمان زيبايت را نمي توانم فراموش کنم . تصوير زيبايت نه تنها در ذهنم بلکه در قلبم جاي دارد ، اي کاش بداني قصر
آرزوهايم را در ساحل چشمانت ساخته ام تا قلب مهربانت مداوايي باشد براي عشق پاک و مقدسم .
خواستم با تو باشم نخواستي ، خواستم مونس و يارت باشم نخواستي ، خواستم براي هميشه در کنارت باشم نخواستي خواستم هم گام و هم نفس روز هاي تنهايي ات باشم نخواستي ، خواستم پذيراي
نگاه مهربانت باشم نخواستي ، خواستم قلبم را به يادگار تقديمت کنم باز هم نخواستي نخواستي ، هيچ کدام را نخواستي و نخواستي
دست از سر ما بردار ، کنار تو نمي مونم
يه روز مي گفتم عاشقم ، اما ديگه نمي تونم
تقصير هيچکس ديگه نيست ، قصه ي ما تموم شده
حيف همه خاطره ها ، به پاي کي حروم شده
دروغ مي گفتي که ، برم از بي کسي دق مي کني
اشکاتو باور ندارم ، بي خودي هق هق مي کني
يادم مي افته لحظه اي که دست تو رو شد برام
قسم مي خوردي پيش من که جز تو عشقي نمي خوام
دست خودم نيست که ديگه هيشکي رو باور ندارم
اين چيزا تقصير تویه تلافيشو در مي يارم
نمي دانم چه حسي هست اين عاشقي؟
وقتي مي نشينم ، وقتي راه مي روم ، وقتي مي خوابم دوستت دارم
وقتي صدايي مي آيد دوستت دارم ، وقتي سکوت است دوستت دارم
چه مي کني با من که چنين راحت هميشگي شده اي ؟
هيچ چيز سخت تر از انتظار نيست ، آن هم انتظار لحظه اي که يک آشنا صدايت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد اما هر چقدر که انتظار هم سخت باشد به آن لحظه زيبا مي ارزد ، پس انتظار مي
کشم تا آن لحظه زيبا نصيبم شود .
توي زندگي بعضي چيز ها بزرگ ، بعضي چيز ها کوچک ، بعضي چيز ها ساده و بعضي چيز ها مهم هستند:
بزرگ مثل عشق
کوچک مثل غم
ساده مثل من
مهم مثل تو
چرا رو نقاشی ها بی خودی سایه می زنی
این همه حرف خوب داریم حرف گلایه می زنی
اگه منو دوست نداری اینو راحت بهم بگو
چرا با حرفات و نگات بهم کنایه می زنی
در سرزمین عاطفه هایم چون گل روئیدی و من باغبانی آموختم اما کدام گل احساس باغبان را می فهمد آیا هیچ گلی هست که باغبان را به اندازه ی یک قطره شبنم یا یک گلبرگ بشناسد و
دوست بدارد ؟
چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو نمی دانم ... شاید که روزی بخوانند بی تو عشق مرد.
عاشق ان نیست که برای عشقش در سرما آتش روشن کند عاشق آن است که کتش را بدهد به عشقش و خودش سرما بخورد و 6 تا آمپول بزنه که دیگه از این غلطا نکنه
من سبزترین واژه ملموس غروبم کاش در این وسعت سبز یکنفر درد مرا می فهمید
صداقت و مهربانیت را می ستایم صداقت را از کلامت و مهربانیت را از نگاهت
یار دل آزار من وفا نشناسد..... وه که عجب نعمتی است یار وفادار
بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق.. یوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است
شمع اگر پروانه را سوزاند خیر از خود ندید...آه عاشق زود گیرد دامن معشوق را
با آنکه انتقام از دشمن حرام نیست...در عفو لذتی است که در انتقام نیست
فریاد مردمان همه از دست دشمن است..... فریاد من از دل نامهربان دوست
من رشته محبت خود از تو می بُرم ..... باشد گره خورد به تو نزدیکتر شوم
بدنامی حیات دو روزی نبود بیش.... آنهم با تو بگویم چه سان گذشت
یک روز صرف دل بستن دل شد به این و آن..... روز دگر به کندن دل از این و آن گذشت
در لحظات تصمیم گیری است که سرنوشت ما شکل می گیرد
خدایا به عالم تو راضی مباش.... کزین بیشتر من خدایا کنم
کسی که در آفتاب زحمت کشیده ، حق دارد در سایه استراحت کند
اگر هر روز راهت را عوض کنی ، هرگز به مقصد نخواهی رسید
در اندیشه آنچه کرده ای مباش، در اندیشه آنچه نکرده ای باش
درباره درخت بر اساس میوه هایش قضاوت می کنند نه بر اساس برگهایش
خداوند به هر پرنده ای دانه ای میدهد، ولی آنرا داخل خانه اش نمی اندازد
آنقدر شکست خوردن را تجربه کنید تا راه شکست دادن را بیاموزید
تفاوت بزرگی میان دوست نداشتن رفتار دیگری ، با دوست نداشتن خود او وجود دارد
این عشق نیست که دنیا را می چرخاند. عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند
ز چشمت اگر چه دورم هنوز....پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
اگر غصه بارید از ماه و سال....به یاد گذشته صبورم هنوز
شکستند اگر قاب یاد مرا.....دل شیشه دارم بلورم هنوز
سفر چاره دردهایم نشد..... پر از فکر راه عبورم هنوز
ستاره شدن کار سختی نیست.... گرشبم ولی غرق نورم هنوز
پر از خاطرات قشنگ توام.....پر از یاد و شوق و مرورم هنوز
ترا گم نکردم خودت گم شدی......من شیفته با تو جورم هنوز
اگر جنگ با زندگی ساده نیست.....در این عرصه مردی جسورم هنوز
اگر کوک ماهور با ما نساخت.....پر از نغمه و پر شورم هنوز
قبول است عمر خوشی ها کم است.....ولی با توام پس صبورم هنوز
امروز را برای بیان عشق به عزیزانت غنیمت بشمار. شاید فردا احساسی باشد اما ...عزیزی نباشد
ساقه شکستن ، قانون طوفان است. تو نسیم باش و نوازش کن
به نامردی نامردان قسم خوردم ...... که نامردی کنم در حق نامردان
در حضور خارها هم میشود یک یاس بود..در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود
میشود حتی برای دیدن پروانه ها....شیشه های مات یک متروکه را الماس بود.
دست در دست پرنده،بال در بال نسیم....ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود
کاش می شد حرفی از « کاش میشد» هم نبود....هر چه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود
روز اول با عشق برایت گلی آوردم..... و تو با آن ظرفها را شستی
به خودتان قول بدهید ، هیچ وقت به امید تغییر دادن کسی ، با او وارد زندگی مشترک نشوید
در کویر سبز عشق،این سخن از من بگیر
مرگ تو مرگ من است،پس تمنا میکنم هرگز نمیر.
سکوت سرشار از ناگفته هاست و ناگفته ها پر بهاترین داشته هاست.
زندگی مانند رانندگی در یک دشت پر از گل است که باید از همه لحظه هاش استفاده کنیم به تفاوت اینکه در آخر جاده تابلویی به این عبارت نصب شده(دور زدن ممنوع)
دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی
دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره
ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره.
ما زنده به عشقیم ولی عشق تب دوست
ما طالب مرگیم ولی در طلب دوست
ما تشنه دردیم ولی از غم هجران
درویش نگاهیم ولی با لب خندان.
یارانه دستانت را قطع نکن من زیر خط فقر محبتهایت هستم
یک همیشه یک است . شاید در تمام عمرش نتواند بیشتر از یک عدد باشد اما بعضی اوقات می تواند خیلی باشد . یک نگاه . یک سرنوشت . یک خاطره . یک دوست.
زن خوب تو دنیا مثلا دایناسوره که نسلش منقرض شده ، ولی مرد خوب مثل سیمرغ ، که از اول هم افسانه بوده
شرط دل دادن ? دل گرفتنه وگرنه یکی بیدل میشه و یکی دودل !
زندگي سه چيز است : اشكي كه خشك مي شود لبخندي كه محو مي شود يادي كه مي ماند و فراموش نمي شود
تک تک روزهایم را میسوزانم ، تا چشمکی شوم برای شب های بی ستاره ات
لنگر عشق زدم بر دل طوفانی تو / تکیه گاهم شده است ساحل بارانی تو
عشق یعنی اینکه وقتی میخوای برسونیش ٬ رادیو پیام رو روشن کنی و ببینی کدوم مسیر پر ترافیک تره
گفته بودي که چرا محو تماشاي مني /آن چنان محو که يک دم مژه بر هم نزني
مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود /ناز چشمان تو قدر مژه بر هم زدني
حديث عشق من و تو،حديث ابر بهاريست،تو از قبيله لبخند،من از قبيله اندوه.
فضاي فاصله صد آه،فضاي فاصله صد کوه،تو از سپيده و نوري،من از شقايق گلگون.
زندگي پرتو عصر است که در بزم وجود ، به نسيم مژه بر هم زدني خاموش است
اي کاش زندگي مثل فوتبال بود ، که خوشي را پاس ، جدائي را شوت ،
بي وفائي را فول ، غم را آفسايد و محبت را گل ميکرديم . . . !
سنگ در برکه می اندزمو می پندارم, با همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد,
کی به اندختان سنگ پیاپی در آب, ماه را میشود از حافظهی آب گرفت
خدایا ٬ دوست بدار آنهائی که دوستمان دارند و ما نمیدانیم
و سلامت بدار آنهائی را که دوستشان داریم و نمیدانند
صفائی بود دیشب با خیالت خلوت من را / ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم
برای زیبا زندگی نکردن کوتهی عمر را بهانه نکن
عمر کوتاه نیست . . . ما کوتاهی میکنیم . . .
عمر من غارت شد ، و غارتگر من دور شد ، من صبوری کردم و غارتگرم مغرور شد . . .
دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست ، جای چشم ابرو نگیرد ، گرچه او بالاتر است .
پشت پلکم عکستو نقاشی کردم گلکم ، تو رو میبینم تا وقتی چشم میبندم گلکم
زورکی نیست این تبسم که رو لبهای منه ، خیلی وقته که به گریه هام میخندم گلکم
هر رهگذری محرم اسرار نگردد ، صحرای نمک زار ، چمن زار نگردد
هرجا که رسیدی مکش طرح رفاقت ، هر کس که به تو یار وفادار نگردد
بوسه ابتکاریست از طبیعت ، برای زمانیکه احساس در کلام نمی گنجد
باید که مهربان بود ، باید که عشق ورزید ، زیرا که زنده بودن ، هر لحظه احتمالیست
زندگي تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازي کردن است
من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو يا شیطانصفت باشم. من می توانم تو را دوست داشته يا ازتو متنفر باشم، من میتوانم سکوت کنم، نادان و يا دانا باشم، چرا که من یک انسانم، و
اینها صفات انسانى است.
و تو هم به یاد داشته باش : من نباید چیزى باشم که تو میخواهى ، من را خودم از خودم ساختهام، تو را دیگرى باید برایت بسازد و
تو هم به یاد داشته باش : منى که من از خود ساختهام، آمال من است ، تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند نه آرزوهایشان. و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو میخواهى و تو هم میتوانى انتخاب کنى که من را میخواهى یا نه ولى نمیتوانى
انتخاب کنى که از من چه میخواهى . میتوانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم. میتوانى از من متنفر باشى بىهیچ دلیلى و من هم ، چرا که ما هر دو انسانیم. اين جهان مملو
از انسانهاست ، پس این جهان میتواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد. تو نمیتوانى برایم به قضاوت بنشینى و حكمی صادر كني و من هم، قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى
خداوندگار است.
دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و میستایند، حسودان از من متنفرند ولى باز میستایند، دشمنانم کمر به نابودیم بستهاند و همچنان میستایندم، چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه
دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتا رقیبى، من قابل ستایشم، و تو هم. یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد به خاطر بیاورى که آنهایى که هر روز میبینى و
مراوده میکنى همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جایزالخطا. نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى، و یادت
باشد که کارى نه چندان راحت است...
مهاتما گاندی
از زندگي هرآنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه آنچه آرزويش را داريم.
تمام محبتت را به پاي دوستت بريز اما نه تمام اعتمادت را
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود.
رنگين کمان پاداش کسي است که تا آخرين قطره زير باران مي ماند.
از شمع آموختم که :ايستاده بميرم بي صدا بميرم به پاي دوست بميرم.
خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد.
هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپند.
عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد.
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه.
اگر مي توانستم مجازاتت کنم از تو مي خواستم به اندازه اي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي.
اگه تو کوچه پس کوچه هاي دلم گم شدي.دنبال کسي نگرد که آدرس بهت بده چون غير از تو کسي اونجا نيست.
وقتي كسي رادوست داري، گفتن آسان تراست، شنيدن آسان تراست، بازي كردن آسان تراست، كاركردن آسان تراست. و وقتي كه كسي تورا دوست دارد، خنديدن آسان تراست. واگر تنهاي تنها باشي،
به مرگ فكركردن ازهمه چيزآسان تراست.
نه!نرو!... صبرکن قرارمان اين نبود بايد سکه بيندازيم... اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم... اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم ...... صبر کن سکه بيندازيم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت
برو...
هرگاه گرفتن تصميم مهمي را دشوار يافتيد بدانيد كه علتش فقط يك چيز است و آن اينكه تصور روشني از ارزشهاي خود نداريد
آنتوني رابينز
برگناه دلیری مکن که حق صبور است ، خویشتن را غرور مده که سبحان غفور است ،دل درغیر الله مبند که الله غیور است ، بیدارشوکه هنگام طاعت بیگاه شود ، اول هوشیار شو که آخر تباه
شود
نميتوانيم فقط براي خودمان زندگي کنيم؛ هزاران رشته ما را به همنوعانمان پيوند ميدهد به ياري همين رشته هاي حساس است که اعمال ما منتقل ميشود و به صورت واکنش به ما باز مي گردد
هر گاه بفهمی اهدافت را خودت تعیین می کنی، می فهمی زندگی ات را هم خودت شکل می دهی.
وین دایر
ديگران را ببخشيد نه به اين علت كه آنها لياقت بخشش تو را دارند به اين علت كه تو لياقت آن را داري كه آرامش داشته باشي
دم هرچي رفيقه گرم،
کمر هرچي نا رفيقه خم،
روي هرچي بي مرامه کم،
براي دشمنات آرزوي زلزله بم
زير چشم دشمنات نم،
ايشالا نبيني غم . . .
سوداي دلم قسمت هر بي سر و پا نيست
خوش باش که يک لحظه دلم از تو جدا نيست
سرزنشم مکن اگر از همه پا کشيده ام ، طبع لطيف آدمي ، با همه سر نميکند
هان؟..چيه؟..فک کردی پیامکی ،لطیفه ای، چيزی واست دارم ؟ ..نه عزيزم نه لطیفه دارم نه پیامک دارم نه چيزی دارم ولی تا دلت بخواد دوستت دارم ...!!
با تشکر از نادر نریمان و مجله روزانه مبین
1- در دل هر چیز هوشی نا مریی وجود دارد. شما میتوانید با آن ارتباط برقرار سازید و زندگی سرشار از سعادتی را برای خود بیافرینید
2- آیا بر توانایی خود برای شناخت خداوند تردید دارید؟ اگر چنین است بدانید زمانی که زنده هستید نیروی حیات را در وجود خود دارید. به همین سادگی زنده بودن شما حضور برترین آگاهی را در وجودتان به اثبات میرساند
3- بخشیدن بدون انتظار دریافت پاداش یا جایزه را تمرین کنید. بصورت ناشناس برای دیگران کمک و هدیه بفرستید. عوارض خودروی پشت سرتان را نیز بپردازید. درپارکومتر دیگران پول بیندازید. پاداش شما احساس آرامش و رضایت خاطر خواهد بود
4- به جای توجه به دنیای مادی و هر آنچه در آن است باید به آنچه هستید و دلیل حضورتان در این جهان توجه کنید. سفر مقدس شما به این منظور رقم زده شده است
5- قضاوت نکنید. اگر کسی را میبینید که از نظر ظاهری یا از نظر سنی و یا از نظر مالی با شما تفاوت دارد به جای قضاوت کردن از ذهن خود برای ارسال عشق و محبت به او استفاده کنید
6- این نظریه اشتباه را کنار بگذارید که نیاز دارید برای همه به اثبات برسانید که مدارک لازم را کسب کرده اید و اکنون موفق نامیده می شوید. موفقیت با عوامل بیرونی سنجیده نمی شود بلکه از درون انسان سرچشمه می گیرد
7- در میان جلسه ای جنجالی و یا در برخوردی پر سر و صدا با فرزندانتان یک لحظه برخیزید و با عذر خواهی آن محیط را ترک کنید. به خودتان پنج دقیقه فرصت بدهید تا متمرکز شوید و این سوال را از خودتان بپرسید: هدفم در اینجا چیست و در این آشفتگی چطور می توانم به تو خدمت کنم؟
8- دفترچه ای تهیه کنید. در آن دفتر چه ویژگی هایی از انسان ها را نام ببرید که شما را رنج می دهد. اگر واقع بین باشید پی می برید آن چه شما را رنج می دهد به معنای واقعی نوعی قضاوت و داوری در این باره است که دیگران باید چگونه رفتار کنند. این قضاوت ها بر مبنای همان نظریه های اشتباه شما صورت می گیرند. شما به اشتباه باور می کنید که جهان به جای این که همانگونه باشد که هست باید به صورتی باشد که شما می خواهید
9- لحظه های ویژه ای را در هیبت و شکوه معجزه ای که زندگی نام دارد سپری کنید. هیبت و شکوه همان شکرگزاری سرشار از عشق برای لطف خداوند می باشد
10- از هرگونه بزرگنمایی و تغییر حقایق به منظور تاثیر گذاری بر دیگران پرهیز کنید. شاید این ویژگی در مورد یک کودک نشان دهنده زیرکی یا بانمک بودن او باشد اما در بزرگسالان نشان دهنده تکیه بر خود پسندی برای حفظ و بقای توهمات به شمار می آید. اصرار بر انجام این کار شما را از شناخت وجود متعالی تان باز می دارد. وجود برتر شما برای احساس اهمیت کردن در نظر دیگران نیاز به هیچ گونه بزرگنمایی ندارد
11- آگاه باشید که در جهان هوشمند ما هیچ رویدادی تصادفی به وقوع نمی پیوندد. هر چیزی که در مسیر زندگی سر راه شما قرار می گیرد نکته ای برای آموختن است. به هر کس و هر چیز که در مسیر زندگی با آن برخورد می کنید ارج نهید
12- عشق کمترین تجربه تهدید کننده در جهان به شمار می آید. عشق چیزی را طلب نمی کند. عشق برای بخشیدن, سهیم کردن دیگران و آسیب پذیر بودن از شما دعوت می کند در جالی که خداوند همچون راهنمایی درونی با عشقی نا محدود با شما ارتباط برقرار می سازد
13- بدانید هر کسی با هر ظرفیتی که در زندگی شما نقش دارد با ارزش است. انسان های خود رای و کوته فکر نیز به اندازه افرادی که شما را تشویق می کنند و از شما حمایت و پشتیبانی به عمل می آورند الهی هستند. انسان هایی که از آنها به عنوان افراد بد شانس یا شرور یاد می کنیم می توانند بزرگ ترین درس های زندگی را به ما بیاموزند
14- انرژی درونی خود را از زیبایی هایی که شما را احاطه کرده جذب کنید. وقتی چنین کاری را انجام می دهید این پذیرش انرژی تبدیل به منبع نیرومندی در زندگی شما می شود
15- بدانید که شما روحی همراه یک جسم هستید نه یک جسم به همراه روح. به خاطر داشته باشید که با ابزار سنجش دنیای مادی نمی توان روح را مشاهده و اندازه گیری کرد
16- سرشار از آرامش باشید. سکوت را حس کنید. به مراقبه بپردازید و به معنای واقعی به خداوند گوش بسپارید. در این صورت راه حل همه مشکلات از جمله مشکلات مربوط به روابط, امور مالی , سلامتی و یا خویشتن بینی را در وجود خود خواهید یافت
17- آگاه باشید که به معنای واقعی مجبور نیستسد بیشترین سعی خود را به کار گیرید. زیرا در این صورت جایی برای پیشرفت باقی نمی ماند. پس بهتر است به سادگی کاری را انجام دهید. از آن لذت ببرید و مشتاق آموختن باشید
18- خود را به خاطر اشتباه هایی که تا امروز انجام داده اید ببخشید. آنها را چون نکته های آموزشی در نظر بگیرید که سبب رشد و تعالی شما می شوند. خود را از هرگونه خشونت رها کنید و به خودتان تهمت نزنید. تصمیم بگیرید آزاد و رها باشید
19- به زیبایی های پیرامون خود مانند پرنده ای در حال پرواز, درخت در حال رشد, مادری که فرزند نوزادش را در آغوش دارد و زن و شوهر سالمندی که دست یکدیگر را گرفته اند ارج نهید. اجازه دهید انرژی عشق از سوی شما به سمت آنها جریان یابد و بازگشت آن را نیز احساس کنید. هر چه بیشتر انرژی عشق را از محیط پیرامون خود دریافت کنید بیشتر تقویت می شوید
20- در ذهن خود تصویر واضحی از آن چه دوست دارید در زندگیتان به وقوع بپیوندد مانند یک فرصت شغلی مناسب, رابطه عشقی جدید, ترک عادت و ... بسازید. تمرکز درونی خود را بر این تصویر متمرکز کنید و در حالی که این تصویر را در ذهن دارید از خود انرژی عشق ساطع نمایید. مطمئن باشید نتیجه چنین اقدامی ارزش تلاش کردن را دارد
21- هر گونه گفت و گوی درونی تگرار مبنی بر ترس و وحشت و غم و اندوه موجود در جهان را متوقف کنید. بدانید هر چیزی که اتفاق می افتد حتی آن بخش هایی که مورد علاقه شما نیست نیز کامل و بی عیب و نقص است. همه نظریه های شما در این باره که رویداد ها چگونه به وقوع بپیوندند عقیده های شما در این باره است که خداوند باید چگونه این موارد را هماهنگ کند
22- این حقیقت باستانی را بنویسید و در طول روز آن را تکرار کنید. وقتی شادی را برای خودتان تقاضا می کنید همیشه از شما می گریزد. وقتی شادی را برای دیگران تقاضا می کنید خودتان آن را خواهید یافت
23- اعتقاد درونی خود را گسترش دهید
24- تاریخچه شخصی زندگی را از آکاهی خود پاک و به طور کامل در زمان حال زندگی کنید. در حالی که پی می برید به آن زندگی یکنواخت همیشگی متکی نیستید, آزادی جدیدی نیز پیدا خواهید کرد
25- سعی کنید دشمنان را از افکار خود بیرون کنید. همان هوش جهانی که در وجود شما جریان دارد در وجود انسان های دیگر نیز در جریان است. وقتی آگاهید که با همه انسان ها پیوند خورده اید نمی توانید مفهوم ضربه زدن و آسیب رساندن به دیگران را درک کنید و احساس نفرت را کنار می گذارید
26- گفته های دیگران را مبنی بر اینکه کاری غیر ممکن یا غیر واقعی است کنار بگذارید. به خود آزادی و اختیار بدهید تا با خداوند درباره هر آنچه که ممکن است قراردادی دوباره امضا کنید. همه تردید های خود را درباره معجزه ها و انسان های معجزه گر بررسی کنید و این شک و تردید ها را با ویژگی پذیرش جایگزین سازید
27- به خود یاد آوری کنید که خداوند شما را در عشقی کامل, ابدی و تغییر ناپذیر آفریده است. جسم و ذهن شما تغییر می کند. پس با جسم و ذهن خود شناخته نمی شوید. شما همچون روحی که مظهر عشق ناب و خالص است آفریده شده اید. باید تمام توجه خود را بر ایننکته متمرکز سازید
28- ترس از عدم تایید را رها کنید. شما به تایید کسی نیاز ندارید. شما آفریده الهی خداوند هستید. وقتی بدانید ماموریتی معنوی دارید توجهی به نظریه های خوب دیگران نشان نمیدهید. به پیشرفت در مسیر هدفتان ادامه دهید
29- به خاطر بسپارید که گله و شکایت به آشوب و بلوا منجر می شود. در حالی که گفت و گو آرامش به وجود می آورد. اگر از کسی عصبانی هستید درباره احساسات آسیب دیده خود با آن شخص گفت و گو کنید. مهم نیست که این کار تا چه اندازه دشوار به نظر می آید
30- هر گونه اعتیاد, مانند اعتیاد به موادی همچون الکل, مواد مخدر, شکر و کافئین یا اعتیاد به مفاهیم ذهنی مانند اعتیاد به تایید دیگران, انجام کار های پرخطر و هوس رانی را ترک کنید. در تمامی این موارد خودخواهی شما فعال است. وقتی به سطحی از آگاهی می رسید که حضور خداوند را در درون خود احساس می کنید به عوامل بیرونی معتاد نمی شوید
31- بخشندگی و سخاوت را تمرین کنید. انسان هایی که با اشتیاق از دارایی و اموال خود به دیگران می بخشند اجباری به انجام این کار ندارند. آن ها از فضای معنوی خاصی سرچشمه گرفته اند که جذب خدمت کردن به دیگران و سهیم کردن آنها در دارایی ها و اموالشان میشوند. همه ما می توانیم برای خدمت به دیگران و برای خدمت به وجود برترمان چیزی ببخشیم
32- درباره کار های خداوند قضاوت و داوری نکنید. همه تند بادها, گردبادها, جرم و جنایت ها و فقر نیز مانند روزهای آفتابی, دریای صاف و آرام, مهربانی و کامیابی بخشی از طرح الهی زندگی هستند. آرزوی شما برای بهبود بخشیدن به این شرایط نیز بخشی از طرح الهی به شمار می آید. بنابراین به جای متمرکز شدن بر این که چرا بعضی از امور نامناسب و نادرست به نظر می رسند, بر بهبود بخشیدن به آنها متمرکز شوید
33- عادت های زندگی خود را از بین ببرید. گویی آنها را از پله ها پایین می فرستید. هر بار یک پله پایین تر قرار می دهید سعی کنید افکار شخصی و منفی را در همان زمان که به وجود می آیند در هر لحظه و یا هر روز متوقف سازید. به این ترتیب می توانید افکار منفی را با افکاری پاک و سالم جایگزین سازید
34- این حس را گسترش دهید که اگر عاملی برای یکی از انسان ها مخرب و ویرانگر باشد برای همه آنها مخرب و ویرانگر است. آگاه باشید که آن نیروی زندگی که در وجود شما جریان دارددر وجود هر کس دیگری نیز در جریان است. این آگاهی به شما انرژی سرشار از عشقی می بخشد که کمک می کند همه ما در کنار هم باشیم
35- به ندای باطن خود اعتماد و در سکوت تاکید کنید که از هم اکنون ماهیت واقعی خود را توصیف خواهید کرد و توصیف شما بر مبنای دانش درونی تان خواهد بود
36- نیاز حق به جانب بودن خود را مهار کنید. اگر به معنای واقعی بخواهید برای مهار خود بینی تلاش کنید سپس به سادگی , بدون بحث و جدل و بدون پند و نصیحت به کسی که چیزی به شما گفته است پاسخ می دهید. در حالی که این شیوه را نمرین می کنید خود بینی شما از بین رفته, روابط تان بهبود خواهد یافت
37- وقتی احساس می کنید مایلید به خاطر شرایطی که تجربه می کنید انسان دیگری را سرزنش نمایید, بی درنگ برای درسی که از شرایط دشوار می آموزید دعای شکر بخوانید. بدانید فقط شما چنین احساس دارید
38- به جای توجه به اشتباهات دیگران به اعمال و رفتار محبت آمیز آنها توجه کنید. همه ما ارواحی خوب, شایسته و سرشار از عشقی هستیم اما گاهی سر در گم می شویم. وقتی بتوانید بر خوبی های دیگران متمرکز شوید و آن را در ذهن تان حفظ کنید از طرف وجود برتر خود عمل می کنید
39- به خاطر داشته باشید اگر پیام هایی که در گذشته آموخته اید آرامش و شادی را به شما هدیه نمی کنند پس آنها را اشتباه دریافت کرده اید. از رها کردن عقیده های که به شما آرامش نمی بخشند نترسید
40- واژه هایی را که برای توصیف و بیان انتظارات خود استفاده می کنید تغییر دهید. به جای اینکه بگویید: شاید, اگر شانس بیاورم, احتمال دارد و یا هیچ کس نمی داند از عبارت هایی مانند: قطعا, حتما, و من میدانم که می توانم استفاده کنید. وقتی از واژه هایی استفاده می کنید که نشان می دهند شک و تردیدی ندارید زندگی خود را نیز به همین شیوه هدایت خواهید کرد
41- زندگی خود را ساده کنید, ساده کنید, ساده کنید. در اینصورت پی میبرید بسیاری از کالاهایی که در گدشته در جستجوی آنها بوده اید مانند پول بدون هیچ گونه پیگیری در زندگی شما پدیدار می شوند. این نکته یکی از قانون های وارونه و بزرگ در زندگی است: کمتر پیگیری کنید تا بیشتر دریافت نمایید
42- یکروز را در سکوت سپری کنید و هرگاه با انسان دیگری روبرو شدید واژه عشق را تکرار کنید. این تمران چنان تاثیر مثبتی دارد که شاید بخواهید در طول روز از آن به عنوان مانترایی برای بازگشت به سکوت استفاده کنید
43- هوشیار باشید که هیچ عاملی سریع تر از زمانی که فریب می خورید تا به بحث و کشمکش بپردازید نمی تواند احساس آشفتگی در وجود شما به بار آورد. شما همیشه بین بحث کردن و یا نکردن و بین مقابله کردن یا نکردن حق انتخاب دارید. روش آرام بخش را برگزینید
44- به جای لعن و نفرین کردن گذشته آن را مقدس و متبرک بدانید و خود را به طور کامل ببخشید. وقتی پی ببرید همه تجربه هایی که پشت سر گذاشته اید بخشی از طرح الهی زندگی شما بوده اند راحت تر می توانید خود را ببخشید
45- در حالی که کانون تمرکز خود را از خود بر می دارید گوش سپردن به دیگران را تمرین کنید. در حین گفت و گو بر آنچه طرف مقابل می گوید و بر آنچه احساس می کند متمرکز شوید. سپس با جمله ای جواب دهید که به جای ضمیر من با ضمیر شما آغاز می شود
46- با فراموش کردن آنچه در گذشته به وقوع پیوسته عشق و شکیبایی خود را ابراز کنید. از این که با ارایه چند مثال از گذشته به اشتباهات عقاید دیگران اشاره نمایید و آنها را اشتباه بدانید به شدت خودداری کنید. آرزوی خود را برای برنده بودن به دست فراموشی بسپارید و اشتیاق خود را برای ایجاد ارتباط افزایش دهید
47- سعی کنید این مفهوم را درک کنید که باور ها سد راه شما می شوند در حالی که علم و دانش به شما توانایی می بخشد. عقیده فقط نظریه ای ذهنی است که به طور مثال به وسیله مادرتان به شما نسبت داده می شود. دانش بر سلول های وجود شما نقش می بندد بنابراین بدون هیچ گونه شک و تردیدی در وجود شما ساکن است
48- با چند لحظه سکوت ژرف و پر از تفکر از سرعت زندگی خود بکاهید به این معنی که هیچ کاری انجام ندهید. در این لحظه ها به جسم خود و به همه جهان مادی ارج نهید. به امواج شادی که در درونتان حس می کنید توجه نمایید
49- به خاطر داشته باشید که هر اندیشه منفی درباره دیگران به خودتان باز می گردد. افکار منفی را با افکار مثبتجایگزین کنید. در نتیجه اعتماد به نفس و عزت نفس شما افزایش خواهد یافت
50- از افکارتان آگاه باشید و به خود یاد آوری کنید که حتی یک اندیشه ساده نیز نشان می دهد در تمامی اوقات نوعی انرژی نامریی در وجود شما جریان دارد
51- بدانید که کالاهای مادی نمی توانند برای شما آزادی به ارمغان آورند بلکه به رسیدگی بیشتر نیار دارند و شما را اسیر خود می کنند. این عقیده که می توان آزادی را به هر روشی خریداری کرد کاملا اشتباه است. این عقیده اشتباه به شما می گوید: فقط زمانی که به سطح مشخصی از امکانات مالی برسید آزادی به دست می آورید
52- این فکر را کنار بگذارید که شکست در یک رابطه سبب می شود انسانی شکست خورده باشید. هیچ رابطه شکست خورده ای وجود ندارد. هر انسانی که به زندگی شما وارد و سپس از آن خارج می شود درس هایی الهی برای در میان گذاشتن با شما دارد
53- آرام باش و بدان این چند واژه به شما کمک می کند تا تلاش های گذشته را درک کنید و به سعادت حضور داشتن در این لحظه و در این مکان پی ببرید. وقتی آرام هستید بیهوده بودن تلاش های پیوسته یا دنبال کردن دارایی های بیشتر را درک می کنید
54- هر روز به خود یادآوری کنید که برترین شیوه پرستش خداوند خدمت به بشریت است و فقط با این کارها سفر معنوی شما مشخص خواهد شد. مجبور نیستید دیگران را متقاعدکنید که مخلوق الهی هستید. این کار را در عمل انجام دهید. آگاهی درونی شما نسبت به شادی و سعادت پاداشی کافی برای اعمال شما خواهد بود
55- در لحظه های مهم و محرمانه با خداوند گفت و گو کنید. در این گفت و گو به جای تقاضا کردن, اشتیاقتان برای استفاده از تمام قدرت درونی خود جهت آفرینش راه حل ها نشان دهید
56- اگر در زندگی عاشق کسی هستید به او بگویید که چه احساس ی داریدحتی اگر از انجام این کار می ترسید با کنار گذاشتن ترس از صمیمیت, از وجود برتر, از روح سرشار از عشق خود دعوت می کنید تا جایگزین روش های عاری از محبت, ترس های ناشی از خودبینی شود
57- سعی کنید اهداف شغلی خود را تغییر دهید. به جای در نظر گرفتن هدف های شخصی, شغل خود را نوعی رسالت در نظر بگیرید. از استعداد و علاقه های ویژه خود برای به ثمر رساندن رسالت تان استفاده کنید. زندگی شما نیز نسبت به موضوع فراوانی دستخوش تغییر و تحول می شود و احساس می کنید که دارای هدف هستید
58- تمام نظراتی را که شما را مطمئن می سازند بی کفایت هستید و کمبود بسیاری در زندگی دارید کنار بگذارید. گنجه قدیمی اعتقادات خود را نسبت به آنچه که می توانید و نمی توانید انجام دهید تخلیه کنید. هم اکنون و در این لحظه پذیرش داشته باشید. فقط پذیرش داشته باشید
59- مسئولیت همه رویداد هایی را که در زندگی شما به وقوع می پیوندند به عهده بگیرید. وقتی به خازر شرایطی که تجربه می کنید به سرزنش عاملی خارج از خود می پردازید در حقیقت مهار زندگی را به آن پدیده خارجی می سپارید. وقتی سرزنش کردن را کنار می گذارید و به درونتان سفر می کنید همیشه آنچه را که نیاز دارید خواهید یافت
60- از دارایی خود بیشتر ببخشید و در مقابل مقدار کمتری تقاضا کنید. وقتی خدمت به دیگران برای شما در اولویت قرار می گیرد هر روز از جهان می پرسید: چطور می توانم خدمت کنم؟
61- اگر میل دارید تا درباره ظاهر کسی به قضاوت بپردازید در همان لحظه به افکارتان توجه کنید و آنها را بر کمال خداوندی که در وجود آن شخص قرار دارد متمرکز سازید
62- توجه بیش از حد به سرگرمی های سطحی زندگی را متوقف کنید. بیامزید تا با درون خود هماهنگ شوید و به سطوح برتر آگاهی برسید. شما باید با این بخش از وجودتان آشنا شوید و انرژی روح سر شار از عشق را که بخشی از وجود شماست باور کنید
63- بدانید که ماهیت واقعی شما با نام شغل و یا شمار بیمه تامین اجتماعی تعیین نمی شود. شما بدون توجه به آنچه انجام داده یا در انجامش شکست خورده اید بدون توجه به خانواده ای که در آن پرورش یافته اید و یا برچسب هایی که به شما زده شده است نوری ابدی و الهی هستید. در نظر خداوند شما مقدس و متبرک هستید و برای منظور و هدفی آفریده شده اید
64- از خود ستایی بپرهیزید. به جای جذابیت داشتن سعی کنید جذب شوید. شنونده خوبی باشید. کسی که به موفقیت ها و فعالیت های دیگران علاقه مند است و نیازی ندارد تا داستان شخصی خود را غیر طبیعی جلوه دهد
65- بدانید که شما مخلوقی جاودان و دارای هدف هستید. بدون نیاز به مکمل و اطمینان یافتن از موضوع که تافته جدا بافته هستید. آرام و مطمئن باشید. همه ما آفریده های خداوند هستیم. هیچ کس بر دیگری برتری ندارد. هیچ کس از درگاه الهی رانده نمی شود. همه ما یگانه ایم
66- وقتی چیزی شما را آزار می دهد با صدای بلند به خودتان بگویید: من از آنچه آزارم می دهد برتر هستم. فقط با این جمله ساده و تاکید این نکته که فراتر از مخزنی برای پذیرش رنج و عذلب هستید اجازه نمی دهید آن رنج و عذاب ها در زندگی روزمره شما شایع شود
67- به خاطر داشته باشید هر آنچه را که در زندگی می خواهید بدانید و به دست آورید امکان پذیر است به شرط آنکه به معنای واقعی آماده باشید تا برای آشکار کردن آن خواسته ها به نیروی درونی خود توکل کنید سر انجام پی می برید که استادانی مناسب برای شما از راه می رسند و در مسیر صحیح هدایت خواهید شد
68- هر عاملی را که سبب رنجش شما می شود بررسی کنید و ببینید آیا می توانید خود بینی را از این تصور خارج کنید یا نه؟ وقتی رنجیده می شوید به معنای واقغی این گونه می اندیشید: چنین چیزی وحشتناک است. خدا چطور اجازه چنین کاری را داد؟ خود بینی را کنار بگذارید و در مسیر هدفی که برای آن آفریده شده اید جرکت کنید. نیازی به جنگ و ستیز نیست
69- هر گونه اندیشه مبنی بر داوری نسبت به دیگران را از ذهن خود پاک کنید. وقتی از عادت خود به قضاوت کردن آگاه می شوید, هنگام بروز اندیشه های قضاوت گونه به روح سرشار از عشق موجود در درون خود مراجعه می کنید
70- از دستور دادن به افرادی که کوچک تر , جوان تر یا کم سواد تر از شما هستند پرهیز کنید. همه ما در مراحل مختلف سفر معنوی خود هستیم. اما هیچ یک از ما از دیگری برتر نیست. ما فقط با یکدیگر تفاوت داریم
71- مقابل آیینه بایستید. به تصویر خود نگاه کنید و با صدای بلند بگویید: من عاشق تو هستم. برای تو ارزش بسیار قائلم. من می دانم تو فراتر از آن چیزی هستی که به آن می نگرم. سرانجام به ماورای جسم فیزیکی خود سفر می کنید و بیشتر افکار مزاحم مربوط به دفاع از خود و یا تلاش برای اثبات ارزش وجودی خود را از بین می برید
72- به جای اینکه پیوسته با اعضای خانواده و دوستان نزدیک خود درباره موضوعی بحث کنید سعی کنید نیروی خود بینی را نیز برای دستیابی به نگرشی آرامش بخش صرف نمایید. کافی است چند لحظه مکث کنید و پی ببرید که آرامش داشتن چه احساس خوشایندی به انسان می بخشد
73- جز تردید و هراس هیچ چیز نمی تواند میان انسان و بزرگترین آرمان ها یا مراد دلش فاصله ایجاد کند
74- اگر کسی موفقیت بطلبد اما اوضاع را برای شکست آماده کند دچار همان وضعی خواهد شد که برای آن تدارک دیده
75- درست هنگامی که انسان کوچکترین از آنچه طلبیده است نمی بیند باید برای آن تدارک ببیند
76- اغلب پیش از موفقیتی بزرگ اندیشه های عذاب دهنده می آیند
77- انسان تنها آن چیزی را می تواند به دست آورد که خود را در حال ستاندن آن ببیند
78- معمولا درست پیش از کامیابی عظیم دلسردی و شکست ظاهری از راه می رسد
79- به دلیل قدرت تموجی و نفوذ طیفی کلام هر آنچه آدمی بر زبان آورد همان را به سوی خود جذب خواهد کرد
80- تنها به سه منطور جرات کنید کلامتان را به کار ببرید: برای طلب شفا و برکت و سعادت
81- هر آنچه آدمی درباره دیگران بگوید درباره او خواهند گفت
82- هر آنچه آدمی برای دیگری آرزو کند همانا برای خود آرزو کرده است
83- در دل هر چیز هوشی نامرئی وجود دارد. شما می توانید با آن ارتباط برقرار سازید و زندگی سرشار از سعادتی را برای خود بیافرینید
84- به جای توجه به دنیای مادی و هر آنچه در آن است باید به آنچه که هستید و دلیل حضورتان در این جهان توجه کنید. سفر مقدس شما به این منظور رقم زده شده است
85- از امروز شروع کنید اسباب و وسایلتان را کم کنید. در این صورت انرژی کمتری را صرف جمع آوری, بیمه, نقل مکان, نظافت و غیره می کنید. هر چه کمتر به دارایی های خود وابسته باشید و بیشتر بتوانید آن ها را بدون قید و شرط با دیگران قسمت کنید زندگی آرامتری خواهید داشت
86- به جای خوشنود کردن دیگران با نقش بازی کردنسعی کنید از آنچه هستید راضی و خوشنود باشید. با خود بگویید: من همینم که هستم و تا زمانی که در جریان زندگی ام به کسی آسیب نمی رسانم اوضاع بر وفق مراد است
87- به خاطر داشته باشید به هر موضوعی که بیاندیشید آن موضوع گسترش می یابد. شما قدرتی دارید که با آن می توانید دنیای درونی خود را در جهتی که می خواهید و یا بر ضد خود به جریان اندازید. پس از آن برای آفرینش تصویر هایی از سعادت و خوشبختی استفاده کنید که می خواهید در دنیای مادی به وقوع بپیوندند. سرانجام برای ساختن طرح کلی زندگی روزمره خود به این سعادت درونی مراجعه خواهید کرد
88- این عقیده را رها کنید که: هر چه بیشتر داشته باشم بهتر است. چنین نظری ما را همواره در قلمروی مادی نگه می دارد. می توانید این عقیده را با آرامش درونی جایگزین کنید و برای برخورداری از این آرامش نیازی ندارید که ثروت بیشتری داشته باشید
89- به دامن طبیعت پناه ببرید. زمانی را در جنگل سپری کنید. کوه پیمایی کنید. در علفزار ها قدم بزنید و یا با پای برهنه در ساحل راه بروید. وقتی زمانی را به بهره بردن از زیبایی های طبیعت اختصاص می دهید این اعتقاد را کنار می گذارید که برای کامل بودن به کالاهای مادی بیشتری نیاز دارید
90- گرایش های عیب جویانه و انتقادی را کنار بگذارید. آگاه باشید که خودتان خالق زندگی خویش هستید و روحی سرشار از عشق و محبت در وجود شما قرار دارد. اعتماد به نفس سبب می شود بر عادت زشت سرزنش کردن غلبه کنید
91- به مهم ترین رهنمودی که از دنیای معنویت به ما داده شده است معتقد و وفادار بمانید: همسایه ات را نیز به اندازه خودت دوست بدار. این رهنمود را هر روز تگرار کنید
92- زاویه دید خود را وسعت بخشید
93- نگران آینده نباشید و همه امور را به خداوند بسپارید. به جای نگرانی برای آینده سعی کنید از امروز خود بیشتر لذت ببرید. وقتی نگران پیامد کاری هستید بسیار دشوار است تا آن کار را به ثمر برسانید. وقتی آرامش دارید کارآمد و شایسته هستید و به شما الهام می شود
94- یاد بگیرید به دیگران فرصت بدهید که خودشان به مشکلاتشان رسیدگی کنند. خود بزرگ بینی شما را وادار می کند تا دخالت کنید در حالی که وجود برتر شما می خواهد آرامش و هماهنگی را تجربه کنید. راه دوم را برگزینید
95- این جمله تاکیدی را درهر کجا که می توانید قرا دهید: در دنیای من هیچ اشتباهی به وقوع نمی پیوندد. هر روز به این جمله نگاه کنید و اجازه دهید به شما یاد آوری کند که هر رویدادی در زندگی شما بر اساس نظم الهی به وقوع می پیوندد و دارای نکته ای برای آموختن است
96- از افکار و اندیشه ها و ساختار گفت و گوی درونی خود آگاه باشید. تکرار هر اندیشه ای که با سرشت ابدی و الهی شما سازگاری ندارد مانع می شود تا زندگی کامل و شادی بخشی که شایستگی اش را دارید تجربه کنید
97- برای مهار خودبینی تان تلاش کنید. هر گاه به طور پیوسته از ضمیر من استفاده می کنید به خود گوشزد کنید و به این وسیله کانون توجه را از خود بردارید. هر چه کمتر از ضمیر من استفاده کنید آزادی شخصی بیشتری را احساس خواهید کرد
98- شما روحی ابدی و فنا ناپذیر هستید. اگر خود را به صورت آفریده های معنوی بدون هر گونه برچسبی ببینید در حقیقت روشی برای دگرگونی جهان و رسیدن به جایگاهی مقدس را انتخاب کرده اید
99- اگر درگیر هر گونه رفتار اعتیاد گونه هستید موثرترین شیوه برای ترک آن این است که به وجود متعالی خود مراجعه کنید و آن مشکل را به خداوند بسپارید. درست متوج شده اید. فقط آن مشکل را رها کنید. مشکل خود را رها کنید و بدانید متعالی ترین نیروی جهان در وجود شما قرار دارد
100- هر گونه احساس گناه , ترس و وحشت را رها کنید و آنها را با عشق, بخشش و مهربانی جایگزین سازید. اگر برای کاری که در گذشته انجام داده اید احساس گناه می کنید به خودتان یاد آوری کنید که با این کار در حقیقت آشوب و بلوا را به زندگی خود فرا می خوانید. با بخشیدن خود هر گونه احساس گناه را کنار بگذارید و عهد کنید که در آینده هرگز آن عمل را تکرار نکنید
101- این حقیقت را بپذیرید که جسم شما می میرد اما روح تان ابدی و فنا ناپذیر است. وقتی یکی از نزدیکان شما از دنیا می رود این حقیقت را به خاطر آورید و از گفتن این جمله بپرهیزید که: او نباید این گونه از دنیا می رفت. شما می توانید این موضوع را رها کنید یا می توانید غصه بخورید. اتخاب با شماست
102- سعی کنید هر روز بدون هرگونه سرزنشی شاهد رفتار دیگران باشید. هرگونه قضاوت و داوری شما را از هدفتان یعنی رسیدن به آرامش دور می کندو. به خاطر داشته باشید با قضاوت کردن درباره دیگران به توصیف آنها نمی پردازید بلکه خود را در جایگاه انسانی که نیاز دارد قضاوت کند معرفی می کنید
103- هر روز حتی برای چند لحظه پناهگاهی دنج و خلوت را به خود هدیه کنید. به آن آگاهی متعالی باز گردید. هرگونه گفت و گوی درونی را متوقف سازید و بدانید که این شیوه کلید دستیابی به آرامش را در اختیار شما قرار می دهد
104- وقتی بین حق به جانب بودن و مهربانی حق انتخاب دارید همیشه مهربان بودن را برگزینید. به خاطر داشته باشید که در تمام کنش و واکنش های روزمره خود این حق انتخاب را دارید
105- عشق را در زندگی کانون تمرکز قرار دهید. به این ترتیب انتظار ندارید دیگران به رفتار سرشار از عشق شما واکنشی مشابه نشان دهند. وجود برترتان از شما دعوتم کند که بدون هیچ گونه چشم داشتی خدمت کنید و ببخشید
106- هرگونه پیشداوری را ترک کنید. پیشداوری نشان می دهد که ذهن خود را همچون فضایی خالی برای اندیشه ها و نظریه های دیگران تلقی می کنید. چاره از بین بردن پیشداوری ها و افکار زهر آگین نیز این است که خود بینی را کناربگذارید و به وجود برتر خود گوش بسپارید. سرانجام پی خواهید برد که در نظر خداوند هیچ انسانی روی این کره خاکی بر دیگری برتری ندارد و هیچ انسانی نیز از درگاه او رانده نمی شود
107- سعی کنید به خاطر عملکرد و یا احساسی موفقیت آمیز خود را با دیگران مقایسه نکنید. در این صورت به این نظریه اشتباه دامن میزنید که خداوند بین بندگانش تفاوت قائل می شود و زمانی که از کسی جلوتر هستید پس انسان بهتری خواهید بود
108- عشق بهترین راه حل برای از بین بردن ترس و تردید است. بنابراین در لحظه ای که ترس و تردید را احساس می کنید کمی عشق نثار وجود خود کنید و به خود یادآوری نمایید که مخلوقی مقدس هستید
109- چند قدم به عقب برگردید و ورود و خروج اندیشه ها را به ذهن خود مشاهده کنید. به این ترتیب توانایی خود را برای این که فقط شاهد افکارتان باشید افزایش می دهید. مشاهده جریان افکار ذهن را آرام می کند و این آرامش به مرحله ای می رسد که می توانید خداوند را حس کنید
110- شما نمی توانید گذشته بهتری را برای خود بسازید پس این عقیده را هم اکنون کنار بگذارید. آنچه را که می دانستید چگونه انجام دهید انجام داده اید و شرایط خاصی به زندگی خود بخشیده اید. به جای زیاده روی در احساس ندامت و پشیمانی افکار خود را بر عشق متمرکز سازید و اجازه دهید تا اعمال و رفتار شما از آن عشق سرچشمه بگیرد
111- این نظریه را کنار بگذارید که با آنچه انجام می دهید شناخته می شوید. این نکته در علم منطق را به خاطر بسپارید: اگر با آنچه انجام می دهید شناخته می شوید گس وقتی کاری انجام نمی دهید وجود ندارید
112- وقتی مشکلی دارید اجازه دهید تا وجود متعالی ترتان شما را راهنمایی کند. جمله ای را برای خود بسازید و آن را در سکوت تکرار کنید. برای نمونه به خودتان بگویید: لطفا برایم تصمیم بگیر. من این مشکل را به تو می سپارم. شاید این کار نشان دهنده شانه خالی کردن از پذیرش مسئولیت باشد اما در بسیاری از مشکلات زندگی این شیوه را مفید و گر فایده یافتم
113- به خاطر داشته باشید که به این منظور آفریده شده اید که عشق بورزید و مورد عشق و محبت قرار بگیرید. وقتی بر این اندیشه متمرکز می شوید به نظر می رسد که همه چیز در زندگی شما آسانتر جریان می یابد
كساني خوشبخت هستند كه فكر و انديشه شان بسوي چيزي غير از خوشبختي خودشان است. (استوارت ميل)
آرزو دارم روزي اين حقيقت به واقعيت مبدل شود كه همهي انسانها برابرند. (مارتين لوتركينگ)
بهتر است روي پاي خود بميري تا روي زانوهايت زندگي كني. (رودي)
قطعاً خاك و كود لازم است تا گل سرخ برويد. اما گل سرخ نه خاك است و نه كود (پونگ)
بر روي زمين چيزي بزرگتر از انسان نيست و درانسان چيزي بزرگتر از فكر او.. (هميلتون)
عمر آنقدر كوتاه است كه نميارزد آدم حقير و كوچك بماند. (ديزرائيلي)
چيزي ساده تر از بزرگي نيست آري ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)
به نتيجه رسيدن امور مهم ، اغلب به انجام يافتن يا نيافتن امري به ظاهر كوچك بستگي دارد. (چارديني)
آنكه خود را به امور كوچك سرگرم ميكند چه بسا كه تواناي كارهاي بزرگ را ندارد. (لاروشفوكو)
اگر طالب زندگي سالم و بالندگي روح مي باشيم بايد به حقيقت عشق بورزيم. (اسكات پك)
زندگي بسيار مسحور كننده است فقط بايد با عينك مناسبي به آن نگريست. (دوما)
دوست داشتن انسانها به معناي دوست داشتن خود به اندازه ي ديگري است. (اسكات پك)
عشق يعني اراده به توسعه خود با ديگري در جهت ارتقاي رشد دومي. (اسكات پك)
ما ديگران را فقط تا آن قسمت از جاده كه خود پيمودهايم ميتوانيم هدايت كنيم. (اسكات پك)
جهان هر كس به اندازه ي وسعت فكر اوست. (محمد حجازي)
هنر كليد فهم زندگي است. (اسكار وايلد)
تغيير دهندگان اثر گذار در جهان كساني هستند كه بر خلاف جريان شنا ميكنند. (والترنيس)
اگر زيبايي را آواز سر دهي ، حتي در تنهايي بيابان ، گوش شنوا خواهي يافت. (خليل جبران)
روند رشد، پيچيده و پر زحمت است و در درازاي عمر ادامه دارد. (اسكات پك)
در جستجوي نور باش، نور را مييابي. (آرنت)
براي آنكه كاري امكانپذير گردد ديدگان ديگري لازم است، ديدگاني نو. (يونگ)
شب آنگاه زيباست كه نور را باور داشته باشيم. (دوروستان)
آدمي ساختهي افكار خويش است فردا همان خواهد شد كه امروز ميانديشيده است. (مترلينگ)
اگر دريچه هاي ادراك پاک بودند،انسان همه چيز را همان گونه كه هست ميديد:بيانتها. (بليك)
برده يك ارباب دارد اما جاهطلب به تعداد افرادي كه به او كمك ميكنند. (بردير فرانسوي)
هيچ وقت به گمان اينكه وقت داريد ننشينيد زيرا در عمل خواهيد ديد كه هميشه وقت كم و كوتاه است. (فرانكلين)
نبايد از خسته بودن خود شرمنده باشي بلكه فقط بايد سعي كني خسته کننده نباشي. (هيلزهام)
هر قدر به طبيعت نزديك شوي ، زندگاني شايسته تري را پيدا ميكني. (نيما يوشيج)
اگر زماني دراز به اعماق نگاه كني آنگاه اعماق هم به درون تو نظر مياندازند. (نيچه)
زيبائي در فرا رفتن از روزمرهگيهاست. (ورنر هفته)
براي كسي كه شگفتزدهي خود نيست معجزهاي وجود ندارد. (اشنباخ)
تفكر در باب خوشبختي ، عشق ، آزادي ، عدالت ، خوبي و بدي، تفكر دربارهي پرسشهاييست كه بنياد هستي ما را دگرگون ميكند. (ادگارمون)
«عقلانيت باز» آن عقلانيتي است كه فراموش نميكند كه «يكي» در «چند» است و «چند» در «يكي». (ادگارمون)
آرامش،زن دلانگيزي است كه در نزديكي دانايي منزل دارد. (اپيكارموس)
هيچ چيزدر زير خورشيد زيباتر از بودن در زير خورشيد نيست. (باخمن)
تنها آرامش و سكوت سرچشمهي نيروي لايزال است. (داستايوفسكي)
با عشق،زمان فراموش مي شود و با زمان هم عشق.
علت هر شكستي،عمل كردن بدون فكر است. (الكسمكنزي)
من تنها يك چيز ميدانم و آن اينكه هيچ نميدانم. (سقراط)
بیچاره درخت بید معلوم نیست این همه سال پای لرز کدام خربزه ایستاده است !
بازي زندگي اوني نيست كه تاس خوب بياري، اينه كه تاس بد رو خوب بازي كني ...!
خداواندا تقديرم را زيبا بنويس. کمك كن آنچه تو زود ميخواهي من دير نخواهم و آنچه و دير ميخواهي من زود نخواهم. (دكتر علي شريعتي )
بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی. (نلسون ماندلا )
سه جور دوستت دارم: این جوری ، اون جوری ، بد جوری
دلم در دیدن رویت همیشه میکن فریاد
بیاد اولین روزی که مهرت بر دلم افتاد
فکر کردی پیامک زدم کارم پیشت لنگه، یا دستم زیر سنگه، نه خیر، دلم برات تنگه .
هواشناسی گفت برف باعث یخ زدن گل ها شده پیامک زدم ببینم گل من حالش چطوره .
باز دلم یاد شما میکند
یاد همان لطف و صفا میکند
این دل بی کینه همیشه تو را
بر سر سجاده دعا می کند .
سکوت بهترین تفسیر دوست داشتن است مهم با هم بودن نیست به یاد هم بودن است .
کاش بودم تک درختی در میان قلب تو
تا وجودم ریشه میکرد از محبت های تو .
با خون غم نوشتم غربت مکان ما نیست
از یاد بردن دوست هرگز مرام ما نیست
من و تو از تبار بی کسانیم
در این غوغا چه کس را کس بدانیم
کسی نشنیده فریاد کمک را
کمک کن تا برای هم بمانیم
مرداب برای بدست آوردن نیلوفر سالها می خوابه تا آرامش نیلوفر به هم نخوره ، پس اگه کسی رو دوست داری برای داشتنش صبر کن
دفتری گر بنویسیم ز خوبان جهان
تو به سر دفتر خوبان جهان فهرستی
فقط کسی طعم دلتنگی را می فهمد که طعم وابسگی را چشیده باشد
دلتنگتم!!!
همیشه تو قلبمی اگه حوصلت سر رفت بگو بذارمت رو چشمام
وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده. (چارلي چاپلين)
عقل رادر عقل (ضرب) وهمدلي وعشق راباحاصل آن (جمع) كنيد خودپرستي را از آن (تفريق) و حاصلش رابر دوكه (تقسيم) كنيد آنچه (مي ماند) فقط (خوشبختي) است.
در ذهن اگر نيافرينمت ميميرم
از شاخه اگر نچينمت مي ميرم
اى عادت چشمان كم حوصله ام
يك لحظه اگر نبينمت مى ميرم
هندونه بده قاچ كنيم
لوپتو بده ماچ كنيم
من يک ليوان چاي داغ رو به تو ترجيح مي دم . چون چاي فقط زبونم رو مي سوزونه . ولي تو دلمو
بسی رنج بردم در این سال سی"
نشد خر برای عروسی، کسی!!
با تشکر از گروه های مارشال مدرن و شیرازیا و مجله روزانه مبین
به نام خدایی که هستی را با مرگ ، دوستی رابی رنگ ، زندگی را با رنگ ،عشق را رنگارنگ ، رنگین کمان را هفت رنگ ، شاپرک را صد رنگ ...و من را دلتنگ دوستان آفرید
و به نامه آنکه آفريد مرا تا دوست بدارم ترا بی آنکه بدانم چرا...
از همانجا كه ايستادي شروع كن و غم گذشته را مخور در آغازي نوين ،گذشته ياريگر تو نخواهد بود اگربالاخره توانسته اي آن را پشت سر بگذاري ، چرا غم ؟ كافي است . تو از پس آن بر آمده و پشت سرش نهادهاي
اين فصلي تازه در كتاب زندگي است مسابقهاي ديگر كه بايد برايش نقشه بكشي به روزهاي رفته نگاهي دوباره ميانداز از همانجا كه ايستاده اي آغاز كن
دنيا به شكستهاي پيشين تواهميتي نمي دهد، اگر از نو آغاز كني و كامياب گردي، ” آينده ” از آن تو است و زمان در گذر است پس بسيار كارها بايد! و تلاش و كوشش فراوان
افسوسهاي مدفون و نوميديهاي مرده را فراموش كن اكنون مبارزهاي آشكار و تازه در پيش روست آينده از آن كسي است كه مي كوشد و شهامت دارد از همان جا كه ايستاده اي شروع كن
شكستهاي پيشين درنگ نخواهند كرد و پيروزيهاي گذشته كمك تو خواهند بود آنچه امروز مهم است ، فردا به سادگي به دست خواهد آمد مبارزه را بپذير و بي باكانه با آن روبرو شو و گذشته را به تاريخ كهن بسپار
گذشته ها گذشته و ديروز مرده است تو را با آن نه دعا كنند و نه نفرين مرد ! جرأت داشته باش. شجاع باش و به پيش برو از همانجا كه ايستاده اي ، آغاز كن
برتون برلي (1966-1882)
يک درجه بيشتر
212 درجه فارنهایت = 100 درجه سانتیگرا د
وقتی تو یک درجه حرارت بیشتر به آب میدی باعث تفاوتی میشی . که همون تبدیل شدن آب گرم به بخار هست که میتونه قدرت و انرژی جرکت یک ماشین رو فراهم کنه یک فرایند زیبا و نه چندان پیچیده که باعث میشه بفهمیم که هر کاری رو قادریم انجام بدیم ..
رازی برای موفقیت وجود نداره . همه چیز به طور غریزی در ما وجود داره . موفقیت در هرچیزی یک اصل اساسی داره : تـــــــــــــــــــــــــلاش
و در بیشتر موارد برای رسیدن به نتایج چشمگیرتر به تلاش بیشتری نیاز داریم که در واقع همون اضافه کردن یک درجه به حرارت هست .
در 212 درجه فارنهایت آب گرم است . در 212 درجه فارنهایت آب به جوش می آید . و تبدیل به بخار می شود . و بخار است که میتواند یک لوکوموتیو با به حرکت در آورد. یک درجه ی اضافه . باعث مقدار زیادی تغییر می شود و یک درجه تلاش بیشتر در کار و زندگی . خوب را تبدیل به عـــــــــــــــالی خواهد کرد .
اختلاف متوسط برای پیروز شدن در تمامی مسا بقات مهم 25 سال گذشته( در ورزش گلف) کمتر از 3 ضربه بوده است
اختلاف بین کسی که در مسابقات المپیک مدال طلا می گیره و ورزشکاری که هیچ مدالی نصیبش نمی شه خیلی کم و ناچیز هست در المپیک 2004 در مسابقات دوی 800 متر مردان اختلاف تنها 71 صدم ثانیه بود .
در مسابقات اتومبیلرانی 500 مایل ایندیانا پولیس (که یک مسابقه بسیار معتبر انومبیلرانی است) اختلاف بین نفر برنده و بازنده در 10 سال گذشته به طور متوسط 1.54 ثانیه بوده است نفر اول برنده ی1.278.813 دلارو نفر دوم 621.321 دلار ..یعنی تفاوت معادل 657.492 دلار (فقط به خاطر 1.54 ثانیه)
این زندگی توست. و تو مسئولی برای نتایجی که به دست می آوری برای بدست آوردن چیز هایی که هیچ زمانی نداشتیم . باید کارهایی انجام بدیم که تابحال انجام نداده ایم .
تنها چیزی که بین یک انسان و خواسته اش در زندگی وجود داره اراده ای است که باعث میشه تلاش کنه و ایمان و باور این که هر چیزی امکان پذیره .
یکی از زیباترین موازنه های زندگی اینه که ما هیچوقت نمیتونیم به کسی کمک کنیم قبل از این که اول به خودمون کمک کنیم ومراقب خودمون باشیم .
داشتن یک هدف تعریف شده و مشخص و تمرکز روی اون باعث بوجود آمدن تصورات زیبا و الهامات و شور و هیجان برای رسیدن به اون میشه مث نور یه فانوس دریایی که مه رو در شب می شکافه
استقامت حتما نباید در یک مسابقه طولانی و دوره های بلند مدت باشه میتونه به دوره های کوتاه تر تقسیم بشه و استقامت در تک تک این مقاطع باشه . یکی به دنبال دیگری .
ادیسون گفته خیلی از شکست های زندگی زمانی اتفاق میافته که اشخاص نمیدونستن چقدر به موفقیت نزدیک بودن زمانی که از تلاش ناامید شدن و دست کشیدن (شاید بشه گفت فقط یه درجه حرارت و تلاش بیشتر میتونست اونا رو به اون چیزی که میخواستند برسونه).
اینچ ها و سانتیمتر ها هستن که باعث میشن یه نفر قهرمان بشه
میدونین چرا آدمها وقتی بزرگ می شن با خودکار می نویسن؟ چون اگه غلط بنویسن دیگه نتونن پاکش کنن. ولی می دونین اعتقاد من چیه؟ این که : ماهی رو هر موقع از آب بگیری تازه است. به هر اشتباهی میشه فرصت داد به شرطی که دیگه اون اشتباه دوباره تکرار نشه زندگی رو با مداد بنویس و هر جا که لازم باشه پاکش کن و اشتباهت رو جبران کن میتونی این کار رو بکنی فقط حواست باشه زیاد پاک نکنی که کاغذ زندگیت پاره بشه. این مهمه. یادت نره یک لحظه می تونه سرنوشت و آینده رو عوض کنه فقط یک لحظه. تمام آینده به همین یک لحظه و تصمیم وابسته است.
هنگامی که درگیر یک رسوایی می شوی ، در می یابی دوستان واقعی ات چه کسانی هستند .
(( الیزابت تیلور ))
بهترين آهنگ زندگي من تپش قلب توست و قشنگترين روزم روز ديدار توست.
آسمون به ماه ميگه:عشق يعني چه؟
ماه ميگه:يعني بودن در آغوش تو
ماه ميگه:تو بگو عشق يعني چه؟
آسمون ميگه:انتظار ديدين تو
تازگيا طلا شدي
گم شدي كيميا شدي
ديگه پيامک نمي زني
عين غريبه ها شدي
عاشقان را عشق فرمان می دهد. لوتیان را معرفت... مخلصیم با معرفت ... !
قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق مرا در خود کشیدی برمودای من !!!
ای دوست به جز عشق تو در سر من هوسی نیست
جز نقش تو بر صفحه ی دل نقش کسی نیست
بهترین لحظه، لحظه ایست که فکر کنی فراموشت کردم، بعد ۱ پيامک از طرف من بیاد که توش نوشته میمیرم برات !
یادته بهت گفتم که خشت دیوار دلتم، تو هم منو شکستی. ولی اشکالی نداره، حالا خاک زیر پاتم !
با تو از خاطرهها سرشارم
با تو تا آخر شب بیدارم
عشق من دست تو یعنی خورشید
گرمی دست تو را کم دارم .
قاب عکستو زدم جای ساعت دیواری از اون موقع به بعد تو شدی تموم لحظه هام .
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر است ...
هر کی اومد پیش من یه ذره جاتو نگرفت
هیچ ادایی جای اون نازو اداتو نگرفت
پیش هر نقاشی رفتم تو رو نقاشی کنه
روی هر بومی زدم رنگ چشاتو نگرفت...
حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد و کتاب هایی نیز هست برای ننوشتن و من اکنون رسیدهام به آغاز چنین کتابی...
مهم نیست ولنتاین یا سپندار مذگان هر دوبهانه اند برای اینکه به تو بگویم بیبهانه دوستت دارم
شبی از شبها تو به من گفتی که شب باش: من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به امیدی که تو فانوس شب من باشی
مهر یه چیزیه مهربونی یه چیز دیگه، عشق یه چیزیه عاشق شدن یه چیز دیگه، قلب و دل یه چیزیه اما توی قلب تو جا شدن یه چیز دیگه
آسمونتم می توانی همیشه بارونو تو چشمام ببینی. زمین مال زمین خوارها ،فضا مال فضا پیماها ، فقط تو مال من
همه زندگی فقط ۳روزه : اومدن - بودن - رفتن . من خودم نخواستم بیام ولی خودم می خوام که باشم اونم فقط به خاطره تو وقتی هم که دیگه نباشی منم میرم
زندگی زیباست زشتیهای آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست!
زندگی آب روانی است روان میگذرد. آنچه تقدیر من و توست همان میگذرد
گفتی که دنیا را پر از غم دوست داری
پس مطمئن هستم مرا هم دوست داری
گفتی نمیخواهی ببارم عشق اما
شعر غریبی را که گفتم دوست داری
باز در کلبه ی عشق عکس تو مرا ابری کرد
عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک چشم مرا جاری کرد
روز اول شوخی شوخی جدی شد شوخیترین جدی عمرم دوست داشتن تو بود و جدیترین شوخی عمرم از دست دادن تو
من بیتو یک بوسه ی فراموش شده ام؛ یک شعر پر از غلط؛ یک پرنده ی بیآسمان؛ یک نسیم سرگردان؛ یک رویای نا تمام
آتشی که عشق روشن می کند بسیار بیشتر از سردی و خاموشیای است که تنفر به بار می آورد و من هرگز نمی توانم کسی را که به او لبخند نزدهام از ته دل دوست داشته باشم
بزرگترین آرزوم اینه کوچکترین آرزوت باشم
تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند
چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!
کاش کسي تو دلمون پا نميذاشت
کاش اگه پا ميزاشت دلمون رو تنها نميذاشت
کاش اگه تنها ميذاشت
رد پاش رو روي دلمون جا نميزاشت
قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی
موقعی كه می خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميکردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم
عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند.
اگر تو اين دنيا کسي هست که با ديدنش رنگ رخسارت عوض ميشه و قلبت آبروتو به تاراج مي بره. مهم اين نيست که اون مال تو باشه، مهم اينه که باشه. نفس بکشه، زندگي کنه و از زندگيش لذت ببره
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد
اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فکرهاي قشنگ و دل کوچيک من
صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا
نشسته ام تا شايد صدايم كني
صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني
عشق من تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي..
تو مثل راز بهاري و من رنگ زمستانم.
چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نميدانم
دلم همچو آسمان،پر از ابرهاي بارانيست، اي کاش دلم امشب بگريد، شايد که بغض عشق در چشمانم بشکند….
آري دوستي دو نيمه دارد نيمي از آن عشقي است که دل تو را بيقرار کرده است و نيمي ديگر آن محبتي است که در دل من مي تپد
شب شده بود، گل آفتاب گردان داشت دنبال خورشيد ميگشت که يهو يک ستاره بهش چشمک زد، اما گل آفتابگردان سرش رو آرام آورد پايین، ميدونی چرا؟! آخه گلها هيچوقت خيانت نميکنن واسه همينه که گل آفتابگردان هميشه شبها سرش پایينه
ميدوني چقدر دوست دارم؟ به تعداد تارهاي موي سرت ضرب در تعداد نفس هايي که تا آخر عمرت ميکشي به علاوه تعداد هرچي ستاره تو آسمونه
مي دوني علت كسوف و خسوف چيه ؟ ماه و خورشيد براي ديدنت دعوا مي كنن
گر مي دانستي که چقدر تنهايم برايم اشک مي ريختي و اگر مي دانستي چقدر اشک مي ريزم تنهايم نمي گذاشتي
ميگن قلب آدما اندازه مشتشونه ولي چطوري يه دنيا مهربوني يه آسمان صداقت يه كهكشان محبت يه دريا عشق تو مشتت جا شده؟
آنچه زيباست عزيز نيست آنچه عزيز است زيباست و تو زيباتريني
گدا چیست ؟ موجودی است زنده که تلفن همراه دارد ولی پيامک نمیدهد
می دونید سریعترین راه به چنگ آوردن قلب یک مرد چیه ؟ پاره کردن سینه اش با یک کارد آشپزخانه !
آدما سرشون روبالا می کنن تا ماه رو ببینن ولی نمی دونن ماه سرشو پایین کرده داره پيامک می خونه!
چندیست که بیمار وفایت شده ام .
در بستر غم چشم به راهت شده ام.
این را تو بدان اگر بمیرم روزی
مسئول تویی که من فدایت شده ام
امروز شوق فردا داریم و حسرت دیروز را اما امروز زیباتر از دیروز و فرداست. دوست دارم، دوستم بدار شاید دیگر فردای نباشد .
زیباترین سلام دنیا طلوع خورشید عشق است آن را بدون غروبش به تو تقدیم می کنم!
بازیچه دست یار بودن عشق است
در پنجه غم شکار بودن عشق است
در محکمه ای که یار باشد قاضی
محکوم طناب دار بودن عشق است.
آن سوی ناکامی ها همیشه خدایی هستکه داشتنش جبران همه نداشتن هاست
دوست داشن کسی که سزاوار دوستی نست، اسراف در محبت است
سلام ای با وفا ای با مروت
سلام ای ساز گیتار محبت
سلام کردم نگی تو بی وفایی
سلام کردم بگم خوب نیست جدایی
از اداره ثبت مزاحمتون میشم، ناز نگاتون تو دل ما ثبت شده میای سند بزنی؟
زیباترین کلام من صدای قلبم در سکوت با تو بودنه ، قلبی که فقط برای تو می تپه
هر وقت دلت گرفت ، بذار بباره ، همیشه رنگین کمان ، پس از بارون ظاهر میشه ..
چه کسی میداند که تو در پیله خود تنهایی
چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی
پیله ات را بگشا تو به اندازه پروانه شدن زیبایی
تا حالا دیدی کسی به پیامک حسودی کنه من حسودی می کنم، چون پیامک می تونه بیاد پیشت ولی من نمی تونم
اگر شب مال من بود ستاره ها مال تو! اگر روز مال من بود خورشيد با تمام روشنائی و گرمايش مال تو... اما افسوس که عاشقان تهیدستند...
اگه خرابی خرابتم،اگه مستی شرابتم،اگه هستی کنارتم، اگه نيستی به يادتم.
زنده ام با نام تو
پژمرده ام بي نام تو،
حاضرم پرپر شوم در محضر ديدار تو.
شمع اگر پروانه را سوزاند خير از خود نديد
آه عاشق زود گيرد دامن معشوق را
در مرام ما رفیقان نیست ترک دوست
عهد با هرکه بستیم جان ما در دست اوست
آنچه براى ساختنش سالها وقت صرف كرده اى،كسى ممكن است يكشبه نابودسازد، تو بهر حال بساز امروز هر چه خوبى كنى، فردا اغلب مردم فراموشش خواهندكرد، تو بهر حال خوبى كن ( مادرترزا)
آن كبوتر كه لب بام شما پر زد و رفت،دل من بود كه آمد به شما سر زد و رفت.
امام علی(ع): .بخشندہ باش و ولخرج مباش،در زندگی حسابگر باش وسختگیر وتنگ نظرمباش.
آسمان میبارد،گل میمیرد،تو نه گل باش نه آسمان؛زمین باش تاگل برایت بمیردوآسمان برایت ببارد
ارزشمندترين شما كسي است كه با همسرش مهربان و بخشنده باشد.حضرت زهرا(س)
هر لحظه به اندازه ای که شاد هستی از آن توست
هرگز به انتهای جاده چشم مدوز. آخر همه جاده ها نادیدنی و گنگ است. به جای آن کناره های جاده را نظاره کن. جایی که الان در آن قرار داری
غم انگیزی زندگی در این نیست که زود تمام می شود بلکه در این است که ما برای آغاز حس زندگی خیلی منتظر می مانیم
عاقل به کنار جوی پی پل می گشت
دیــــــوانه پابرهنــه از رود گــذشــت
وقتی دست گرم خود را به سمت کسی دراز می کنیم و او به سردی جواب می دهد نباید نگران باشیم. باید بدانیم که سرمای دست او به ما منتقل نمی شود بلکه برعکس این گرمای محبت ماست که نهایتا بر وجود او غالب خواهد شد.
زندگی جاده دو طرفه ای نیست که از آن سو هم کسی به سمت ما بیاید. فریب خط هایی که درجاده های زندگی رسم کرده ایم را نبایدبخوریم
ثروت نهایتا از آن کسی است که با تلاش و پشتکار لیاقت خود را برای داشتنش اثبات می کند. با طلبکار بودن از دنیا ، کاینات کسی را ثروتمند نمی کند.
با تشکر از
مجله روزانه مبین
گروه شیرازیا
گروه روزنه
گروه مارشال مدرن
متشكرم كه پارهاي از زندگي من شده اي
آدمها براي يك مقصود ، يك دوره خاص يا براي هميشه پا به زندگي شما مي گذارند. وقتي بدانيد كه كدام يك هستند، خواهيد دانست كه براي آن فرد چه بايد بكنيد. وقتي شخصي به خاطر مقصودي به زندگي شما مي آيد، معمولاً براي آن است كه نيازي را كه بيان داشته ايد برآورده سازد. آنها آمده اند كه به شما براي حل مشكلي كمك كنند ،راهنما و حامي شما باشند و يا به لحاظ جسمي ، احساسي و معنوي ياريتان رسانند. آنها فرستادگان خدا به نظر مي رسند و واقعاً هم هستند. بنابراين آنها به دلیل نیازی که داشته اید نزد شما هستند.
سپس بدون اينكه گناهي از شما سرزده باشد و در زماني كه فكرش را نمي كنيد اين شخص به شما چيزي خواهد گفت يا كاري خواهد كرد كه رابطه به پايان برسد. گاهي آنها مي ميرند. گاهي مي روند. گاهي به گونهاي غيرمعقول عمل مي كنند و مجبورتان مي كنند جبهه گيري كنيد. آنچه بايد دريابيم اين است كه نياز ما برآورده شده و به آرزويمان رسيده ايم. كار ايشان پايان يافته است. دعايي كه به سوي آسمان روانه كرده بوديد پاسخ داده شده و اينك موقع حركت است .
بعضي افراد براي يك دوره خاص به زندگي شما مي آيند چراكه نوبت شماست كه مشاركت كنيد، رشد كنيد و ياد بگيريد. آنها آرامش به شما هديه مي كنند و شما را مي خندانند. ممكن است چيزهايي يادتان دهند كه پيش از آن هرگز انجام نداده ايد. معمولاً شادي باورنكردني به شما مي بخشند، باورش كنيد اين واقعي است .اما فقط براي يك فصل و دوره خاص. روابط هميشگي به شما درسهايي براي تمام زندگي مي دهند. چيزهايي كه بر اساس آن بايد بنيان احساسي محكمي بسازيد. كار شما پذيرش درس است . به او عشق بورزيد و آنچه را ياد گرفته ايد در ساير روابطتان و مراحل زندگي تان به كار گيريد. به اين دليل است كه مي گويند عشق كور است اما دوستي داراي بينش است.
متشكرم كه پارهاي از زندگي من شده اي . چه براي انجام يك مقصود يا يك دوره يا براي هميشه
خداوند بينهايت است اما به قدر نياز تو فرود مي آيد ، به قدر روزي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو گره گشاست .
در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگی است وگرنه با یک استخوان صد سگ رفیقت می شوند
به دکتر شريعتي گفتن:" استاد! سيگار طول زندگي آدمو کوتاه ميکنه" در جواب گفت :" من به عرض زندگي فکر مي کنم
هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشه اش کجاست
غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند، و ما هدیه شیطان را بهم می دهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر پنهان می کنیم
زندگي مثل ساعت مچي ميمونه ، اگه اصل باشه خوب پيش ميره اگه تقلبي باشه باتريش زود تموم ميشه
مادامي که اين واقعيت را نپذيريم که خود زندگي بر اساس رمز و راز بنا شده است چيزي نخواهيم آموخت
هنري ميلر
معتقدم اساسيترين تخيل قدرت زندگاني است
ساموئل
آن کس که ديگران را مي شناسد خردمند است ، آن کس که خود را مي شناسد دل آگاه است
لائوتسه
آموختن يعني حرکت لحظه به لحظه
کريشنا مورتي
زيباترين چيزي که ميتوانيم تجربه کنيم رمز و راز است
آلبرت انيشتين
هر روز ارادهي خدا را بجوييد
يونگ
به یادآشنایان آشناباش
به پیوندی كه بستیم باوفاباش
همیشه یادتودرخاطرم هست
توهم هرجاكه هستی یادماباش.
به ادعا نتوان شيعه بود، شيعه كسى است كه پاى بگذارد به جاى پاى "على "
بگم سلام دل ميگيره
بگم عليك دل ميميره
فقط ميگم دوست دارم
اينجورى دل آروم ميگیره
باش بامن که همه رهگذران میگذرند
همه خوبندولی خوبتراز خوب توئی.
انسان عزیزش رو فراموش نمیكنه، بلكه به ندیدنش عادت میكنه.(به كسی كه عادت به ندیدنش مثل فراموش كردنش غیرممكنه)
اندازه ى تمام آلبالو هاى درخت گيلاس دوستت دارم .
عشق تو چشمهای هم نگاه کردن نیست با چشمهای هم به زندگی نگاه کردنه.
عشق حقیقی مثل روح است افراد زیادی درباره آن صحبت میکنند ولی تعداد کمی آن را دیده اند.
لذت عشق، زمانی که آن را نثار میکنید بیشتر از زمانی است که دریافتش میکنید.
عشق یعنی حسرتی دریک نگاه
عشق یعنی غربتی بی انتها
عشق یعنی فرصت اما کوتاه
عشق یعنی مرگ اما بی صدا
نبودی بی تو پنهان گریه کردم
تو را دیدم و خندان گریه کردم
برای اینکه اشکم را نبینی
نشستم زیر باران گریه کردم.
آواز خدا همیشه در گوش دل است
کو دل که دهد گوش به آواز خدا.
خیلی ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو می ترسونه، اما من دوستش دارم چون تنهایی رو درک می کنه.
نگو سرده، داره خورشید در میاد
نگو تاریکه، شب تنهایی ها سر میاد
نگو از تنهاشدن دلم شکسته
تنها نیستی اون بالا خدا نشسته.
من در غم تو تو در وفای دگری
دلتنگ تو من تو دلگشای دگری
در مذهب عاشقان روا کی باشد
من دست تو بوسم و تو پای دگری.
دیروز و فردا با هم تبانی کردن،. دیروز با خاطره های تلخ فریبم داد و فردا با وعده های واهی خامم کرد. وقتی چشم گشودم امروزم رفته بود.
اگر تمام دردهای دنیا را نردبان کنی دستت به سقف دلتنگی های من نمی رسه
دستم بگیر که از غم ایام خسته ام
نازم بکش که عاشقم و دل شکسته ام
سازم شکست و بی تو عمرم به غم گذشت
اکنون به یاد تو تنها نشسته ام.
دلم خون شد از این افسرده پائیز
از این افسرده پائیز غم انگیز
غروبی سخت محنت بار دارد
همه درد است و با دل کار دارد.
می دونی قشنگی زندگی چیه؟ اینه که خودت بی خبر باشی و یکی برای تو با خدا راز و نیاز کنه.
گاه گاهی که دلم می گیرد
پیش خدا می گویم
آنکه جانم را سوخت
یاد آرد از این بنده هنوز؟
گفته بودند که از دل برود یار
چو از دیده برفت
ماههاست که از دیده من رفته ولی
دلم از مهر او هست
آکنده هنوز.
لاک پشتها هم عاشق میشن، ولی تحمل درد عشق واسشون راحته. چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون می کنه.
آدما از آدما زود سیر میشن
آدما از عشق هم دلگیرمیشن
آدما رو عشقشون پا می ذارن
آدما آدمو تنها می ذارن.
غم نامه نویس غربتم کن ای دل
افسانه شدم حکایتم کن ای دل
صدبار برای زنده بودن مردی
یک بار بمیر و راحتم کن ای دل.
هر کسی یه روزی میاد و یه روزی می ره، یکی با دلش می ره یکی با پاهاش، مواظب باش کسی با پاهای خودش از دلت نره.
من از بازی هفت سنگ بدم میاد،میترسم انقدر سنگ روی سنگ بذاریم که بینمون دیوار بشه.بیا لی لی بازی کنیم که تو هر جا رفتی دوباره برگردی پیشم.
باید در تمام مشکلات گاهی سکوت کرد شاید خدا حرفی برای گفتن دارد.
وفایت با جفایت هر دو نیکوست
چه فرقی می کند چون دارمت دوست.
معیار واقعی بودن تصمیم ان است که دست به عمل بزنیم
انتونی رابینز
اجازه نده ترس تو را فلج سازد
مارک فیشر
افرادی که از ریسک کردن میترسند به جایی نمیرسند
مارک فیشر
منشا همه بیماریها در فکر است
ژوزف مورفی
رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد اما حتمی است
انتونی رابینز
چنانچه نیک اندیش باشید خیر و خوشی به دنبالش خواهد آمد
ژوزف مورفی
افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط آزارشان دهد
مارک فیشر
افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از دست میدهند هرگز موفق نمیشوند
مارک فیشر
اعمال ثابت ما سرنوشت ما را تعیین میکند.
انتونی رابیتز
هنگامی که تخیلات و منطق در ضدیت با هم قرار بگیرند تخیلات پیروز میشوند.
مارک فیشر
وقتی که هدف روشنی داشته باشیم احساس روشنی به ما دست میدهد.
انتونی رابینز
ترس را از خود بران و با خود بگو من با نیروی شعور خود قدرت انجام هر کاری را دارم.
ژوزف مورفی
هر کس از قدرت انتخاب برخوردار است پس سلامتی و شادی را انتخاب کند.
ژوزف مورفی
قانون زندگی , قانون باور است.
ژوزف مورفی
اعتقادات ما اعمال افکار و احساسات ما را شکل میدهد
انتونی رابینز
با هر تصمیمی تغییری تازه در زندگی اغاز میکنید.
انتونی رابینز
برای شروع باید باور داشته باشی که میتوانی سپس با اشتیاق شروع کنی.
مارک فیشر
اگر نمیدانی به کجا میروی به هیچ کجا نخواهی رسید.
مارک فیشر
نبوغ در سادگی نهفته است
موتزارت
این روشنی هدف است که به شما نیرو میبخشد
انتونی رابینز
در زندگی شکست وجود ندارد بلکه فقط نتیجه موجود است
انتونی رابینز
تمام کسانی که ثروتمند شده اند باور داشته اند که میتوانند ثروتمند شوند.
مارک فیشر
باور به طور خود بخود به اجرا در میاید
ژوزف مورفی
نه موفقیت و نه شکست یک شبه ایجاد نمیشود.
انتونی رابینز
به ضمیر باطن خود به صورت یک هوش زنده و یک یار موافق بنگرید
ژوزف مورفی
ترس باعث میشود تا بسیاری از مردم به رویاهایشان نرسند.
مارک فیشر
زندگی دقیقا به ما ان چیزی را میدهد که به دنبالش هستیم
مارک فیشر
نباید مطالب غلطی که از گذشته در ذهن ما برنامه ریزی شده اند حال و اینده ما را تباه کنند
انتونی رابینز
آرزوهی هر فرد موجب شکل گرفتن و بقای افکار او میشود
هراکلیتوس
اندیشه هایتان را عوض کنید تا سرنوشتتان عوض شود.
ژوزف مورفی
زندگی آماده است تا بسیار بیشتر از انچه تصورش را میکنید به ما بدهد.
مارک فیشر
تنها کسانی میتوانند کارهای بزرگی انجام دهند که به قدرت ذهن ایمان دارند.
مارک فیشر
ضمیر باطن شما سازنده بدن شماست و میتواند شما را درمان کند.
ژوزف مورفی
لبخند رو هیچ وقت ترک نکن حتی وقتی خیلی ناراحتی! چون افسردگی خیلی خطرناکه حسن
نوشتن برخاک آسان و برسنگ سخت است، با انگشت برخاک مینگاری وباتیشه بر سنگ. نوشته های خاکی مهمان اولین نسیم اند ونوشته های سنگی مهمان تمام تاریخ! زندگی رابر خاک مینویسی یابر سنگ!
مهردل ما مدام تقديم شما
عمري كه شود بكام تقديم شما
پيدا نشدآن هديه كه درشان شماست
يك باغ گل سلام تقديم شما
Always remember to forget/the things that made you sad/but never forget to remember/the things that made you glad
Elbert Hubbard
در مکتب ما رسم فراموشی نیست
در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست
مهرتو بر هستی ما افتاد
هرگز به سرش خیال خاموشی نیست.
خوشبختی سرائی ساختنیست،نه قصری یافتنی....
خدايكتاست
قلب تنهاست
عمرتكرارلحظه هاست
وكسي كه اين رو ميخونه عزيزدلهاست
لشکر گوسفندان که توسط يک شير اداره ميشود، ميتواند لشکر شيران را که توسط يک گوسفند اداره ميشود، شکست دهد
چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟ به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند
تپه های شنی با وزش باد جابه جا می شوند . اما صحرا همیشه صحرا می ماند . و این است افسانه عشق
تا حقیقت بخواهد کفشش را بپوشد دروغ هزار بار زمین را دور زده است
زندگي رود روانيست روان ميگذرد
آنچه تقدير من و توست همان ميگذرد
انگار پاي ثانيه ها لنگ مي شود
وقتي دلي براي دلي تنگ مي شود
هميشه به ياد داشته باش تا به فراموشي بسپاري آنچه را كه اندوهگينت ميكنه .
قدم قدم سايه ميشم ميرم به زير پاي تو
به آب و آتيش ميزنم نفس نفس براي تو
كاش بدوني نديدنت نبودنت هرگز بهانه اي نميشه واسه از ياد بردنت
بند پوتينتم، گره نزني ميام زير پات تا هم خودم فنا شم هم تو
يك اشك يعني غم ، يك لبخند يعني شادي ، يك تك زنگ يعني به يادتم ، يك پیامک يعني دلم واست تنگ شده .
چه كنم دست خودم نيست كه يادت نكنم
خواستي گل نشوي تا به تو عادت نكنم
يا رب دل دوستان پر از غم نكني
با تير قضا قامت ما خم نكني
اي چرخ تو را به حق قرآن سوگند
يك مو ز تن رفيق ما كم نكني
در قلب كوچكم گلستاني خواهم ساخت و بر روي تمام گلبرگهاي ياس آن خواهم نوشت كه تا آخرين لحظه غروب زندگيم با جان و دل دوستت خواهم داشت
دلم را آهني كردم ، مبادا عاشقت گردد
ندانستم توي ظالم دلي آهنربا داري ...
یک لحظه با تو بودن دنیای خاطرات است
شطرنج سینه ی من دور از تو کیش و مات است.
میدونی تو مثل چی هستی ؟ مثل یک تصادف وحشتناک که کشته و مُرده زیاد داری
نردبان این جهان ، ما و منیست !
عاقبت این نردبان ، افتادنیست !
لاجرم آنکس که بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست !
پل سارتر: از همه اندوهگين تر کسي است که از همه بيشتر مي خندد
وين داير: اين شماييد که به مردم مي آموزيد که چگونه با شما رفتار کنند
ناپلئون: من در جهان يک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام
مارکز: هرگز وقتت را با کسي که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند نگذران
کانت: چنان باش که به هر کس بتواني بگويي مثل من رفتار کن
ميکل آنژ: چه غصه هایی بخاطر اتفاقات بدی که هرگز در زندگی ام پیش نیامد خوردم
دیل کارنگی: راه نفوذ در دیگران، دانستن آرزوهایشان است
چارلی چاپلین: دنیا به قدری بزرگ است که برای همه جا هست به جای آنکه جای دیگران را بگیرید سعی کنید جای خود را بیابید.
اورپیدس: نیکوست، که ثروتمند باشی و پرتوان، اما نیکوتر است که دوستت بدارند
جیمز آلن: شما به همان اندازه که بخواهید کوچک، و به همان اندازه که آرزو کنید بزرگ می شوید
دکتر علی شریعتی: بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید شاید هر چند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن
غمگین بودن بهانه می خواهد اما برای شاد بودن هرگز نباید دنبال دلیل و بهانه بود. شادی و نشاط حالت طبیعی جسم و روح و ذهن ماست. در حقیقت تنها زمانی که شاد و خوشحال و آرام هستیم بدن ما در وضعیت کارکردی صحیح قرار دارد و روح و ذهن آرام است که می تواند بیماری ها را علاج دهد و سلامتی را در تمام وجود انسان بگستراند. هرگز برای شادبودن منتظر بهانه و یا اتفاق خاصی نباشید. همین الان شاد باشید.
دوست کسی است که تو وقتی با او هستی دیگر از نقش بازی کردن دست برمی داری و جرات می کنی با اعتماد کامل به او همانی باشی که واقعا هستی. دوست کسی است که هنگام با او بودن تو خودت هستی.
خانه دوست همین نزدیکی هاست. شاید نتوانیم هرگز ببینیمش . اما می توانیم گرمای حضور او را در لحظه به لحظه زندگی و صدای تپش قلبش را در تمام وجود خود حس کنیم. اینکه نمی بینیمش هرگز دلیل نمی شود که نباشد.
روزی از یک آدم موفق پرسیدند:توچرا همیشه سخت ترین راه را انتخاب می کنی؟ و او پاسخ داد:" مگر راه دیگری هم هست!؟ من هیچ وقت ندیده ام راه خیلی راحت و خیلی بی دردسر آدم را به مقصد برساند!"
خدا به ما عقل داد نه برای اینکه گوشه ای بنشینیم و دائم با خودمان حرف بزنیم! بلکه به این دلیل که برای سوالاتی که می پرسیم جوابی پیدا کند. ماموریت و وظیفه اصلی و در واقع تنها وظیفه مفید عقل انسان یافتن پاسخ و راه حل یابی است. به همین دلیل در هنگام برخورد با مشکلات زندگی بهترین واکنش این است که بلافاصله با طرح سوالات اساسی چرا؟ چگونه؟ چه زمان؟ کجا؟ و کدام؟ سعی کنیم ذهن را وادار سازیم تا برای مشکلی که پیش آمده جواب پیدا کند.
يک شمع مي تواند هزاران شمع را روشن کند، بدون آن که چيزي از دست بدهد،مانند شادي که هيچگاه با تقسيم کردن کم نمي شود .
مهم نيست که به باورهاي عميق و اشتباه چه مدتي با ما بوده اند و يا چه کسي و يا چه کساني آن ها را به ما قبولانده اند و يا چقدر عميق در ضمير ناخودآگاه ما ريشه دوانيده است .مهم اين است که باورهاي اشتباه و مزاحم را هر قدر هم که عميق باشند مي توان از ريشه در آورد و به بيرون پرتاب کرد
آنچه انسان های اطراف از ما می بینند انعکاسی است که در درون آئینه ذهنشان از ما می بینند. و آئینه ذهن هر فردی از شیشه ای ساخته شده که خود آن فرد ترجیح می دهد. بنابراین هرگزگمان نکن که همه مردم در مورد ظاهر و چهره و حضور و وجود و رفتار ما به یک گونه قضاوت کنند. بهترین واکنش این است که انسان در هر لحظه زندگی اش خودش باشد.
اگر روزگاری ، شأن و مقامت پائین آمد نا امید مشو ، زیرا آفتاب هر روز هنگام غروب پائین میرود تا بامداد روز دیگر بالا بیاید .
نیرومندترین مردم آن است که خشم خود را نگه دارد .
در جهان یگانه ، مایه نیکبختی انسان محبت است .
کسی که در ایام موفقیت و خوشی تو را ثنا گوید با آنچه در تو نیست ، البته در روز ناسازگاری هم از دروغ و بهتان در حق تو دریغ نخواهد داشت .
به ضرورت آمدم در این جهان و به حیرت زیستم و به کراهت می روم
هر کس در طلب خیر و سعادت دیگران باشد بالاخره سعادت خودش را هم به دست خوهد آورد .
هیچ کوچک را حقیر مشمارید باشد که از شما فزونی یابد .
محبت را فراموش نکنید و آن را ناچیز مشمارید .
امتحان کنید مرد را به فعل او نه به قول او .
در آئینه نگاه کن اگر صورت زیبا داری کاری مناسب جمالت انجام بده اگر قیافه ات نامتناسب است زشتی کردار را به زشتی صورت میفزا
اگر بخواهی طبع کسی را بشناسی با او مشورت کن تا به عدل و جور و شر او واقف گردی .
بی صبری انسان را از هیچ رنجی نمی رهاند بلکه درد تازه ایست که انسان برای از پا درآوردن و نابود ساختن خود بر سایر دردهای خویش می افزاید .
نادانی هر کس به دو چیز دانسته شود ، اول خبر دهد و بگوید چیزی که از او نپرسیده اند ، دوم با سخن گفتن زیادتر از حد ضرورت .
آن چه وعده کردی وفا کن تا حائز دو فضیلت گردی : جود و صدق .
زندگی بی عشق محال است . برای مردم بی عشق دنیا حکم قبرستان وسیعی است
فضایل اخلاقی نه به امید مکافات و نه از ترس مجازات بلکه برای خاطر صحت و جمال روح باید اکتساب شود .
فضیلت عبارتست از مشابهت روح به مثال اعلی یعنی مشابهت او به خدا
در دنیا دو نیرو هست : شمشیر و تدبیر ، بیشتر اوقات شمشیر مغلوب تدبیر شده است .
سرعت و تندی کار را مجوی بلکه خوبی و برگزیدگی آن را سعی کن ، زیرا که مردم از تو نپرسند در چه مدت کار را انجام دادی بلکه خوبی و بی نقصی آن را میجویند .
به دیدن کسی که با تو سر سنگین است نرو با کسی که سخنت را تکذیب کند گفتگو مکن برای کسی که گوش ندهد حرف نزن .
خردمندترین مردم ، قدرتمندترین هستند .
بعد از آن که اسکندر افلاطون را برای وزارت خواست و قبول نکرد به او گفت : یاد دار خدا را ، نگاه دار وفا را، سخت دار دین را ، گرد کن علم را ، بخور خشم را ، بپوش شر را ، ببر همنشین بد را، بردار خود را ، بده مظلومان را ، بشان بهشت را .
همیشه قبرستانی در قلبت برای خاکسپاری خطای دوستانت بساز
برایت دعا میکنم تا خدا از تو بگیرد هر انچه که خدا را از تو میگیرد. دکتر شریعتی
بیچاره درخت بید معلوم نیست این همه سال پای لرز کدام خربزه ایستاده است !
دادگاه عشق رسمي است:
شاكي: دل من
متهم: نگاه تو
قاضي وجدان
شاهد: خداي عاشقان
پس اعتراف كن كه دوستم داري
عشق يك حداثه است و جدايي يك قانون پس حادثه ساز و قانون شكن باشيم
ای رفیق مهربان هر شب دعایت میکنم
گر ندارم ثروتی جانم فدایت میکنم
تو را با تیشه عشقم میان مرمر قلبم تراشیدم
از آن پس من تو را چون بت پرستیدم
10 تا گل برات می فرستم 5 تاشو بگیر تو دست راستت 5 تاشو بگیر تو دست چپت ... من عاشق اون گل وسطی هستم ...
برو جلوی آینه ، کی توشه؟! اگه اون نباشه میخوام دنیا نباشه
دیشب دفترچه قسط هامو ورق میزدم تمومی نداره تا اخر عمر بدهکار مهربونی هاتم!
گر تو باشی میتوان صد سال بی جان زیستن
بی تو گر صد جان بود یک لحظه نتوان زیستن
عشق را از ماهي بياموز که چه بي پايان آب را پر از بوسه هاي بي پاسخ ميکند .
زنها هرگز نميگويند ترا دوست دارم ولي وقتي از تو پرسيدند مرا دوست داري بدان كه درون قلب آنها جاي گرفته اي.
(رو شفوكو)
شل سيلور استاين
درون تو صدايي هست که تمام روز در وجود تو زمزمه مي کند؛
حس مي کنم اين درسته، ميدانم اين يکي غلطه.
نه معلم، نه واعظ، نه پدر و مادر، نه دوست و نه هيچ آدم عاقلي
نمي تواند بگويد چه چيز درست است و چه چيز غلط.
تنها به صداي درونت گوش کن!
گراميترين و زيباترينها در جهان، نه ديده ميشوند و نه حتي لمس ميشوند،آنها را تنها در دل بايد لمس کرد.
«هلن کلر»
با راستي است كه گفتار زينت پيدا ميكند .
آنگاه که غرور کسي را له مي کني، آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني، آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني، آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري مي خواهم بدانم، دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني؟
براي فرد سالم، دوست داشتن عيبهاي ديگري بزرگترين دليل عشق است.
«ميرا اثر کريستوفر فرانک»
لبخند زدی و آسمان آبی شد
شب های سیاه محو زیبایی شد
پروانه پس از تولد زیبایت
تا آخر عمر غرق بی تابی شد
اگر از جانب معشوق نباشد کششی
کوشش عاشق بی چاره به جایی نرسد
و با تشکر فراوان از دایی جون، پارسا، شیرازیا، روزنه، مارشال مدرن، نادر...همین و بس، کسری
در پناه حق
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند
( مونتسکیو)
خوشبخت کسی است که راه قدر دانی از خدمت دیگران را بلد است و شادی دیگران را به قدر شادی خود حس میکند
( گوته)
من دریافته ام که انسانی هر اندازه که مصمم به خوشبخت زیستن باشد همان اندازه خوشبخت و سعادتمند زندگی خواهد کرد
( ابراهام لینکلن)
برای نیل به خوشبختی هیچ راهی خطاتر از لذت طلبی و کوشش برای درک عیش و نوش و خوشیهای عالم نیست
( ارتور شوپنهاور)
غنچه خوشبختی در جای تاریک و بی صدا و گودی پنهان است که بسیار نزدیک به ماست ولی ما کمتر از انجا می گذریم و ان دل خود ماست
( موریس متر لینگ)
خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم بی اینکه خود داشته باشیم دیگران را از آن بر خوردار کنیم
( کارمن سیلوا)
خوشبخت کسی است که دم را غنیمت میشمارد و به خود میگوید من امروز خوشم تا فردا چه پیش اید
( درایدن)
بسیاری از مردم خوشبختی را می جویند مانند کسی که کلاه خود را که روی سرش می باشد می جوید
( لناو)
انسان در آغوش خوشبختی ،خوشبختی را جستجو میکند
( دشتی)
بشر به خوشبختی خیلی زود عادت میکند و چون خیلی زود عادت میکند خیلی زود هم فراموش میکند که خوشبخت است
( اندره موروا)
یکی از راههای خوشبختی این است که شخص نسبت به کوچکترین نعمتها شکر گذار باشی
( هرشل)
به دست آوردن آنچه را که ما آرزو داریم موفقیت است اما چیزی را که برای به دست آوردن آن تلاش نمی کنیم خوشبختی است
( لوسیا)
انسان برای خوشبختی خلق شده و خوشبختی از راه کار مفید حاصل میشود
( ساموئل اسمایلز)
به عقب نگاه نکنید ممکن است خوشبختی را که رو به سوی شما دارد از دست بدهید
( ساچل پیچ)
خوشبختی چیزی نیست که آن را حس کنیم فقط باید آن را به یاد بیاوریم
( اوسکارو ایلد)
این قانون طبیعت است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد بلکه خوشبختی و سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران جستجو کرد
( ویلیام شکسپیر)
بعد از این ، هم آشیانت هر کس است
باش با او ، یاد تو ما را بس است
من صبورم اما ، بي دليل از قفس کهنه ي شب مي ترسم
بي دليل از همه ي تيرگي تلخ غروب و چراغي که تو را ، از شب متروک دلم دور کند، مي ترسم،
من صبورم اما،آه ، اين بغض گران صبر نمي داند.
فال حافظ ، نيت کن ! . . . . . . . .
به جهنم گر غمت پايان ندارد
به درک گر سرت سامان ندارد
بخندم من به اين دنياي فاني
که ضايع تر از اين امکان ندارد
. . . . . حافظ ميخواد بگه تو خوشبخت ميشي ، يه کم عصبانيه منظوري نداره
رفتی سفر تنها شدم
همبستر غمها شدم
از درد تو ای بی وفا
قطره بودم دریا شدم
... ولی دوستت دارم!
هرچی تنهاتر بشی ...دنیا تورو کمتر میخواد...
ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند ... چه تلخ است قصه عادت
فرویدگفته: بزرگترین سوالی که هرگز پاسخ داده نشده و من هم هرگز پاسخ ان را نیافته ام این است که یک زن چه می خواهد؟
رسم زندگی اینست یک روزکسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی! او رفته است و همه چیز تمام شده است مثل یک میهمانی که به آخر میرسد وتو به حال خود رها می شوی. چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آواز بخوان .
(رابی نویل)
زندگي مثل يه پل قديميه! به اين فکر نکن که اگه تنها ازش بگذري ديرتر خراب ميشه ,به اين فکر کن که اگه افتادي يکي باشه که دستتو بگيره
به شيطان گفتم: «لعنت بر شيطان»! لبخند زد. پرسيدم: «چرا مي خندي؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام مي گيرد» پرسيدم: «مگر چه كرده ام؟» گفت: «مرا لعنت مي كني در حالي كه هيچ بدي در حق تو نكرده ام» با تعجب پرسيدم: «پس چرا زمين مي خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبي است كه آن را رام نكرده اي. نفس تو هنوز وحشي است؛ تو را زمين مي زند.» پرسيدم: «پس تو چه كاره اي؟» پاسخ داد: «هر وقت سواري آموختي، براي رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواري بياموز
ماهاتما گاندی می گوید هفت چیز انسان را از پای در می آورد و هلاک می سازد : 1- سیاست بدون شرف 2- لذت بدون وجدان 3- پول بدون کار 4- شناخت بدون ارزشها 5- تجارت بدون اخلاق 6- دانش بدون انسانیت 7- عبادت بدون فداکاری
آنروز که همه به دنبال چشمان زیبا هستند تو به دنبال نگاه زیبا باش "دکتر علی شریعتی"
با یه دست هم میتونی قلب درست کنی ولی... قلبی که با دو تا دست درست بشه وسعت بیشتری داره
درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است
ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم، کمی با کفش های او راه بروم (دکتر علی شریعتی)
دختر:
موجودی است که وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!!
وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!!
وقتی غمگین است آه میکشد
وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد
وقتی بدش می آید میگوید ویشششش
وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی
همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند
تاریخ تولد و شماره کفش با جناق پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند
از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود
راستی یه سوال چرا دخترا اینقدر ع کلمه بی شعور رو محکم و از ته روده تلفظ میکنن؟؟؟
ببخشید ما تو كوچه پیامک بازی می كردیم، یكیش افتاد تو خونتون، لطفا بدینش.
ديگه بهت نمي گم برو به جهنم آخه مگه جهنمي ها چه گناهي کردن که بايد موجودي مثل تورو تحمل کنن؟
1 بوس...
2 بوس...
3 بوس...
4 بوس...
...
...
...
...
از رو نریا! همین طور بیا پایین!
چرخه زندگی مردها:
بچگی:
م.ذ: مامان ذلیل
جوانی:
د.ذ: دوست دختر ذلیل
میان سالی:
ز.ذ: زن ذلیل
پیری:
ب.ذ: بچه ذلیل
مرگ:
ذ.م: ذلیل مرده!
می تونی تصور کنی با هم لب دریا نشستیم؟ می تونی تصورش رو بکنی که با هم به یه سفر طولانی می ریم از جنگل تا دریا؟ می تونی تصور کنی که تو یه شب بارونی شونه به شونه هم قدم بزنیم؟ همه اینا رو هم که بتونی تصور کنی، نمی تونی تصور کنی که آشپزی با تک ماکارون چقدر راحته!
می دونی چرا تو رو تو گلفروشی راه نمی دن؟ چون با دیدن تو گلها خشکشون می زنه...!
اگه یه نفر با گاری دنبالت کرد، نترس چون نون خشکیه اونم فهمیده با نمکی!
اگر می خوای بدونی چند تا دوستت دارم انگشتت رو بزار روی نبضت دیدی؟ دوست داشتنم تمومی نداره!
تو بی نمک ترین آدم دنیا هستی.آخه عسل که نمک نداره!
سلام. این چه اخلاق بدیه که تو داری؟ چرا هر چی از آدم می گیری دیگه پس نمی دی؟ نمی گی من دلمو لازم دارم؟
انیشتین میگفت : « آنچه در مغزتان میگذرد، جهانتان را میآفریند. »
سوالهاي زير را از بچههاي 5 تا 10 ساله پرسيدهاند. اما انگارجوابهاي آنها خيلي بچگانه نيست!
بهترين سن براي ازدواج چند سالگي است؟
«۸۴سالگي! چون در آن سن مجبور نيستيد کار کنيد و ميتوانيد هي دراز بکشيد و فقط همديگر را دوست داشته باشيد.» جودي، 8 ساله
در اولين قرار ملاقات، زن و مردها به هم چه ميگويند؟
«در اولين قرار ملاقات فقط به هم دروغ ميگويند و اين معمولا باعث ميشود که از هم خوششان بيايد و يک قرار دوم بگذارند.» مايک، 10 ساله
مساله حياتي: بهتر است آدم ازدواج کند يا مجرد بماند؟
«دخترها بهتر است مجرد بمانند، اما پسرها بايد ازدواج کنند چون يک نفر را لازم دارند که دنبالشان راه بيفتد و تميز کند!» لينت، 9 ساله
چرا دو نفر عاشق هم ميشوند؟
«هيچ کس نميداند چه اتفاقي ميافتد، ولي من شنيدهام که يک ربطهايي به بويي که آدم ميدهد دارد، براي همين است که مردم اين قدر عطر و ادکلن ميخرند.» جين، 9 ساله
«ميگويند يکي به قلب آدم تير ميزند و اين حرفها، ولي مثل اينکه بقيهاش اين قدر درد ندارد.» هارلن، 8 ساله
عاشق شدن چطوري است؟
«مثل يک بهمن که براي زنده ماندن بايد زود از زير آن فرار کني.» راجر، 9 ساله
نقش خوشتيپي در عشق
«اگر ميخواهيد کسي که در حال حاضر جزئي از خانوادهتان نيست، دوستتان داشته باشد، خيلي مهم نيست که خوشگل باشيد.» ژوانه، 8 ساله
«فقط قيافه مهم نيست. من را نگاه کنيد. خيلي خوشتيپم. اما هنوز کسي پيدا نکردهام که با من ازدواج کند..» گري، 7 ساله
چرا عشاق دست هم را ميگيرند؟
«ميخواهند مطمئن شوند که حلقههايشان نميافتد، چون خيلي بالايش پول دادهاند.» ديو، 8 ساله
عقايد محرمانه درباره عشق
«من عشق را دوست دارم، فقط به شرطي که وقتي تلويزيون کارتون ميدهد، اتفاق نيفتد.» آنيتا، 6ساله
«عشق آدم را پيدا ميکند، حتي اگر خودت را از آن پنهان کني. من از 5 سالگي تلاش ميکنم که خودم را از آن پنهان کنم ولي دخترها مدام پيدايم ميکنند.» بابي، 8ساله
«خيلي دنبال عشق نيستم. فکر ميکنم کلاس چهارم بودن به اندازه کافي سخت هست.» رژينا، 10 ساله
ويژگيهاي شخصي براي اينکه عاشق خوبي باشيد
«يکي از شما بايد بلد باشد که خوب چک بنويسد، چون حتي اگر صد هزار کيلو هم عشق داشته باشيد، باز هم يک قبضهايي هست که بايد پرداخت کنيد.» آوا، 8 ساله
راههايي که ميشود کسي را عاشق خودتان کنيد
«به آنها بگوييد که فروشگاههاي زنجيرهاي شکلات داريد.» دل، 6 ساله
«يک سري کارها را نکنيد مثلا اينکه کتاني سبز بدبو داشته باشيد... ممکن است با اين کارتان توجه کسي را جلب کنيد اما توجه، عشق نيست. » آلونزو، 9 ساله
چطوري ميشود فهميد دو تا آدمي که توي رستوران غذا ميخورند عاشق هم هستند؟
«فقط نگاه کنيد و ببينيد که مرد صورت حساب را برميدارد يا نه. اين راهي است که ميشود فهميد عاشق شده يا نه.» جان، 9 ساله
«عاشقها فقط به هم خيره ميشوند و غذايشان سرد ميشود. بقيه بيشتر به غذا توجه ميکنند.» براد، 8 ساله
چطور ميشود عاشق ماند؟
«اسم زنتان را فراموش نکنيد... اين کار کل عشق را نابود ميکند.» راجر، 8 ساله
«همسرتان را زياد ببوسيد. اين کار باعث ميشود او يادش برود که شما هيچ وقت آشغال را بيرون نميگذاريد.» رندي، 8ساله
آلبرت انیشتین : مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند .
ناپلئون بناپارت : هنگامی که دشمنت در حال اشتباه کردن است ، در کارش وقفه نینداز .
آلبرت انیشتین : هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت توضیحش بدی !
اسکار وایلد : همیشه دشمنانت را ببخش ، هیچ چیز بیش از این آنها را ناراحت نمیکند .
آلبرت انیشتین : دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ، این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد . با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ، این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد و این همان قانون نسبیت است !
ناپلئون بناپارت : مذهب چيزي است كه مانع كشته شدن پولدار بدست فقير ميشود .
مارک تواین : بهتر است دهانت را ببندی و احمق بنظر برسی ، تا اینکه بازش کنی و همه بفهمند که واقعاً احمقی !
آلبرت انیشتین : تفاوت بین نابغه و کودن بودن در این است که نابغه بودن محدودیت های خودش را دارد .
بيلي كريستال : زنان براي سك س به دليل نياز دارند ، مردان فقط به جا !
وودی آلن : زندگی عشقی من واقعاً وحشتناکه ، آخرین باری که درون یک زن بودم زمانی بود که برای بازدید داخل مجسمه آزادی شدم !!!
آلبرت انیشتین : دو چیز را پایانی نیست : یکی جهان هستی و دیگری حماقت انسان . البته در مورد اولی مطمئن نیستم !
جاني كارسون : مردي را ميشناختم كه سيگار كشيدن ، مشروب خوردن و سك س را ترك كرد و از آن به بعد تا قبل از خودكشي زندگي سالمي داشت
ژوزف استالين : مرگ يك نفر تراژديه ، مرگ يك ميليون نفر آمار !
ماهاتما گاندي : آنچنان زندگي كن گويي كه فردا خواهي مرد ، آنچنان بياموز گويي كه تا ابد زنده خواهي ماند .
البرت هوبارد : زندگي رو زياد جدي نگير ، چون هرگز از اون زنده بيرون نميري .
آلبرت انیشتین : انسانهای باهوش مسائل را حل میکنند ، نوابغ آنها را اثبات میکنند .
ژان كوكتو : ما بايد به شانس ايمان بياوريم ، تا كي ميتوانيم موفقيت كساني را كه دوستشان نداريم تفسير كنيم .
آيزاك آسيموف : زندگي لذتبخش است و مرگ آرامش بخش ،اين ميان انتقال رنج آور است .
ناپلئون : اگر با دشمني زياد بجنگي ، بعد از مدتي تمام استراتژي هاي تو را فرا ميگيرد .
وينستون چرچيل : پيروزي يعني توانايي رفتن از يك شكست به شكست ديگر بدون از دست دادن اشتياق .
كسي چه ميداند؛ شايد اين جهان جهنّم سيّارهاي ديگر باشد. (آلدس هالسكي)
وقتی زندگی رو از یخ ساختی ٬ برای آب شدنش گریه نکن
این دنیا پر از صدای پای مردمی است که وقتی صورتت را می بوسند در دل طناب دارت را می بافند
يك درصد نبوغ، 99 درصد عرق ريختن. (توماس اديسون)
وقتي خواستي كاري را انجام دهي، تأمل كن تا خدا راه آن را به تو نشان دهد. (پيامبر اكرم «ص»)
انسان از پيروزي چيزي را ياد نمي گيرد ولي از شكست خيلي چيزها را فرا مي گيرد. (ضرب المثل ژاپني)
اگر فكر مي كنيد كه موفق مي شويد يا شكست مي خوريد، در هر دو صورت درست فكر كرده ايد. (آنتوني رابينز)
وقتي انسان آرامش را در خود نيابد، جستجوي آن در جاي ديگر، كار بيهوده اي است. (لاروشفكو)
وقتي خداوند بنده اي را دوست دارد، دنيا را از او منع مي كند چنان كه شما مريض خويش را از نوشيدن آب منع مي كنيد. (پيامبر اكرم «ص»)
مهم اين نيست كه در كجاي جهان ايستاده ايم، مهم اين است كه در چه مسيري گام برمي داريم. (هولمز)
سعي نكنيم بهتر يا بدتر از ديگران باشيم، بكوشيم نسبت به خودمان بهترين باشيم. (ماركس گداوير)
مغز ما يك دينام هزار ولتي است كه متأسفانه اكثرمان بيش از يك چراغ موشي از آن استفاده نمي كنيم. (ويليام جيمز)
براي اين كه تغييري، ارزش واقعي داشته باشد بايد پايدار و ماندگار باشد. (آنتوني رابينز)
نبايد آن قدر در تفكر فرو رويم كه قدرت همه چيز از ما سلب شود. چرا كه اگر منظور تحقيق، صحت تفكرات ما باشد بايد بدانيم كه اغلب فكرهاي ناصحيح و غلط در عمل جبران و اصلاح خواهد شد. (مترلينگ)
غم خودش ما را پيدا مي كند بايد به دنبال شادي ها گشت. (نيچه)
انسان همان چيزي است كه خود باور دارد. (آنتوان چخوف)
زندگي خود را به صورت شاهكاري بي همتا درآوريد. (آنتوني رابينز)
تا كار تمام نشده است شخص بايد به خود بگويد كه هيچ كاري انجام نداده است. (رودورر)
در موقع كار چنان باش كه گوئي هرگز نخواهي مُرد و در موقع ترس و بيم چنان باش كه گوئي فردا خواهي مُرد. (پيامبر اكرم «ص»)
آن كس كه سعي مي كند پرده از عيب ديگران بردارد ناگهان پرده از عيب خويش برداشته مي بيند و خود را رسواي خاص و عام يابد. (حضرت صادق «ع»)
بين حق و باطل 4 انگشت فاصله است سعي كنيد اين مسافت كوتاه را هميشه در قضاوت رعايت كنيد. (امام علي «ع»)
آفت كار، دلبستگي نداشن به آن است. (امام هشتم «ع»)
خردمند كسي است كه كردارش، گفتارش را تصديق كند. (امام علي «ع»)
شكيبايي در مصيبت، از نشانه هاي مؤمن است. (مولاي متقيان)
آنكه تسليم خداوند است، همه چيز تسليم اوست.
اگر در پي آرامشيد، به پيشامدهاي زندگي برچسب خوب و بد نزنيد.
دلي كه مهر مي ورزد، هميشه جوان است.
اگر مغرور شويد، موفقيت به همان اندازه شكست، خطرناك است.
ساده ترين كار جهان اين است كه خودم باشم و دشوارترين كار جهان اينكه كسي باشم كه ديگران مي خواهند.
اگر رنگين كمان مي خواهيد بايد از خيسي باران لذت ببريد.
توهين كردن، نمايش اقتدار افراد ضعيف است.
ديگران را ببخش، نه به اين علت كه آنها لياقت بخشش تو را دارند، به اين علت كه تو لياقت آن را داري كه آرامش داشته باشي.
بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي را كه لگد مالش مي كند خوشبو مي كند.
انسان مانند رودخانه اي است كه هر چه عميق تر باشد، آرامتر است.
روخانه پر سر و صدا هرگز كسي را در خود غرق نكرده است.
با نيك مردان معاشرت كن تا بر تعدادشان بيفزايي. (ضرب المثل ايتاليايي)
بدون خطر نمي توان بر خطر غلبه كرد.
براي آهنگر بودن بايد دم كوره آهنگري كرد. (ضرب المثل لاتين)
بهترين دوست انسان در آيينه است. (ضرب المثل سوئيس)
بگذار اوّل كساني بروند كه راه را بلدند. (ضرب المثل آلباني)
براي يك كك پتوي خود را آتش نزن. (ضرب المثل آلباني)
تحمل امروز تو، مقدمه آسايش فرداي توست. (بودا)
براي اين که از شر روستا راحت بشويم، به شهر آمديم و گرفتار اتوبوسها و متروهاي شلوغ شديم. براي اين که از شر اتوبوسها و متروهاي شلوغ راحت شويم، ماشيني خريديم و در ترافيک گير کرديم. براي اين که از شر ماشين راحت شويم، کارهايمان را با تلفن انجام داديم و گرفتار زنگهاي مدام وآزاردهنده تلفن شديم. براي اينکه از شر تلفن راحت شويم، از اينترنت استفاده کرديم. تاريخ اختراعات و اکتشافات، تاريخ اختراع ماشينهاي تازه اي است که ما را از شر ماشينهاي قبلي نجات ميدهد و گرفتار ماشينهاي تازه ميکند.
ما در این کلبه خوشیم تو در آن اوج که هستی خوش باش
ما به یاد تو خوشیم تو به یاد هر که هستی خوش باش
وقتي 5 ساله بودي، گفتم دوستت دارم... تو از من پرسيدي "يعني چه؟"
وقتي 15 ساله بودي، گفتم دوستت دارم... تو سرخ شدي... به پايين نگاه کردي و لبخند زدي...
وقتي 20 ساله بودي، گفتم دوستت دارم... سرت را روي شانه هايم گذاشتي و دستانم را گرفتي... ميترسيدي من ناپديد شوم...
وقتي 25 ساله بودي، گفتم دوستت دارم... تو صبحانه آماده کردي و روبروي من خوردي و پيشاني مرا بوسيدي و گفتي "بهتر است عجله کني، داره دير ميشه"
وقتي 30 ساله بودي، گفتم دوستت دارم... گفتي "اگر واقعا عاشق من هستي، لطفا بعد از کار زود به خانه برگرد"
وقتي 40 ساله بودي، گفتم دوستت دارم... همانطور که ميز غذاخوري را تميز ميکردي گفتي "باشه عزيزم اما الان وقت کمک کردنت به بچه مان با نظر خودش است"
وقتي 50 ساله بودي، گفتم دوستت دارم... تو صورتت را در هم کشيدي و به من خنديدي...
وقتي 60 ساله بودي، گفتم دوستت دارم... تو به من لبخند زدي...
وقتي 70 ساله بودي، گفتم دوستت دارم... با گيلاسهاي پرمان روي صندلي گهواره اي نشستيم... من نامه هاي عاشقانه تو را که 50 سال پيش براي من فرستادي ميخوانم...با دستهاي در دست هم...
وقتي 80 ساله بودي، گفتي دوستم داري... من به جز گريه چيزي نگفتم...
آن روز بايد شادترين روز زندگي من باشد! چون تو به من گفتي که دوستم داري...!!!
لطفاً از کساني که دوستشان داريد قدرداني کنيد... حالا که اين شانس را داريد به آنها بگوييد که دوستشان داريد...
آنان که بيد مجنون هستند در سخت ترين بادهاي روزگار همچون عمارتي مستحکم و پا برجا در برابر شلاقهاي آسماني تواني خارج از حد تصور خواهند داشت وضربه هاي آذرخش جان سوز را به آساني تحمل خواهند کرد چرا که افتاده ترينند و بس
جلسه محاكمه عشق بود
و قاضي عقل ،
و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز شده بود
يعني فراموشي ،
قلب تقاضاي عفو عشق را داشت
ولي همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع كرد به طرفداري از عشق
آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي
اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي
و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد
حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟
همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند
تنها عقل و قلب در جلسه مادند
عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند !
ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده
چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟
قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود
و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند
و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم .
پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتي اگر نابود شوم...
اشتباه مي کني من فقير نيستم .... من ثروتمنديم که پول نداره !!! اين دوتا با هم خيلي توفير داره ........
روي سنگ قبر اسم کوچکم را بزرگ بنويسيد !!!
عده ای برایشان مهم نیست ... گروهی برایشان مهم است .. و دسته ای برایشان مهم نیست که مهم است !!! .
بیا با هم قرار بزاریم که تا ابد بی قرار هم باشیم !!!
خانه ای با سقف سفالی، حیاطی با یک حوض، طاقچه ای با یک قاب عکسی از من و تو، با یه عالم خاطره، چه رویای قشنگ و احمقانه ایست، وقتی یک صندلی هم برای نشستن نداریم
براي خود زندگي كنيم نه براي نمايش دادن آن به ديگران.
سفري به طول هزار فرسنگ با يك گام آغاز مي شود..
بازنده ها در هر جواب مشكلي را مي بينند، ولي برنده در هر مشكلي جوابي را مي بيند.
به جاي موفقيت در چيزي كه از آن نفرت دارم، ترجيح مي دهم در چيزي شكست بخورم كه از آن لذت مي برم(هينز سيندي).
بادبادك تا با باد مخالف روبه رو نگردد ، اوج نخواهد گرفت.
آنچه را که در مزرعه ذهن خود کاشتهاید درو خواهید کرد.
اگر در جریان رودخانه صبرت ضعیف باشد هر تکه چوبی مانعی عظیم بر سر راهت خواهد شد.
آن كه امروز را از دست مي دهد ! فردا را نخواهد يافت.
هيچ روزي از امروز با ارزش تر نيست
چنان باش كه بتوانی به هر كس بگویی مثل من رفتار كن
یک ضرب المثل امریکای هست که میگه مشکل که به وجود اومد بگرد راه حلش را پیدا کن نگرد دنبال این که چرا بوجود اومد.
انسان هر چه بالاتر برود احتمال ديده شدن وصله ی شلوارش بيشتر می شود (( اديسون ))
هنگامی که درگیر یک رسوایی می شوی ، در می یابی دوستان واقعی ات چه کسانی هستند .(( الیزابت تیلور ))
عشق عینک سبزی است که با آن انسان کاه را یونجه میبیند .(( مارک تواین ))
من نميگويم هرگز نبايد در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم بايد برای بار دوم هم نگاه کرد .(( ويکتور هوگو ))
هرگز به احساساتی که در اولین بر خورد از کسی پیدا می کنید نسنجیده اعتماد نکنید .(( آناتول فرانس ))
تصمیم خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد .(( پائولوکوئیلو ))
مهم نیست چه پیش آمده ، تحمل کن و اندوه خود را زیر لبخندی بپوشان .( دیل کارنگی )
علف هرزه چیست ؟گیاهی است که هنوز فوایدش کشف نشده است .(( امرسون ))
بردن همه چيز نيست ؛ امّا تلاش برای بردن چرا .(( لوئيس لومباردی ))
اگر نمیتوانی با کسی که عاشقش هستی باشی، عاشق کسی باش که با او هستی".
از من پرسيد: تو مال منی؟ گفتم:آره! مال خود خودتم. هر كاري دلت مي خواد باهام بكن. گفت :هر كاري؟ گفتم: آره. تنهام گذاشت و رفت
عشق چيست؟ افسانه اي بيش نيست.. با لبخندي آغاز مي شود با بوسه اي جان مي گيرد با قطره اي اشك پايان مي پذيرد
اين جمله هميشه يادت باشه: زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است
دلم احساس غم دارد در اين انبوه ويراني كمي تا قسمتي ابري و شايد باز باراني
چنين گفت زرتشت: عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي كن و از جدايي جدا باش..........
زندگي را از طبيعت بياموزيم ، چون بيد متواضع باشيم ، چون سرو ، راست قامت، مثل صنوبر، صبور، مثل بلوط مقاوم، مثل رود روان، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشيم.
من بي پناهم تو بي گناهي - دل به تو دادم ، چه اشتباهي- از تو كشيدم شكل كبوتر - نقاشي ام رو بگذار و بگذر- تو اين نبودي، من بد كشيدم - آخه دلت رو هرگز نديدم- تو بي گناهي، من بي پناهم - ايمن بماني از اشك و آهم
يك شبي با ياد تو بدرود خواهم گفت و رفت
خاطراتت را به جوي آب خواهم گفت و رفت
در فرار شعرهايم يك شبي خواهم نشست
آخرين اشعار خود را بر تو خواهم گفت و رفت
هميشه براي كسي بخند كه ميدوني به خاطر تو شاد ميشه. واسه كسي گريه كن كه ميدوني وقتي غصه داري و اشك ميريزي برات اشك مي ريزه. براي كسي غمگين باش كه در غمت شريكه. عاشق كسي باش كه دوستت بداره!
شبي غروب مي كنم كنار چشمهاي تو
و بي گناه مي روم به دار چشمهاي تو
من از تمام عاشقي به اين بسنده مي كنم
كه يك دقيقه سر كنم كنار چشمهاي تو
زماني كه مرا به دنيا آوردند مي گفتند همه را دوست بدار اكنون كه ديوانه وار دوستش دارم مي گويند فراموشش كن
يك عشق عروج است و رسيدن به كمال
يك عشق غوغاي درون است و تمناي وصال
يك عشق سكوت است و سخن گفتن چشم
يك عشق خيال است و خيال است و خيال
آنکه تو را این همه زیبا کرد کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد ، یا نمی داده به تو این همه زیبایی را ، یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد
در عشق اگه عذاب بکشی با اشک هر دو دیده طرح دریا بکشی تا خلوت من هزار فرصت باقی است تنها نشدی که درد تنها بکشی
در کویر سبز عشق این سخن از من بگیر. مرگ تو مرگ من است پس تمنا می کنم هرگز نمیر
دوستی برگ گلی نیست که بر باد رود،تشنه را آب محال است که از یاد رود
گفتند حدیث آشنایی جرم است،دل بردن و بعد هم جدایی جرم است.فرهاد بلند شد ز قبرش فرمود در مکتب عشق بی وفایی جرم است
بین رویاهای شبانه جستجویت می کنم، نرگس عشق منی هر لحظه بویت می کنم، ای گل ناز بهاری آرزویت می کنم
دلم یک لحظه از خوبان جدا نیست، افسوس که در خوبان وفا نیست
ای وارث شکوفه های باران بدان که نبض خاطرتم هر لحظه به یاد تو میزند
سیاهی چشمانت را دوست دارم چون رنگ روزگار من است
عزیزتر از آنی که بگویم دوستت دارم، محبوبتر از آنی که بگویم می خواهمت، نمی گم مال من باش فقط گاهی به فکر من باش
آنقدر زیر لبم نام تو را زمزمه کردم که لبم سوخت ولی نام تو را توبه نکردم
تو دریایی و من موج اسیرم ، که می خواهم در اغوشش بمیرم ، بیا دریای من آغوش وا کن ، نمی خواهم جدا از تو بمیرم
زندگی در گرو خاطره هاست ، خاطره در گرو فاصله هاست ، فاصله تلخ ترین خاطره هاست
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زدم به سوی تو فرستادم ، وقتی به ساحل نگاه تو رسید چشمانت را بستی قایقم غرق شد
در جوانی که غصه ها خوردم کسی یادم نکرد ، در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد ، آتش عشقت چنان از زندگی سیرم نکرد ، آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد
در خلوت من نگاه سبزت جاریست افسوس نمی شود کنارت باشم بی تو هر ثانیه و لحظه من تکراریست
برای من که دلم چون غروب دل انگیز است ، صدای تو از دور هم دل انگیز است
غروب غمت را به هر قیمت خریدارم چون طلوع شادی هایت را از ته دل آرزو دارم
در کوچه بن بست شما درویشم ای کاش که یک باره بیایی پیشم . در عالم عشق و عاشقی می خواهم ، یک جمله بگویم به تو می اندیشم
کلاس عشق ما دفتر ندارد،به او گفتم که مجنون تو هستم ولی آن بی وفا باور ندارد
ای کاش سه قطره اشک در چشمانت بودم با اولی می جنگیدم با دومی انتقام می گرفتم و با سومی ثابت می کردم که دوستت دارم
ای کاش می دانستم پس از مرگم اولین قطره اشکی را چه کسی برایم می ریزد و آخرین کسی که مرا فراموش می کند کیست
امروز با هم بودن را تجربه می کنیم و شاید فردا به یاد هم بودن را.پس امروزمان را زیبا کنیم به حرمت یاد خاطرات فردا
به شانه ام زدی تا تنهایی هایم را بتکانی به چه اندیشیده ای، ای دوست به تکاندن برف از شانه های آدم برفی
در جهان هرگز نشو مدیون احساس کسی، تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی، گوهر خود را نرن بر سنگ هر ناقابلی، صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی
آغاز کسی باش که پایان تو باشد، در روح کسی باش که در جان تو باشد، بیمار کسی باش که درمان تو باشد
اگر تمام دردهای دنیا را نردبان کنی دستت به سقف دلتنگی های من نمی رسه
گویند خدا همیشه با ماست، ای غم نکنه خدا تو باشی
از عشق تو گر بلا ببینم چه شود، گر جای وفا جفا ببینم چه شود، من روی تو را ندیده دیوانه شدم، بنگر که تو را ببینم چه شود
نمی دانم چرا با آنکه می دانم از آن من نخواهی بود با تار و پود جان برایت خانه می سازم
فکر نکن مسافری، من فقط راه عبورم. تکیه کن به من عزیزم من همون سنگ صبورم
هر کس به تماشایی رفتست به صحرائی، ما را که تو منظوری خاطر نرود جائی
مثل شقایق زندگی کن،کوتاه اما زیبا،مثل پرستو کوچ کن فصلی اما هدفمند،مثل پروانه بمیر دردناک ولی عاشق
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را،خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را
ساقه شکستن قانون طوفان است، تو نسیم باش و نوازش کن
اگر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد، سعی و عمل دیگر معنی نداشت. "موریس مترلینگ"
لازم نیست گوش کنید، فقط منتظر شوید. حتی لازم نیست منتظر شوید، فقط بیاموزید آرام و ساکن و تنها باشید. جهان آزادانه خود را به شما پیشکش خواهد کردتا نقاب از چهره اش بردارید. انتخاب دیگری ندارد؛ مسرور به پای شما درخواهد غلطید. "فرانتس کافکا"
کسی به فرجام زندگی آگاه نیست، خدا هم نیازی به عبادت بنده ندارد. " فردوسی"
تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است. "انگلس"
بیشترین تاثیر افراد خوب زمانی احساس می شود که از میان ما رفته باشند. "امرسون"
برای اداره کردن خویش، از سرت استفاده کن. برای اداره کردن دیگران، از قلبت. "دالایی لاما"
انسان باید از هر حیث، چه ظاهر و چه باطن، زیبا و آراسته باشد. "چخوف"
تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید. پرتو های خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند. "گراهام بل"
تمدن تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت. "لویی پاستر"
باید دنبال شادی ها گشت ولی غم ها خودشان ما را پیدا می کنند. "فردریش نیچه"
کمربند سلطنت، نشان نوکری برای سرزمینم است. نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد. اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد. این آرزوی همه عمرم بوده است. "نادرشاه افشار"
گنجی در اعماق نامحدود شما حبس شده است. در لحظه ای که خود نمی دانید، کشف خواهد شد. "جبران خلیل جبران"
کسی که دارای عزمی راسخ است، جهان را مطابق میل خویش عوض می کند. "گوته"
پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنست که بهد از هر زمین خوردنی برخیزی. "مهاتما گاندی"
ما به ندرت درباره آنچه داریم فکر می کنیم، در حالی که پیوسته در اندیشه چیزهایی هستیم که نداریم. "شوپنهاور"
آنکه می تواند، انجام می دهد، آنکه نمی تواند، انتقاد می کند. "جرج برناردشاو"
زندگی مثه کامنت گذاشتن واسه یه پست توی یه وبلاگ میمونه، هر کسی حرف خودشو میزنه، بدون اینکه واسش مهم باشه بقیه دارن چی میگن
با تشکر فراوان از
مجید فروزنده، گروه مارشال مدرن، گروه روزنه، جادوگر150، بهاره، محمد، پت
و کسری
در پناه یزدان
در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند ، و گاهي اوقات پدران هم
در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود
در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد ، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند
در 30 سالگي پي بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن
در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چيزي است كه خود مي سازد
در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن ، در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم ؛ بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم دوست داشته باشيم
در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند
در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بد ترين دشمن وي است
در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب
در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد
در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نيز كه ميل دارد بخورد
در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارتهاي خوب نيست ؛ بلكه خوب بازي كردن با كارتهاي بد است
در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه مي دهد و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود
در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است
در 85 سالگي دريافتم كه،همانا زندگي زيباست
با تشکر از سید امجد نظامی
تلاش کن
اگر از کسی رنجیده ای با خود او صحبت کنی
نه پشت سر او
تلاش کن
تا باور کنی دیگران وظیفه ای در قبال تو ندارند
و عامل سعادت و شقاوت هر کس خود اوست
تلاش کن
قدر دان لطف دیگران باشی و با رفتار و گفتارت
اونها رو از عشق و محبتی که به تو دارند پشیمون نکنی
تلاش کن
برای خوب کار کردن خوب هم استراحت کنی
تلاش کن
دنیا رو با زیباییهاش ببینی
تلاش کن
وقتی به موقعیتی میرسی, آنهایی که در این راه
به تو کمک کرده اند رو فراموش نکنی
تلاش کن
عهدی شکسته نشه و اگر شد تو باعث اون نباشی
تلاش کن
جوری رفتار کنی که از دیگران همون انتظار رو داری
تا بخاطر رفتارت دچار عذاب وجدان نشی
تلاش کن
به هر چیزی اونقدر بها بدی که استحقاقش رو داره
تلاش کن
با پیدا کردن دوستان جدید, دوستان قدیمی رو هم حفظ کنی
تلاش کن
تا بهبود یابی
با تشکر از سید امجد نظامی
پیوند جدید در قسمت پیوند های روزانه
تست شخصیت سنجی "یک به یک"
حتما امتحان کنید
من باور دارم ...که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اين که آنها همديگر را دوست ندارند نيست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آنها همديگر را دوست دارند نمىباشد.
من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.
من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترين فاصلهها. عشق واقعى نيز همين طور است.
من باور دارم ...
که ما مىتوانيم در يک لحظه کارى کنيم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.
من باور دارم ...
که زمان زيادى طول مىکشد تا من همان آدم بشوم که مىخواهم.
من باور دارم ...
که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آنها را مىبينم.
من باور دارم ...
که ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مىدهيم، صرفنظر از اين که چه احساسى داشته باشيم.
من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.
من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که بايد انجام گيرد را در زمانى که بايد انجام گيرد، انجام مىدهد، صرفنظر از پيامدهاى آن.
من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مىآيند و ما را نجات مىدهند.
من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا اين به من اين حق را نمىدهد که ظالم و بيرحم باشم.
من باور دارم ...
که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشتهايم و آنچه از آنها آموختهايم بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفتهايم.
من باور دارم ...
که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.
من باور دارم ...
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.
من باور دارم ...
که زمينهها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بودهاند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.
من باور دارم ...
که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم، زيرا ممکن است براى هميشه زندگى مرا تغيير دهد.
من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.
من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آنها را نمىشناسيم تغيير يابد.
من باور دارم ...
که گواهىنامهها و تقديرنامههايى که بر روى ديوار نصب شدهاند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.
من باور دارم ...
که کسانى که بيشتر از همه دوستشان دارم خيلى زود از دستم گرفته خواهند شد.
من باور دارم ...
«شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را دارد نيست
بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد بهترين استفاده را مىکند.»
با تشکر از امیر حجوانی
مدیر گروه مارشال مدرن
کی شود رقص کنان باده بنوشم شب و روز
من ز عشق توچو آن چشمه بجوشم شب و روز
کی شود ساقی ما یک دو سبو باز دهد
من چنان از نگهش مست سبو شم شب و روز
ساحر دل
برای من بزرگ ترین معجزه همین است که من وجود دارم. (صادق هدایت)
مرگ مادر مهربانی است که بچه خود را پس از یک روز طوفانی در آغوش کشیده و نوازش می کند و می خواباند (صادق هدایت)
این یکی جمله هدایت خیلی با نمکه: خودکشی های فصلی بیشتر از بی اعتقادی از زوال و وجوه زندگی مشترک بر می خیزد.
خبر نداشتن از کار دیگران آدم را اورژینال نمی کند باید خواند و شنید و اگر عرضه داشت زیرش زد (هدایت)
اگر بدانی چگونه دست رد بر سینه وسوسه ها بزنی هرگز آسیبی نخواهی دید. (پائولو کوئلیو)
اگر فقط نوار شکست هایمان را تماشا کنیم نومیدی ما را فلج می کند. (پائولو کوئلیو)
شجاعت به راستی زیر بنای همه صفات خوب است و سایر صفات نیک به آن وابسته است . (وینستون چرچیل)
عادت قدر شناسی را در خود تقویت کنی. در زندگی شکر گزار و قدر دان همه چیزهایی خوبی که دارید باشید. (برایان تریسی)
هر وقت به کسی می گویید ((متشکرم)) به هر دوی شما احساس بهتری دست میدهد. (برایان تریسی)
آیا شما بزرگی و عظمت خود را انکار می کنید ؟ (ل براون)
خدا به زمان احتیاج ندارد و هرگز دیر نمی کند. (اسکاول شین)
ما باید با کلامی که به زبان می آوریم خود را کوک نماییم .(اسکاول شین)
احساس حضور خدا را به عادت بدل کنید تا لحظه ایی از یاد خدا غافل نباشیم. ( اسکاول شین)
این جمله بالا تو قران هم هست ولی ما عمل نمی کنیم یکی دیگه به این نتیجه می رسه. (بهاره)
در ملکوت مجال از دست رفته وجود ندارد. اگر دری بسته شود دروازه یی گشاده می گردد. (اسکاول شین)
احساس ایمنی و شادمانی حاصل ایمان کامل به خداست ( اسکاول شین)
ای کم ایمان ها چرا ترسان هستید. (مسیح)
کفایت ما از خداست نان کفاف ما را امروز به ما بده ( انجیل)
پیش از خواب بهترین موقع برای پرورش شهود و تخیل خلاق است. (کاترین پاندر)
هر قدر بیشتر مطالعه کنیم درست تر فکر می کنیم (دارلاواکر)
هر مشکلی راه حلی دارد. (آنتونی رابینز)
در زندگی کمتر از بهترین را نپذیریم. (کاترین پاندر)
اگر بشر دست از کشتن حیوانات بردارد آدم نخواهد شد (صادق هدایت)
هرچه آسان و طبیعی است به چشم انسان خوار می آید. (هدایت)
چه خوب بود اگر می شد همه چیز را نوشت. (هدایت)
اگر مرگ نبود همه آرزویش را می کردند. (هدایت)
خاصیت هر نسلی این است که آزمایش نسل گذشته را فرموش کند. (هدایت)
اگر به یک دیگر محبت کنیم خدا در ما ساکن است و محبت و او در ما کامل شده است (انجیل)
باید دید چه چیز برایمان از همه چیز مهمتر است و برای رسیدن به آن چه چیزهایی را باید از دست بدهیم و در مقابل چه چیزی به دست می آوریم . (دیل کارنگی)
و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما مومنان نبود و اگر نه این بود که خدای مهربان البته توبه پذیر مهربان است و کار به حکمت کند( حدود و تکلیف را چنان آسان نمی گرفت و به توبه از شما رفع عذاب نمی کرد. (سوره نور .آیه 10)
باتشکر از بهاره مدیر وبلاگ دیوار سیاه و سفید
چه کسی میداند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی؟ چه کسی میداند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟ پیله ات را بگشا، تو به اندازه ی یک دنیایی
اینکه امروز خوبی برای خودم بسازم خود به خود فردای خوبی برای تو(فرزندم) ساختم... من و من
زیباترین ارایش برای لبان شما راستگویی برای صدای شما دعا به درگاه خداوند برای چشمان شما رحم و شفقت برای دستان شما بخشش و برای قلب شما عشق و برای زندگی شما دوستی هاست
هیچ کس نمیتونه به عقب بازگرده و همه چیز را از نو شروع کنه ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه
خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره یا این که خنده باشه بدون هیچ غصه ای.... یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی... ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه و چراغ راهمون میشه
ناامیدی ها مثل دست انداز های یک جاده میمونن ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد بنابر این رو ی دست اندازها و نا همواریها خیلی توقف نکن ..به راهت ادامه بده
وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی به اون چیزی که می خواستی برسی ناراحت نشو ..حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده
وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست برای هر اتفاق زندگی دلیلی وجود دارد که به تو میآموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری
تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه تمام اون کاری که میتونی انجام بدی اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست..وعاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه
بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی تا این که کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی
ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن ادم مناسبی برای دوست داشتن ..یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم باید به جای این کار ... در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم
هیچوقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت دوستی مث شراب میمونه که هر چی کهنه تر بشه ارزشش بیشتر میشه..
وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره؟؟خیلی ساده ..یعنی این که تو دو قدم از اون ها جلوتری پس در زندگی راهت رو ادامه بده
هيچ ورزشي براي قلب بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نيست
همیشه فکر می کردم اگه با غریبه ببینمش شهر رو به آتیش می کشم. اما الان حتا حاظر نیستم یه کبریت روشن کنم ببینم کجاس.
همیشه مثل عود باش نه مثل لاستیک. اگه عود رو آتیش بزنن بوی خوب میده ولی لاستیک بوی بد
روبروی من سرابه ، بخت من همیشه خوابه ، رو دلم جای یه زخمه ، بی زندگیم عذابه ، توی این شهر سیاهی ، میدونم تو بی گناهی ، واسه من تا همیشه ، قشنگترین اشتباهی
سه چیز در زندگی هست که وقتی رفت.. دیگر قابل بازگشت نیست
سخن...موقعیت...زمان
سه چیز در زندگی هست که باعث میشه تو شخص بزرگی بشی
سختکوشی..صداقت...موفقیت
سه چیز در زندگی هست که شخصیت انسان را از بین میبرد
حرص...غرور..خشم
سه چیز در زندگی هست که هیچ زمان نباید از دست داد
آرامش...امید...شرافت
سه چیز در زندگی هست که همیشگی و قطعی نیست
رویاهای انسان...موفقیت ...شانس
سه چیز در زندگی هست که بسیار قیمتی و ارزشمند هست
عشق...شرافت نفس...زمان
زیبایی زندگی به این نیست که چقدر شاد هستی ..بلکه به این است که دیگران چقدر از بودن تو شاد هستند بنابر این افکارت رو مثبت نگه دار زیرا افکارت هستند که جملاتت رو میسازند جملاتت رو مثبت نگه دار زیرا جملاتت هستند که اعمالت را میسازند اعمالت را مثبت نگه دار زیرا اعمالت هستند که عاداتت را میسازند عاداتت را مثبت نگه دار زیرا عاداتت , شیوه ی زندگیت را میسازد شیوه ی زندگیت را مثبت نگاه دار ..زیرا شیوه ی زندگیت سرنوشتت را میسازد
دنیا بیستون است اما فرهاد ندارد، و آن تیشه هزار سال است که در شکاف کوه افتاده است مردم می آیند و می روند اما کسی سراغ آن تیشه را نمی گیرد. دیگر کسی نقشی بر این سینه سخت و ستبر نمی زند. دنیا بیستون است و روی هر ستون ، عفریت فرهاد کش نشسته است.هر روز پایین می آید و در گوش ات نجوا می کند که شیرین دوستت ندارد. و جهان تلخ می شودتو اما باور نکن زیرا که تا عشق هست ، شیرین هست عشق اما گاهی سخت می شود ، آنقدر سخت که تنها تیشه از پس آن بر می آید روی این بیستون ناساز و ناهموار گاهی تنها با تیشه می توان ردی از عشق گذاشت ، و گرنه هیچ کس باور نمی کند که این بیستون فرهادی داشت
ریچارد براتیگان: هر فکری که همین الان در سر دارم مفت سگ هم نمی ارزد چون کاملا قاتی کرده ام.
خودت همان تغييري باش كه آرزو داري در دنيا مشاهده كني -- گاندي
بازيچه يار بودن عشق است،در پنجه غم شكار بودن عشق است،در محكمه اي كه يار باشد قاضي،محكومه طناب دار بودن عشق است
گلي چيدم فرستادم برايت، غضب كردي فكندي زير پايت، اگر اين گل مدارد قابل تو، تو از گل بهتري جانم فدايت
كاش قلبم درد پنهاني نداشت، چهره ام هرگز پريشاني نداشت، كاش مي شد دفتر تقدير عشق، حرفي از يك روز باراني نداشت
گر قضاي روزگار تكه تكه كند قلب مرا، مي نويسم روي هر تكه آن، نام تو را
مهرت اي يارن زماني ز دلم پاك شود... كه همه پيكر من زير زمين خاك شود
به خدا عشق به رسوا شدنش مي ارزد و به مجنون و به ليلي شدنش مي ارزد.دفتر قلب مرا وا كن و نامي بنويس، سند عشق به امضا شدنش مي ارزد
از اين ترسم به دل دردي بمونه، به عاشق چهره زردي بمونه، از اين ترسم بميرم در غريبي!گلم در دست نامردي بمونه
دل من غمگين است، غصه ام سنگين است، گر چه بي نفسم من، زندگي شيرين است، ميل گل در من نيست، بال من خونين است، اشك غم بايد ريخت، رسم دنيا اين است
در بيكران دور در روزگار نور در شهر بي عبور زير درخت مهر بر روي سنگ گور با جوهر سرشت با دست سرنوشت حرفي نوشته بود: آرامگاه عشق
مهرباني ات را به دستي ببخش كه مي داني با تو خواهد ماند وگرنه حسرتي خواهي گذاشت بر دلي كه دوستت مي داشت
اگر چشمان من درياست تويي فانوس شب هايش، اگر حرفي زنم از گل تويي معنا و مفهومش
آب تر از آنيم كه بي رنگ بميريم، از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم، تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم، شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم
عشق يك حادثه است و جدايي يك قانون پس حادثه ساز و قانون شكن باشيم
همه در حسرت يك پروازند. من به پرواز نمي انديشم، به تو مي انديشم توكه زيباتر از انديشه يك پروازي
آخرين تماشايت را پلك نخواهم زد، مبادا تصويرت در چشمانم آواره شود!
هر وقت دلم برات تنگ ميشه ميام پشت قلبت هي در مي زنم پس هر وقت قلبت مي زنه بدون دلم برات تنگ شده
اگر مُردن سزاي عاشقان است، براي مردنم هر شب دعا كن
تو دنيا سه چيز از هم سير نمي شن: باران از زمين، عاشقا از معشوق، من از تو
عشق نه آنست كه دل را به هيچ دست هر كس نداد و آزاد كرد آن را به خويش!
من پرستوي خزان ديده و پر مهر توام، حسرتي گر به دلم هست همان دوري توست
يادت باشه وقتي كسي برات ميميره مرام داشته باشي سر قبرش گل بذاري
پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت،بيچاره از اين عشق فقط سوختن آموخت
قلب من در شهر چشمان شما جا مانده است قدر يك شب هم شده از آن پرستاري كنيد
شب بود و شمع بود و غم بود من، شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم
عاشق هر كس شدم او شد نسيب ديگري، دل به هر كس داده ام او زد به قلبم خنجري، من سخاوت ديده ام دل به هر كس مي دهم، شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام
كنار دریا نشسته بودم و آرام گريه مي كردم قطره اي از اشكم به دريا افتاد، تا زماني كه آن قطره اشك را پيدا كنم دوستت دارم
تو آسمون دنيا هر كسي ستاره داره، چرا وقتي نوبت ماست آسمون چيزي نداره
من همان قاب تهي، خسته و بي تصويرم كه براي تو و تصوير دلت مي ميرم
اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست، وفا آن است كه نامت را هميشه بر زبان دارم
فهميدن عشق را چه مشكل كردند، ما را ز درون خويش غافل كردند، انگار كسي به فكر ماهي ها نيست، سهراب بيا كه آب را گل كردند
حضرت عشق بفرما كه دلم خانه توست، سر عقل آمده هر بنده كه ديوانه ي توست
در محكمه روز قيامت كنم از تو شكايت، به خدايت گويم كه مرا كشته دو چشمان سياهت
اي دوست به پاي هر گلي خار مشو، با هر كه دم از عشق زد يار مشو
عشق تو هستم، مرحمم باش، ز درد بي كسي قلبم شكسته، به شهر بي كسي ها همدمم باش
وفاي بي وفايان كرده پيرم، برم يار وفاداري بگيرم، اگر يار وفاداري نديدم، سر قبر وفاداري بميرم
زندگي شهد گل است، زنبور زمان مي مكدش، آنچه مي ماند عسل خاطره است
دل هيچ كس نمي سوزه براي حال غمناكم، مگر سوزد همان شمعي كه مي سوزد سر خاكم
در خلوت من نگاه سبزت جاري است، اين قسمت بي تو بودنم اجباري است، افسوس نمي شود كنارت باشم، بي تو هر ثانيه و لحظه من تكراري است
در سايبان عاشقي، در كوي مهد و دلبري، خوبان فراوان ديده ام، اما تو چيز ديگري
كاش معشوق ز عاشق طلب جان مي كرد، تا كه هر بي سروپايي نشود عاشق دلدار كسي
اگر كسي رو دوست داري نه براش ستاره باش، نه آفتاب چون هر دوشون زود گذرند، پس براش آسمون باش كه هميشه بالاي سرش باشي
ديروز يه دسته گل اومده بود به ديدنم با يك نگاه مهربون. همون كه سالها آرزوشو داشتم و از من دريغ مي كرد، گفت دلش خيلي برام تنگ شده، مي خواستم اشكش را پاك كنم اما نتوانستم. اون رفت ولي سنگ قبرم خيس خيس بود!
زندگي را دور بزن و آن گاه كه بر بلندترين قله رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي كن كه پايت را خراشيدند
دوستي من و تو دوستي شاخه و برگ است، و جدايي برگ از شاخه ، مرگ است
امشب دلم از امدنت سرشار است، فانوس به دست كوچه ديدار است آن گونه تو را در انتظارم كه اگر،اين چشم بخوابد آن يكي بيدار است
اگر ديدي دلي تنها نشسته، ميان رنج غمها تك نشسته، نگو آن دل چرا تنها نشسته، بدان كه دوريت آن را شكسته
سيب سرخي را به من بخشيد و رفت، عاقبت بر عشق من خنديد و رفت، اشك در چشمان سردم حلقه زد، بي مروت، گريه ام را ديد و رفت
اگر عالم شود انگشتر ناب، تو بر انگشتر عالم نگيني
نبودي بي تو پنهان گريه كردم، تو را ديدم و خندان گريه كردم، براي اين كه اشكهايم نبيني، نشستم زير باران گريه كردم
زندگي سه تا پيچ داري، تولد_عشق_مرگ، سر پيچ دوم منتظرتم كه تا پيچ سوم باهات بيام
گل من خبر نداري دل گلدونت مي گيره، اگه تو پژمرده باشي گلدونت برات ميميره
عشق يعني شب نشيني با خدا، گفتگو با ناله اما بي صدا، عشق پرتاب گلي از سوي دوست، هر كجا باشد دلم همراه اوست
کسی چون تو مرا غریب و تنها نگذاشت این گونه در التهاب فردا نگذاشت سوگند نمی خورم ولی باور کن... کسی چون تو به خلوت دلم پا نگذاشت
زندگی رسم خوشایندیست... زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ... پرشی دارد اندازه ی عشق... زندگی چیزی نیست که لب تاقچه ی عادت از یاد من و تو برود...
زندگی مثل بازی حکمه!! مهم نیست که دست خوبی نداری مهم اینه که یار خوبی داشته باشی؛ اینطوری شاید حتی بتونی بازی باخته رو ببری
باید در زندگی همچون دریا بود تا اگر با سنگهای سخت برخورد کردیم ، سنگها در عمق ما محو شوند نه ما در عمق سنگها
زيبا ترين غروب : غروب عاشقان......زيبا ترين سنگ : دل يار. زيبا ترين مايع : اشك .....زيبا ترين ناله :آه....زيبا ترين دوست : قلب (تو) زيبا ترين كلام دوستت دارم
گر روزي مُردم ، تابوتم را سياه کنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم بر روي سينه ام تکه يخي بگذاريد تا به جاي معشوقم برايم گريه کند ... چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم ... و آخر اينکه دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولي نتوانستم
هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير
خداحافظ : ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ : ولی این یعنی در اندوه تو میمیرم دراین تنهایی مطلق که می بندد ، به زنجیرم و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و تشکر فراوان از
بهاره, جادوگر, من و من, تهمینه, پارسا, گروه روزنه, آیدین, پت, حسین
که تو جمع آوری این مطالب محبتشون بی دریغ بوده و هست
پاینده باشید
سخنانی از بزرگان در مورد هنر
پابلو پيکاسو:
هر کودکی يک هنرمند است مساله مهم "هنر مند ماندن " است.
گلوک:
موسيقی ابتدا وانتهای زبان است ، همانطور که : احساسات ابتدا وانتهای عقل است . افسانه آغاز و پايان تاريخ است و عشق شروع و ختم شعر.
مندلسن :
در موسيقی نتها مانند کلمات معنی مشخصی دارند ولی ترجمه و تفسير آنها غير ممکن است.
رليبوز :
موسيقی شاعرانه ترين ، نيرومند ترين و زنده ترين هنرهاست ، بايد آزادتر از هنرهای ديگر نيز باشد.
نيکلاويچ سروف:
موسيقی به خودی خود پردانه ترين هنر های زيبا بوده ، همه طبيعت را شامل میشود.اگر تنها هنرش بناميم ، از ارزش آن کاسته خواهد شد.
موسرسگی:
گمان میکنم تاثير موسيقی در هر کس يک وجود ثانوی را بيدار ميکند که خيلی عالی تر از هستی معمولی همه روزه است.
برنو والتر:
من زندگی نمی کنم مگر برای موسيقی که از زمان جوانی روح را تسخير کرده است.
تاملن:
من سادگی را شعار خود کرده ام موسيقی نبايد مانند علوم اسرار آميز باشد.
سن سانس:
موسيقی زبان واقعی جهانی است . مو سيقی هنر عقل های گمراه و اسير نيست بلکه هنر آزاده ترين و فعالترين عقل هاست.موسيقی وسيله ای است برای اتفاق و تفاهم مشترک بین مردم.
ژرمن ريجر :
تصور آدمی هرگز در هنر گم نمیشود.
انسل آدامز:
هيچ کس به تصوير نقاش اعتماد نمی کند ولی مردم عکس را باور ميکنند.
خوان ميرو:
سعی من بر آن است که رنگ ها را بر بوم همچو کلمات در شعر يا نت در موسيقی بکار گيرم.
هاکسلی:
بعد از سکوت در بيان آنچه قابل گفتن نيست هيچ چيز به پای موسيقی نميرسد.
هانری هانيه:
آنجا که سخن باز می ماند موسيقی اغاز ميگردد.
هانس آيسلر:
کسانی که موسيقی را صرفا برای موسيقی کار ميکنند از خود موسيقی نيز چيزی نخواهند فهميد.
نيچه:
زندگی بدون موسيقی اشتباهی بيش نيست
یک راست و بی مقدمه میریم سر اصل مطلب
******
یه دوست هرگز مث یه اتفاق ساده تو زندگی تو نیست ..بلکه اونا میان تو زندگیت واسه این که ..به اون معنا ..شادی و خوشحالی بدن ..پس من به با ارزش بودن دوستی بین خودم و تو واقفم ..
در زندگیم ..من آموخته ام که چگونه عشق بورزم ..چگونه بخندم و شاد باشم..چگونه در کارهای سختی که به من محول شده قوی باشم.چگونه درستکار و با ایمان و بخشنده باشم ..ولی هیچوقت قادر به آموختن این که تو رو فراموش کنم نبودم ..
شاید که در طول سالها به جایی نرسیده باشم ..و یا ایمان شکننده ای داشته باشم ولی همیشه به خاطر این که در طول سفر زندگیم با تو آشنا شده ام خدا رو شکر گزارم ..
یه دوست به تو امید میده وقتی که زندگی برات بی ارزشه ..یه دوست محلی هست که وقتی جایی رو نداری میتونی بهش پناه ببری ...یه دوست درستکار..امین ..و با ارزش که تو هستی
نصف عمر آدما می گذره در پیدا کردن یه دوستان واقعی و نصف بقیه اش هم میگذره در نگه داشتن این دوستای خوب ..من خوشبختم که کمتر از نصف عمرم رو صرف پیدا کردن تو کردم و آرزو دارم که بقیه عمرم رو صرف نگهداشتن تو و دوستیمون بکنم...
دوستی شیرین است ولی زمانی شیرین تر میشه که واقعی باشه و زمانی شیرین ترین میشه که اون دوست ..تو باشی
پشت سرم قدم بر ندار من شاید نتونم برای تو راهنما باشم ..جلوتر از من هم قدم بر ندار ..شاید توانایی به دنبالت اومدن رو نداشته باشم..کنارم قدم بردار و همراه و دوستم باش
اگر بوسه ها آب باشند به تو دریایی رو تقدیم میکنم ..اگر آغوشها برگ باشند من درخنی را به توتقدیم خواهم کرد .اگر عشق سیاره ای باشد ..من به تو کهکشانی را پیشکش میکنم و اگر دوستی ها به معنی تمام عمر و زندگی باشه ..من جانم را تقدیمت خواهم کرد
من حتما آدم خوش شانسی بوده ام که یه دوست خوبی مث تو پیدا کرده ام و من رنگین کمان را تا انتها می پیمایم اگه به من قول بدی که دوست من باقی خواهی ماند
گلها به خورشید درخشان و بنفشه ها به شبنم صبحگاهی احتیاج دارند. تمام فرشته های آسمون خبر دارن که من هم به تو احتیاج دارم .
سالها ممکنه که بگذرن و اشک ها ممکنه که خشک بشن ولی دوستی بین من و تو هرگز نمی میره .
فرشتهها آمدهاند پايين. همه جا پُر از فرشته است. از كنارت كه رد ميشوند، آیا ميفهمي؟ اسمت را كه صدا ميزنند، آیا ميشنوي؟ دستشان را كه روي شانهات ميگذارند،آیا حس می کنی؟
من به خدا گفتم: امروز پيامبري از كنار خانه ما رد شد امروز انگار اينجا بهشت است
خدا گفت: كاش ميدانستي هر روز پيامبري از كنار خانهتان ميگذرد و كاش ميدانستي بهشت همان قلب توست
یک پلک زدن فاصـــــله از تو تــــا من
بـــــاید بزنیم پلک یــــا تـــو یــــــا من
هر چند که گفتند گناه است این کار
امــــا تو یکی بزن گـــناهش بـا من
خلیل جوادی
مثل گل صد برگ شکوفا شده ای
چون مــــاه چهارده فریبا شده ای
در آینه ی نگـــــاه من چشم بدوز
تا در یابی چقدر زیبــــــا شده ای
خلیل جوادی
ماهی تو که بر بام شکوه آمده است
آیینه زدستت به ستوه آمده است
خورشید اگر گرم تماشای تو نیست
دلگیر مشو ز پشت کوه آمده است
خلیل جوادی
اینكه ما گمان میكنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم ...
دوستان تيکهاي پازلن اگه يکيش کم شه هيچی جاشو نميگيره و اون پازل هيچ وقت کامل نميشه تو يکی از همون تيکه هايی که هيچ وقت گم نميکنم.
پايان همه چيز زيباست اگر زيبا نبود، بدان هنوز به پايان نرسيده!
انسان ميتواند بی آنکه انسان بزرگی باشد،انسانی آزاده باشد،اما هيچ انسانی نميتواند بی آنکه آزاد باشد،انسان بزرگی باشد.
يکی بود،يکی نبود.وقتی اين يکی بود،اون يکی نبود.وقتی اون يکی بود،اين يکی نبود.مهم نيست کی بود،کی نبود،ولی حيف که هيچوقت اين يکی با اون يکی نبود
توف
توف
توف
تو فکر کردی من ميتونم بهت فکر نکنم؟!!
کاش می شد روی قلب سرنوشت
لحظه های با تو بودن را نوشت
توی زندون عشقت اینقدر شلوغ می کنم تا مجبور بشی بندازیم تو انفرادیه قلبت
بهتره برای چیزی که هستی مورد نفرت باشی تا این دوستت داشته باشن برای اون چیزی که در واقع نیستی
انسان ها ممکنه سخنانت رو فراموش کنن .. ولی هیچ زمان احساسی که تو باعث شدی تا تجربه اش کنن رو فراموش نخواهند کرد
اهمیت عاشق بودن بیشتر از مورد علاقه کسی واقع شدن است
هیچوقت در مبارزه خودت رو محدود نکن ..بلکه با محدودیت هات مبارزه کن
وقتی به گذشته نگاه میکنم چیزی که باعث میشه افسوس بخورم اینه که اغلب اوقات وقتی کسی رو دوست داشتم احساسم رو به زبون نیاوردم.
در بین سختی ها و مشکلات فرصت های طلایی نهفته هست
دوستت رو از روی شخصیت و باطنش انتخاب کن و جورابت رو به وسیله رنگ اون اگه جورابت رو فقط از رو جنسش انتخاب کنی زیبا نیست و دوست رو هم از روی رنگ و نژادش انتخاب کردن عاقلانه نیست
هیچوقت برای حفاطت خودت از حصار استفاده نکن ... در واقع دوستات هستن که حافظ تو هستن
یادت باشه نه تنها باید هر حرف درستی رو سر جای خودش و به موقع بزنی بلکه سخت تر اینه که باید حواست باشه که در مواقعی هم که وسوسه می شی سخن اشتباهی رو به زبون نیاری
ثروت یا فقر انسانها به میزان داراییشون نیست..بلکه به رفتار و منش و شخصیتی هست که از اون برخوردارن
شخصیت آدمها باعث میشه که درهای بسته رو اونا باز بشه ..ولی چیزی که باعث میشه این درها همیشه باز بمونه رفتار و اخلاق پسندیده و باطن درست اوناست
موفقیت در واقع بیشتر زمانی اتفاق میافته که تو بتونی مقاومت کنی و ادامه بدی حتی بعد از اینکه دیگران از مبارزه و تلاش دست کشیده اند .
هیچوقت اخم نکن ..چون اونوقت هرگز کسی رو که با لبخندت عاشقت خواهد شد نخواهی شناخت
دلیل و فلسفه زندگی همیشه شاد بودن نیست... بلکه مفید و قابل احترام بودن و همدردی با دیگران هست که باعث تفاوت بین این که فقط زندگی کرده باشی یا اینکه خوب و درست زندگی کرده باشی میشه
یه کشتی توی بندر مسلما صحیح و سالم میمونه ولی یادت باشه که کشتی ها واسه سفر کردن ساخته شدن نه یه جا موندن ..
طول زندگی و تعداد سالهایی که زندگی کردی مهم نیست بلکه نحوه ای که در طی سالها زندگی کرد ه ای مهمه
حضور هيچ کس در زندگي ما اتفاقي نيست خداوند در هر حضوري رازي نهان کرده براي کمال
مهرباني را وقتي ديدم كه كودكي خورشيد را در دفتر نقاشي اش سياه كشيد تا پدر كارگرش زير نور آفتاب نسوزد
من تمام ستاره های آسمون رو دوست دارم ولی اونا در مقایسه با ستاره ای که در چشمان تو میدرخشه هیچند
لبخند بدون این که دهنده اش رو فقیر کنه ، گیرنده اش رو ثروتمند می کنه !
گر روزی مرا نخواستی فریاد نکن ... آهسته در گوشم بگو تا آهسته بمیرم ...
خوشحالی که دلمو شکستی؟؟؟ بدان ای نازنین آنچه شکستی تصویر زیبای خودت بود که در دلم ساخته بودی
از لال ترين لال ها لال ترم
از هر چه اسير بي پرو بال ترم
هر لحظه بدون او هزاران سال است
اي نوح, من از تو کهن سال ترم
زندگي رويش حادثه نيست
زندگي رهگذر تجربه هاست
تکه ابريست به پهناي غروب
آسمانيست به زيبايي مهر
گوهر خویش را مکن تقدیم هر ناقابلی
صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی
کو طبیبی تا شکافد قلب خونین مرا
تا ببیند من نمردم عشق تو کشته مرا
من عطر ياس خوشبو ندارم
در باغ رويا شب بو ندارم
قايق زياد است اما
براي به تو رسيدن پارو ندارم
به تو رسيدن شايد طلسم است
من هم چراغ جادو ندارم
یکی تصادف می کنه می میره ، یکی پیر میشه می میره ، یکی بیمار می شه می میره ، بالاخره هر کی یه جور می میره ، اما من ... واست همه جوره می میرم !
تنها برنامه ای که تکرارش آرزوی من است ، پخش زنده ی نگاه توست !
میدونی اگه تو رو تو بیابون بکارن کاکتوس در میای, تو رویا بکارن کابوس در میای, تو کویر بکارن خیارشور در میای ولی تو دل من بکارن عمرا اگه در بیای
به سلامتی رفیقی که زرنگه, وجودش قشنگه, قلبش یه رنگه, عشقش پر رنگه, شرابش خوش رنگه, آخرش دلم واسش تنگه
فردا صبح وقتی چشمای قشنگت رو باز می کنی ، یادت باشه که شب قبل یکی به یاد تو چشماشو بسته ...
مي خوام به سردي شب هام بخندم . . .
مي خوام به پوچي فردام بخندم . . .
وقتي مي بينمت با ديگروني . . .
تو اوج گريه هام مي خوام بخندم . . .
مي خوام داد بزنم تنهاي تنهام . . .
مي خوام وقتي ميگم تنهام بخندم . . .
كوچيك كه بوديم تنها كفشامون رو اشتباه مي پوشيديم ، اما حالا چي؟ حالا كه بزرگ شديم تنها كار درستمون پوشيدن كفشامونه !!!
زندگي مستطيلي است
به طول خاطرات
به عرض مشكلات
به قطر دوستي
به رنگ آفتاب
به محيط نفرت
و به مساحت عشق
براي بافتن ريسمان زندگي به دنبال بافنده اي دیگر باش من فقط شكافتن را خوب بلدم . . .
الهي روزگارت آفتابي
الهي شامگاهت ماهتابي
الهي در همه دوران عمرت
به قلب هر كه خواهي راه يابي . . .
چه كنم كه تو سلطان جهاني و من دوريش خرابات
تو ارباب وفايي و من نوكر چشمات
وقتي تو پيروز ميشي من با غرور به همه ميگم : هي اون دوست منه ! اما وقتي ميبازي كنارت ميشينم و ميگم : هي من دوست توام . . .
ميگن عشق مثل خورشيد مي مونه هنوز از طلوعش به حد كافي لذت نبردي كه از غروبش دلگير ميشي . . .
عشق يعني پاك ماندن در فساد
آب ماندن در دماي انجماد
در حقيقت عشق يعني سادگي
در كمال برتري افتادگي
ز مرگم هيچ نمي ترسم
اگر دنيا سرم ريزد
از اين ترسم كه بعد از من
گلم را ديگري بوید . . .
سرنوشت تصميم ميگيرد كه تو در زندگي با چه كسي ملاقات كني اما تنها قلب توست كه مي تواند تصميم بگيرد چه كسي در زندگي تو باقي ميماند
نگاه ساكت باران به روي صورتم دزدانه مي لغزد. ولي ياران نمي دانند كه من دريايي از دردم.
به ظاهر گرچه مي خندم ولي اندر سكوتي تلخ ميگريم
اگر این قدر قوی نیستی که ببازی ..مسلما توانایی برتده شدن را نیز نخواهی داشت
هیچ رازی در موفقیت وجود ندارد..موفقیت نتیجه آمادگی..تلاش سخت..و درس گرفتن از شکست هاست
همیشه زیرکترین آدم ها کسانی نیستند که کمترین میزان شکست را دارند بلکه کسانی هستند که از شکست ها بهترین درس را میکیرند...
شکست معمولا یک موقعیت موقتی است..ولی نا امید شدن آن را به یک موقعیت دائمی تبدیل میکند
شکست باید مثل یک معلم برای ما باشه ..نه یک مانع برای پیشرفت...شکست می تواند باعث بشه یه مقداری عقب بیافتی از کارات ولی نباید مسبب مغلوب شدنت باشد...شکست به منزله یک وقفه توی کارات هست ولی نه یک نفطه پایان. تنها در صورتی میتوانی از شکست اجتناب کنی که چیزی نگی ..کاری نکنی...و هیچ چی نباشی ... ....... (یعنی در واقع پاهات رو رو به قبله دراز کنی و هیچ کاری نکنی )
اگرنمی تونی اشتباه کنی یعنی هیچ کاری نمی تونی بکنی
هیچ کسی نمیتونه شرط ببنده که با یه حرکت قادر به برنده شدن در یک بازی شطرنج هست... یه زمانهایی لازمه تو یه قدم عقب نشینی کنی تا بتونی یه قدم به جلو بر داری
بزرگترین موهبت این نیست که هیچ زمان شکست نخوری... بلکه این است که بعد از هر شکست بتونی دوباره بلند شی
قضاوت دیگران نسبت به من روی تعداد دفعاتی نیست که شکست خورده ام..بلکه روی تعداد دفعاتی است که موفق شده ام ..و تعداد دفعاتی که موفق شده ام دقیقا زمانی بوده که بلا فاصله بعد از این که شکست خورده ام دوباره به تلاش ادامه داده ام و موفق شده ام....
بیشتر آدم ها زمانی نا امید میشن که چیزی به موفقیتشون نمونده..در یک قدمی پیروزی دست از تلاش بر می دارند...آنها در دقیقه آخر تمامی امید خود را از دست میدهند..یک قدم مانده به خط پایان و یروزی
اگر احتمال شکست وجود نداشت ..پیروزی بی معنی بود (طعم شیرین خود را از دست می داد)....
دست هایی که کمک می کنند مقدس تر از لب هایی هستند که دعا می کنند
کورش کبیر
می گن هر ۳ ثانیه یکی تو دنیا می میره بشمار ۱..۲..۳.. همین الآن یکی مرد! یادمون باشه یکی از این ۳ ثانیه ها نوبت ماست
انسان گفت: خدایا به من همه چیز بده تا از زندگی لذت ببرم
خدا گفت: من به تو زندگی دادم تا از همه چیز لذت ببری
در قلبتو واسه کسی بازنکن، چون اونی که دوستت داره خودش کلید داره.
زندگی آنقدر عجیب نیست كه شما تصور می كنید. زندگی آنقدر عجیب است كه شما نمی توانید تصور كنید.
اگه دیدی یه روز یه پرنده اومد رو شونه ات نشست, تعجب نکن . واسه این که من آدرس زیباترین گل دنیا رو بهش دادم . بزار یه کمی استراحت کنه, میره به اون آدرسی که من دادم بهش
تو توی دماغ من چی کار می کنی؟ جنبه شوخی داشته باش! خواستم بگم: تو نفس منی!
می دونی فرق تو با میرزا نوروز چیه؟میرزا نوروز پول داشت، کفش نمی خرید، تو تلفن همراه داری پیامک نمی دی!
انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمیزند كه خیال میكند دیگران را فریب داده است !!!?
اگه داشتن شخصی در قلبمون خیلی راحته ولی این که تو قلب کسی خودتو نگه داری خیلی مشکله پس قدر قلبی که تو رو تو خودش نگه داشته بدون
تلاش برای فراموش کردن کسی که دوستش داری درست مثل این می مونه که کسی رو که تا حالا ندیدی رو بخوای به خاطر بیاری
موقعي که داري واسه بدست آوردن کسي ميدوي آروم بدو چون شايد يکي هم داره واسه بدست آوردن تو ميدوه
سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم، بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم
وقتي كسي ناراحتت ميكنه 42 تا ماهيچه استفاده ميشه تا اخم كني، اما فقط 4 تا ماهيچه لازمه تا دستت رو دراز كني و بزني پس كلهاش
همه زندگي فقط 3روزه : اومدن - بودن - رفتن . من خودم نخواستم بيام ولي خودم مي خوام که باشم اونم فقط به خاطره تو وقتي هم که ديگه نباشي منم ميرم
عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو مال مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني . عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من بتپه
اگه اهل حالي.اگه خيلي باحالي.يه اف بذار ببينم در چه حالي؟
اگر تمام درد هاي دنيا را نردبان كني ، دستت به سقف دلتنگي من نميرسد .
...
...
...
...
...
شرمنده، یادم رفت چی می خواستم بگم!
دوباره برو بالا، برگرد پایین شاید یادم اومد...
توی زندگی افرادی هستند که مثل قطار شهربازی می مونن، از بودن با اونا لذت می بری، ولی باهاشون به جایی نمی رسی!
همیشه پشت سر هر مرد موفق، زنی است... که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره!
* _* _*
_* __*
*__ *
* _*_ *
_*_ *_ *
این قاصدک ها رو فوت کردم تا بیان بهت بگن به یادتم.
می دونی فرق تو با آهن چیه؟آهن زنگ می زنه، ولی تو حتی یه پیامک هم نمی دی!
عاشق آن نيست كه براي عشقش در سرما آتش روشن كند، عاشق آن است كه كتش را بدهد به عشقش، خودش سرما بخورد و 6 تا آمپول بزنه تا ديگه از اين غلط ها نكنه!
فقط تنبلها معتقدند کاری را که ميتوان پسفردا انجام داد، نباید به فردا موکول کرد!
الا یا ایهاالساقی ادر کاسا و ناولها ... که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد تالار و شام و عاقد و عکاس و آرایشگر و فیلم و لباس و تاج و کفش و کیف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجیر و سرویس طلا ... آنهم از آن سرویس خوشگلها... و از این جور مشکلها
یاد آور میشوم که آدرس وبلاگ شاعر خوش ذوق و طنز پرداز آقای خلیل جوادی در قسمت پیوند ها موجود می باشد و دوستان می توانند از دیگر آثار ایشان در وبلاگ خودشان بهره مند شوند.
و باز هم تشکر می کنم از همه اونهایی که کم و بیش در گرد آوری مطالب وبلاگ حقیر رو یاری می کنند.
در پناه یزدان سالم و سرفراز باشید


